روزنامه هفت صبح | این هفته محمدرضا شهبازی و حسین دهباشی در توئیتر درگیری لفظی پیدا کردند و با ادبیات کتابی خندهداری شروع به فحاشی کردند. شهبازی ساعت پنج صبح برای دعوا، به کافه دهباشی رفت اما دهباشی آنجا حضور پیدا نکرد. گویا مدیر شبکه چهار هم به آنجا رفته بود.
دراج: باید ساکت الهامی رو مینداختیم به جون شهبازی و دهباشی.
بهار: میخوام مثل آقایان دهباشی و شهبازی، فحاشی ادبی کنم تا مودب، سر بهزیر و خیرخواه بهنظر برسم. اینا خیلی مهمه.
آدم: شهبازی و دهباشی از روی شاهنامه فحش میدن به همدیگه.
***صحنه دیده نشده از صحنه نهایی قرار دعوای شهبازی و دهباشی و طرفداران. از توئیتر شارلوت
رشید داوودی: آنچه میان آقایان دهباشی و شهبازی رخ داد، هتک حرمت فرهنگ و آبروی اهل قلم بود که بر باد دادند.
عیار: بعد از قرار دعوای سجاد غریبی با مارتین فورد، قرار دعوای دهباشی و شهبازی هیجانانگیزترین قرار دعواست.
شوکت خانوم: بهترین قسمت دعوای دهباشی و شهبازی همین اومدن مدیر شبکه فخیم چهار، با موتور به محل دعوا بود.
حامد تبار: دعوای شهبازی و دهباشی شبیه دیالوگهای سریال تاریخیهای شبکه دو نیست؟
مغرور جذاب: فکر کنم دعوای شهبازی و دهباشی اینجوریه که یکیشون میگه با اجازه یه مشت بزنم. اون یکی میگه اختیار دارید.
شوکت خانوم: کاش شهبازی فردا با اسب و کلاهخود بره کافه دهباشی، تا وزانت دعوا حفظ بشه.
کوردوبا: دعوای شهبازی و دهباشی مثل دعوای ناریه و مختار میمونه.
مهدی: یکی به دهباشی و شهبازی میگفت حداقل یکی دوهفته قبل گرونیا دعوا میکردن. قشنگ میتونستیم یه ماه باهاش بخندیم.
بیدل: شهبازی و دهباشی سبک جدیدی از دعوا، تحت عنوان «بیادبیِ ادبی» را بنیانگذاری کردن.
گیفت: یکی بیاد فحشکاری دهباشی و شهبازی رو نقالیخوانی کنه.



