روزنامه هفت صبح، نگین باقری | از روز پنجشنبه هفته گذشته اعتراضهای پراکندهای اغلب از شهرهای کوچک برخی از استانهای کشور شنیده میشد که یکی از مهمترین آنها، هشت شهر چهارمحال و بختیاری بود. شهرکرد و جونقان از اولین شهرهایی بودند که در تجمعاتی خواستار بازگشت قیمتها به قبل شدند. اینطور که خبرگزاری دولت گزارش داده، اعتراض شهرکردیها از چهارراه فیصحی با حدود ۲۰۰ نفر از معترضان شروع شد. با ۴۵ دقیقه فاصله از این شهر، گروهی دیگر شامل ۴۰ نفر از مردم جونقان هم آنجا جمع شده بودند و علیه افزایش قیمتها اعتراض میکردند.
درباره مشخصات فرهنگی و جمعیتی چهارمحال و بختیاری میشود این را گفت که زبان بیشتر مردم آنجا فارسی پهلوی است و در بعضـی مناطـق کـه اقـوام مختلـف زندگـی میکننـد لهجههـای لـری و زبان ترکـی نیـز رواج دارد.گروههای غالب قومی مستقر در استان چهارمحال و بختیاری، به طور متوسط از ۵۶درصد بختیاری، ۳۰ درصد فارس و ۱۲ درصد ترک قشقایی تشکیل میشوند. در کنار این توصیفها درباره زبان و قومیت مردم، بیشتر باید به این سوال جواب داد که چه ویژگیهای اقتصادی و جمعیتی مدتهاست که چهارمحال و بختیاری را نسبت به وضعیت فعلی خود بی تاب کرده است؟
بیکاری، همیشه به عنوان یکی از مهمترین عوامل اعتراضهای شهری شناخته میشود. از قضا اعتراضهای چهارمحال و بختیاری هم تایید میکند که شاخص بیکاری در این استان از حد متوسط کشوری بالاتر است. نرخ بیکاری اینجا در سال ۱۳۹۵ به حدود ۱۶ درصد رسیده است اما این عدد در میانگین کشوری حدود ۱۱درصد بوده. اگر قرار باشد به شاخصهای دیگری مانند نرخ باسوادی و ضریب نفوذ اینترنت هم در این استان اشاره کنیم، باید بگوییم که نرخ باسوادی در بام ایران برابر با ۸۲ درصد بوده که از میانگین کشوری دو درصد کمتر است و ضریب نفوذ اینترنت همراه برابر با ۱۰۹ درصد که از میانگین کشوری ۵درصد کمتر بوده.
همچنین اطلاعات دیگری نشان میدهد ۲۲ درصد از آبادیهای این استان فاقد سکنه هستند. این یعنی کمبود امکانات زمینه مهاجرت گروه زیادی از روستانشینان را به شهرستانهای نزدیک به وجود آورده. شاخص روستانشینی در بام ایران نشاندهنده این است که از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ حدود ۱۰درصد از جمعیت روستانشینان کم شده که معمولا در آن مهاجران شهرهای نزدیک به خود را انتخاب کردهاند؛ شهرهایی که حالا در یک دهه گذشته تبدیل به همین نقاط معترض استان شدهاند.
با اینکه از سال ۱۳۸۵ مهاجرت از روستا به شهر پدیده رایجی در استان چهار محال و بختیاری بوده اما نرخ شهرنشینی در این استان همچنان پایینتر از بسیاری از استانهای دیگر است. نرخ شهرنشـینی چهار محال و بختیاری در سال ۱۳۹۴ برابـر ۵۸٫۲ درصد بـوده در حالی کـه ایـن نـرخ بـرای کل کشـور ۴/۷۱ درصـد اسـت.
همپوشانی اعتراضات کالایی و جمعیت شهری
ویژگیهای جمعیتی شهرهایی که امسال نسبت به گرانی آرد، نان، روغن و بقیه کالاهای مصرفی اعتراض کردند چه چیزی به ما نشان میدهند؟ اگر شهرکرد را به عنوان مرکز شهر نادیده بگیریم، بقیه شهرستانهای چهارمحال و بختیاری که در روزهای گذشته میدانهای اصلی تجمعات بودند بین ۱۴ تا ۳۰هزار نفر جمعیت داشتند. این در حالی است که چهارمحال و بختیاری شهرستانهای پرجمعیتتری هم داشته که در این دوره از اعتراضات کمتر شاهد برخورد و تنشهای شهری بودهاند.
از شاخص جمعیتی در شهرستانهای چهار محال و بختیاری میتوان به نتیجه جالبی رسید. تمرکز این اعتراضها را میتوان در شهرستان شهرکرد و فارسان دنبال کرد. شهرهای پردنجان، جونقان، چلیچه در شهرستان فارسان و باباحیدر و هفشجان و سورشجان در شهرکرد قرار دارند. ولی این در حالی است که اعتراضهایی که پیش از این نسبت به بیآبی از سوی کشاورزان چهارمحال و بختیاری میشد بیشتر در لردگان و کوهرنگ، متمرکز بود.
اگر ضریب شهرنشینی را در شهرستانهای این استان مقایسه کنیم، آمار سال ۱۳۹۴ میگوید لردگان و بعد از آن کوهرنگ بیشترین جمعیت روستانشین را داشتند. این بار ولی اعتراضها در شهرستانهایی برگزار شده که جمعیت شهرنشینان آن بالاتر از روستانشینانش بوده. به ترتیب ۹۰، ۷۸ و ۴۳درصد از جمعیت شهرکرد، فارسان و سامان را شهرنشینان تشکیل میدهند اما این رقم برای کوهرنگ و لردگان برابر با ۱۴ و ۲۴ درصد بوده است.
