روزنامه هفت صبح | متاسفانه زلزله پریشب در هرمزگان با بزرگی ۶.۱ ریشتر ۵ نفر از هموطنانمان را قربانی کرد. در حالیکه به دلیل خبرهایی که درباره ویرانی کامل برخی روستاها به گوش میرسید، عدهای تعداد تلفات را بسیار بالاتر پیشبینی میکردند تاجاییکه رئیس اورژانس و هلالاحمر مجبور شدند درباره این موضوع توضیح بدهند و بگویند که اگرچه زلزله دو ساعت بعد از نیمهشب رخ داده اما خیلیها به دلیل پیشلرزهها بیرون از خانه بودهاند و عده زیادی از اهالی محلهای نزدیک به کانون زلزله هم در خانههای نوساز امن سکونت داشتند و بافتهای قدیمی سکنه چندانی نداشته است.
همین ماجرا بعد از زلزله سرپل ذهاب هم تقریبا رخ داد؛ زلزلهای با بزرگی ۶.۴ ریشتر که با وجود حجم ویرانی نسبتا بالایی که بهجا گذاشت اما بنابر آمارهای رسمی فوتی نداشت و بدون تلفات جانی مستقیم رخ داد. کمی قبل از آنهم زلزله ۷.۴ ریشتری ازگله در کرمانشاه با کمتر از ۵۰۰ قربانی در داخل مرز ایران رخ داد، درحالیکه ۱۸ هزار واحد مسکونی یا به کلی ویران شدند یا آسیب خیلی جدی دیدند.
وقتی تمام این عددها را میگذاریم کنار نزدیک به ۴۰هزار فوتی زلزله ۶.۶ ریشتری بم و ۳۷هزار قربانی زلزله ۷.۳ ریشتری رودبار و منجیل، میفهمیم که چرا افکار عمومی با شنیدن زلزلههای بزرگتر از ۶ ریشتر تعداد تلفات بیشتری پیشبینی میکنند و بیشتر نگران میشوند. سوال این است که آیا طی نزدیک به ۲۰سالی که از زلزله بم میگذرد، اتفاق خاصی رخ داده که زلزلههای بزرگ قربانیان کمتری میگیرند یا موضوع کلا چیز دیگری است؟
ریشتر یک سوءتفاهم است
محمد افشاری زلزلهشناس به هفتصبح میگوید که چون رسانهها بیشتر از هر چیز بر شدت زلزله در مقیاس ریشتر تاکید میکنند، مردم فکر میکنند هرچه این عدد بزرگتر باشد یعنی قاعدتا زلزله باید تعداد فوتیهای بیشتری هم داشته باشد و ویرانی بیشتری بهجا بگذارد، درحالیکه این خیلی تصور عوامانهای است. یک زلزله ویژگیهای مختلفی دارد که میتوان روی توان تخریب آن تاثیرگذار باشد؛ از ویژگیهای خود زلزله که بگذریم بازهم پای باقی عوامل در میان است.
زلزلههایی مانند بم و رودبار و منجیل بهطور کلی زلزله خاصی بودهاند که اگر همین حالا هم در همان مناطق رخ بدهند قربانیان زیادی میگیرند. در بسیاری از زمینلرزهها صفحه زمین در یک یا دو جهت حرکت میکند اما در زلزله بم ما با حرکت در سه جهت مواجه بودیم و این یعنی قدرت تخریب بسیار بالا. از دیگر ویژگیهای مهم زمینلرزه عمق آن است.
زمینلرزهها میتوانند در هر نقطهای از سطح زمین تا حدود ۷۵۰ کیلومتری زیر سطح آن رخ بدهند. زمانیکه زلزله عمیق پیش میآید انرژی آن اغلب در زمین پراکنده میشود و در نتیجه تاثیر کمی از آن روی زمین حس میشود و طبیعتاً خسارت کمی را باقی خواهد گذاشت اما اگر عمق زلزله کم باشد تاثیر آن بیشتر روی سطح زمین است.
او میگوید که علاوه بر ویژگیهای خود زلزله، عوامل دیگری هم در میزان تلفات آن موثر هستند: «زلزله بم و رودبار و منجیل در شهرهایی با تراکم جمعیت بسیار بالا رخ دادند. درحالیکه مثلا تراکم جمعیت در نقاط کوهستانی کرمانشاه که زلزلههای ازگله و سرپل ذهاب در آنها رخ داد، اصلا قابل مقایسه با بم و رودبار و منجیل نیست. از اینها گذشته بافت خانهها هم خیلی مهم است؛ خانهها در بم خشت و گلی بود و اصلا استحکام نداشت.
