روزنامه هفت صبح، کمال بردبار | او جای چه چیزی را در فرهنگ عمومی مردم ما پر کرده است؟ این محبوبیت غریب از کجا آمده است. او همان طنین و انعکاس باستانی سلطنت پهلوانان بر قلوب مردم ما است؟ همان داستان قدیمی رستم و پوریای ولی و تختی؟ داستان بههم پیچیدن و کشتی گرفتن پهلوانان در تعیین سرنوشت نبردهای بزرگ؟ نمیدانم. سالها بود که چنین محبوبیت دیوانهواری را مشاهده نکرده بودم. این عشق بیواسطه.
هیچکدام از ستارههای فوتبال ما از چنین عشق جنونآمیزی از سوی مردم برخوردار نبودهاند. حتی علی کریمی. اینجا داستان فرق میکند. اینجا با یک قهرمان ملی روبهروییم. قهرمانی که شاید خودش اصلا کوچکترین اطلاعی از این موضوع نداشته باشد. اما مردم این کشتیگیر محجوب و خوشچهره را برای پادشاهی قلبهای خود انتخاب کردهاند.
حتی اگر بارها آنها را در حساسترین نبردها ناامید کرده باشد. اما مردم دوستش دارند. مهرش به دل مردم نشسته است. این کشتیگیر فنی مازنی که انگار ترکیب امامعلی حبیبی و عبدالله موحد است با ۴ طلای جهانی و المپیک. یزدانی خیلی باید مواظب خودش باشد. او در جایی نشسته که حتی فکرش را هم نمیتواند بکند.
این تصویری است پس از کشتی فینال ۸۶ کیلو. وقتی یزدانی این جویباری ۲۷ساله بر علیرضا کریمی با نتیجه خردکننده ۱۰بر صفر غلبه کرد و هزاران تماشاگری که برای دیدن او به استادیوم آمده بودند را از خوشی دیوانه کرده بود. حاصلش ریختن داخل زمین بود و فشردن و بوسیدن او که از قرار باعث مصدومیت سر و صورت او هم شده است.
چند روز قبل درباره جمشید هاشمپور نوشته بودیم که محبوبیت مسئله عجیبی است. مکانیسم خارقالعادهای دارد. محبوبیت حسن یزدانی هم غیرقابل تحلیل است. عشقی که به او وجود دارد در سالهای پس از انقلاب نثار هیچ ورزشکاری نشده است. حتی رضازاده.



