روزنامه هفت صبح، نگین باقری| هفته پیش ایران روی تشکهایی که برای مسابقات کیوکوشین اسپانیا برگزار شده بود، دو نماینده داشت: دو نماینده استثنایی که قصه مهمی برای شنیدن داشتند. لیلا و سمانه از کوچه پسکوچههای ملکآباد کرج و پاسگاه نعمتآباد به والنسیا رسیدند. آنهم نه یک سفر معمولی؛ سفری برای روبهرو شدن با بزرگترین آدمهای رشته کاراته.
لیلای ۱۸ساله یکی از این دو نفر است. سالها پیش، طاقت او از زندگی در بین خانواده معتاد طاق میشود و از پاسگاه نعمتآباد خواهر و برادر کوچک را به نیش میکشد تا راهش را از زندگی در خیابانها، زیر پلها و کنار شمشادها جدا کند. او خودش، خواهرش و برادرش را به جمعیت خیریهای میرساند که حالا چند سالی میشود ساکن آن شدهاند و با کمی وقفه تحصیلاتشان را آنجا ادامه میدهند تا دیپلم بگیرند.
سمانه نفر دوم است و ۳۸سال دارد.
۳۸سالی که ۱۵سال آن را مواد مصرف کرده و ۹ سال آن را بیخانمان بوده. حالا اما چند سالی است که دست به فندک نزده؛ چه برسد به مواد. سرنوشت این دو نفر به همراه ۱۳زن مشابه دیگر، این بود که روزی به سمت موسسه طلوع بینام و نشانها بیایند، بهجای کارتنخوابی، موقتا ساکن خوابگاههای آنها بشوند و از یک داوطلب خیریه این سبک کاراته را یاد بگیرند. هرکدامشان آرزو و خواب و خیالی دارند. لیلا که راه زیادی برای حرفهای شدن در این رشته دارد، در اقبال خودش این را میبیند که روزی قهرمان دنیا میشود و زندگی خواهر و برادرش را تغییر میدهد. در خوابگاه، دختران دیگری هستند که از او الگوبرداری میکنند و راه او را میخواهند ادامه دهند.
داوطلبی که زندگی دو زن آسیبدیده را تغییر داد
قصه ستاره شدن این دو نفر را اکبر رجبی، مدیر جمعیت طلوع بینام و نشانها اینطور تعریف میکند: «سه سال پیش داوطلب جدیدی پیش ما آمد و گفت من کمک مادی نمیتوانم بکنم اما میتوانم به زنان آسیبدیده که در خوابگاه شما زندگی میکنند، کیوکوشین یاد بدهم. شما فقط لباسشان را تامین کنید و من قول میدهم روزی آنها را به مسابقات جهانی برسانم.» تیمی که این زن درست کرده متشکل از ۱۵زن و دختر آسیبدیده و بهبودیافته است که روزگاری یک زن آسیبدیده محسوب میشدند ولی خود را به سطح حضور در مسابقات کشوری یزد که انتخابی مسابقات جهانی بود، رساندند و در جایگاه دوم قرار گرفتند.
تمرین کردن در سرخهحصار، مسابقه دادن در اسپانیا
نسرین حیدرنژاد مربی آنها ماجرای حضور این دو نفر را برای هفتصبح اینطور تعریف کرده است: «از همان روز اولی که وارد موسسه شدم، گفته بودم که آنها را به مسابقات برونمرزی خواهم برد اما کرونا مهلت نداد. این اولین مسابقهای بود که بعد از سه سال در این رشته ورزشی برگزار میشد و در آن بیش از ۳۰ کشور با بیش از ۳۰۰ نماینده حضور داشتند.
خودتان دیگر تصور کنید که ماجرا تا چهاندازه دشوار بوده. از اینهم سختتر میشود وقتی بشنوید که هر دو نفر بچههای ما در قدم اول باید با یک حریف بسیار قدرتمند روبهرو میشدند. حریف اول لیلا، نماینده انگلیس و قهرمان دو سه دوره جهان بود. سبکی که ما در آن کار میکنیم اصالتا متعلق به انگلیس است و در این رشته بسیار معروف هستند.»
حریف اول سمانه که بود؟ رئیس اتحادیه جهانی کاراته؛ جاییکه در آن بزرگان کاراته جمع میشوند و با هم مبارزه میکنند. این مربی میگوید: «سمانه باید با این زن اوکراینی مبارزه میکرد و بهخاطر همین هم در همان ۴۰ ثانیه اول کتفش در رفت اما کم نیاورد. حتی اگر مصدوم نمیشد ممکن بود مسابقه را مساوی کند.»
مربی این دو نفر میگوید آنها روز سختی داشتند. سالن مسابقات خیلی شلوغ بود، همه به انگلیسی و اسپانیایی حرف میزدند که تیم ما به آن آشنایی نداشت و با این حال بازی این دو نفر سه دقیقه طول کشید. اگرچه در نهایت هر دو نفر باختند اما آنها از نقطه صفر به اینجا رسیدند. مربی میگوید: «ما گاهی برای تمرین کردن باشگاه نداشتیم و در پارک تمرین میکردیم. گاهی پارک سرخهحصار، میشد محل تمرین ما. دستهای سمانه تماما کبود شده بود.
آنها بچههای آسیب بودند، خیلی از امتیازها را نداشتند و خودشان را به اینجا رساندند. حالا انگیزهشان ولی خیلی بیشتر شده و دائما به من میگویند که تمریناتمان را صدبرابر کنیم تا مسابقات بعدی رتبه سوم شویم. با این حال هنوز یک مشکل بزرگ داریم و آنهم اسپانسر است. ما داریم تلاش میکنیم یک اسپانسر مالی پیدا کنیم که ثابت باشد.» این سه نفر در حال حاضر با هزینه اسپانسری دیارخودرو به اسپانیا سفر کردند که موسسه طلوع بینام و نشانها واسطهشان شده و نیاز به اسپانسری دارند که هزینههای آنها را برای مدت بیشتری هم تامین کند.