خانههای رودبار و منجیل هم به دلیل همین استحکام کم بسیار آسیبپذیر بودند اما حالا هر ساله به استحکام ساختمانها اضافه میشود، تکنولوژی ساخت خانهها پیشرفت میکند و کیفیت مصالح ساختمانی هم بالا میرود. بنابراین طبیعی است که تعداد فوتیها پایین باشد. نکته دیگر زمان وقوع زلزله است. خیلی مهم است که مردم در هنگام بروز زلزله مشغول چه کاری باشند. آسیبپذیری آنها بهویژه در زمان خواب بسیار بیشتر میشود. نسبت به وقتی که مردم سرکار و هوشیار باشند.»
حواسها جمع شده
یک ویدئوی کوتاه که به بعد از زلزله بم مربوط است، مردی را نشان میدهد که با گریه میگوید قبل از وقوع زمینلرزه اصلی زمین سه بار دیگر هم لرزیده بود اما کسی به این موضوع توجه نکرده بود. حالا میدانیم که در واقع قبل از زمین لرزه اصلی در بم، چهار پیشلرزه وجود داشته و زمین از ساعت ده و نیم شب، شروع به بیقراری کرده بوده و آخرین پیشلرزه ۴۵ دقیقه قبل از زلزله اصلی با شدت ۴.۴ ریشتر رخ داده که خیلیها را بیدار کرده اما کمتر کسی چنان هوشیار شده که به سرعت خانه را خالی کند.
بیایید تصور کنیم که اگر قربانیان میدانستند که ۴۵دقیقه تا بروز فاجعه وقت دارند چه اتفاقی رخ میداد؟ اگر هرکدام از آنها فقط ۵ دقیقه زمان داشتند که خودشان را نجات بدهند، چند نفر از آن ۴۰هزار نفر زنده میماندند؟ خیلیهای دیگر هم بعد از زلزله اصلی وقتی برای نجات زیرآوارماندهها اقدام کردند، قربانی پسلرزه شدند و زیر آوار خانههای نیمهخراب ماندند. بنابراین یکی از درسهای بزرگی که به کمک رسانهها از زلزله بم به مردم آموخته شد، همین اهمیت داشتن پیشلرزهها و پسلرزهها بود.
خبرها میگویند که زلزله جدید در هرمزگان هشت پیشلرزه داشته است و بسیاری از ساکنان مناطق زلزلهزده مدتی قبل از وقوع زمینلرزه اصلی خانههایشان را ترک کرده بودند و هنوز هم با کمک نیروهای امدادی کسی به خانههای آسیبدیده برنگشته است. این سطح از هوشیاری به دلیل آموزشهایی که در تمام سالهای گذشته از طریق رسانهها داده شده و به کمک شبکههای اجتماعی بهدست آمده، در زمان زلزله بم وجود نداشت.
درس بزرگ برای دولتمردان
«۱۵ روز از زلزله گذشته و هنوز از زیر آوار جنازه بیرون میآید. بهدرستی نمیدانیم چند نفر از دست رفتهاند، چون چندین روز اول هیچ سیستمی برای شناسایی و ثبت آمار فوتیها وجود نداشت. یک مسئول اعلام میکند که ما ۱۰۰ هزار چادر پخش کردیم، اما هنوز خیلی از مردم چادر ندارند، هنوز در بم سرشماری نشده تا مشخص شود که چه کسی مرده یا زنده است و یا اینکه چه تعداد از مردم نیاز به کمک دارند».
این جملهها از زبان حبیب کاشانی عضو وقت شورای شهر تهران شنیده شده و فقط بخشی از سردرگمیای است که بعد از زلزله بم در این شهر دیده میشد. میدانیم که اولین کمکها تازه چهار ساعت بعد از وقوع زلزله به شهر رسید و برای ساعتها بین دستگاههای مختلف بر سر نحوه امدادرسانی دعوا بود. هلالاحمر یک ساز میزد و اورژانس کشور ساز دیگری. فرودگاهها آماده کمک و انتقال زخمیها نبودند. همه اینها یکطرف و امنیت شهر و نحوه توزیع اقلام کمکی که از شهرهای مختلف ایران و جهان میرسید هم یک طرف دیگر. برای کسانیکه تجربه حضور در بم بعد از زلزله و سرپل ذهاب بعد از زلزله را دارند یا حداقل شرایط این دو اتفاق را مطالعه کردهاند، میزان پیشرفت آمادگی در مقابل بحران کاملا قابل مشاهده است.
اصلا همین که بدانیم تاسیس سازمان مدیریت بحران حاصل درسهایی است که مسئولان کشور از زلزله بم گرفتند، میفهمیم که انعکاس ناهماهنگیها و ناکارآمدیها از فاجعه بم چقدر در ادامه روند مقابله با زلزله در ایران مهم بوده است. اگرچه حالا هم با شرایط ایدهآل با وضعیت کشورهایی مانند ژاپن در مقابله با بحران، فاصله بسیار زیادی داریم و تصور وقوع زمینلرزه در کلانشهرهایی مانند تهران خواب را از چشمها میدزدد اما نمیتوان منکر اتفاقاتی شد که طی سالهای گذشته افتاده است.