پیوند آب، مهاجرت و اعتراض
با اینکه این روزها اعتراض به گران شدن برخی از کالاها محور مطالبات مردم این استان بوده اما اگر فاصله سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۰ را دنبال کنیم، خواهیم دید که بخش مهم اعتراضهای بام ایران، مربوط به تنشهای آبی و از سوی کشاورزان این منطقه بوده که به اصفهان و مشخصا کارخانههای فولاد مبارکه و ذوبآهن چشم میدوختند و با طرح انتقال آب مخالفت میکردند.
از زمان زدن اولین کلنگ طرح بهشتآباد، برای انتقال آب از استان چهار محال به اصفهان، یزد و کرمان افکار عمومی در چهار محال و بختیاری تحت تاثیر قرار گرفت. برای مثال با خبر کلنگزنی نمایندههای این استان که نمیخواستند مقابل مردم شهرشان سرافکنده شوند، در بهارستان تحصن کردند. وقتی طرح افتتاح شد مردم این استان یک بار در سال ۱۳۹۳، بار دیگر در سال ۱۳۹۹ و سپس سال ۱۴۰۰ و آخرین بار همین فروردین امسال به کم آبی و طرحی که اسمش آمد اعتراض کردند.
از قضا اینجا همان نقطهای بود که بین اعتراضات مردم شهرستانهای شمالی خوزستان با چهارمحال و بختیاری پیوند مشترکی برقرار میشد؛ پیوندی که کمتر با روستاهای هممرز اصفهان وجود داشت. نکته جالب حالا این است که برخلاف اعتراضهای هفته گذشته، بیشتر تجمعات چهارمحال و بختیاری در اعتراضات بیآبی حول منطقه کوهرنگ و لردگان میچرخید. کوهرنگ منطقهای کوهستانی حد فاصل بین اصفهان، لرستان و خوزستان است و آب طرح بهشت آباد از کوههای این منطقه تامین میشود.
تجمعکنندگان این شهرستان همیشه نسبت به تبعات ناشی از انتقال آب هشدار میدادند و معتقد بودند که مهاجرت و آوارگی حق استان مبدا آب نیست. از سوی دیگر در این سالها شهرستان لردگان هم همیشه در مضیقه آبی قرار داشته. طوری که تعداد زیادی از روستاهای آن ناچار هستند در فصل تابستان از آبرسانی سیار استفاده کنند. در فصل گرم سال تعداد این روستاها در شهرستان لردگان به بیش از ۴۰ روستا با جمعیتی بالغ بر ۲۰ هزار نفر میرسد. به خاطر همین هم بود که بخشی از اعتراضهای کم آبی در تابستان ۱۴۰۰ در لردگان رقم خورد.
در اعتراضهای تنشهای آبی میتوان سرنخ همپوشانی بین جمعیت روستایی و چرخه ضعیف تامین آب را هم پیدا کرد. گزارش سالنامه آماری این استان که سال ۱۳۹۴ در سازمان برنامه و بودجه جمعآوری شده نشان میدهد نرخ روستانشینی کوهرنگ از دیگر شهرستانهای اینجا بالاتر است. از سوی دیگر تغییرات جمعیتی نشان میدهد که کوهرنگ هر سال خالیتر شده طوری که کمترین تراکم جمعیتی در این شهرستان قرار دارد. علاوهبر این کوهرنگ ۹۲ روستای بدون سکنه دارد که تعداد آن از همه شهرستانهای دیگر چهارمحال بیشتر است.
چرا چهارمحال و اصفهان در اعتراضها با هم متفاوتند؟
همینطور که بالاتر نوشته شد، جنس اعتراضات در چهار محال و بختیاری با بخشهایی از خوزستان همیشه پیوندهای مشترکی داشته اما چرا این پیوند با اصفهان برقرار نشده؟ تا دهه ۳۰ شمسی شهرکرد و شهرهای اطراف آن زیرمجموعه استان اصفهان محسوب میشدند. به خاطر همین هم اگر از جادههای پر پیچ و خم قدیمی اصفهان به شهرکرد حرکت کنید هنوز مرز مشخصی بین روستاهای جنوب غربی اصفهان با چهارمحال و بختیاری نمیبینید.
با وجود نزدیکی اینها به یکدیگر، مرکز تجمعات از مرز چهارمحال و بختیاری کمتر به اصفهان سرازیر شده است. چه اتفاقی در این مرز رخ داده؟ اگر از اصفهان به شهرکرد بروید هرچه از روستاها سرسبز فاصله بگیرید و به سمت فضاهای سردسیر کوهستانی نزدیک شوید، در حال دور شدن از اصفهان و نزدیک شدن به شهرکرد هستید. اگر وارد این روستاها شوید، روی این نکته همنظر خواهیم بود که روستاهای جنوب اصفهان توسعهیافتهتر از روستاهای استان همسایهاش بودهاند.
شکی نیست که اصفهان استانی ثروتمندتر با منابع اقتصادی بیشتری است اما شاید بتوان دلیل عمده این تفاوت را نه فقط سرمایهگذاری بیشتر، بلکه جمعیت شهری بالاتر اصفهان دانست که معمولا ویلاهای و تفرجگاههای خودشان را در روستاهای جنوبی این استان که هنوز آب زایندهرود در آن جریان دارد بنا کردهاند و به دنبال این گردشگری، ثروت بیشتری از زندگی به همراه آوردهاند. ولی مرکز تجمعات در روزهای اخیر کجای چهار محال و بختیاری بوده؟ سورشجان، هفشجان، جونقان، باباحیدر، فارسان و پردنجان که همگی از مرکز تا غرب شهرکرد کشیده شدهاند و همانطور که گفته شد روستانشینان بیشتر، کم آبی بیشتر و بیکاران بیشتری داشتهاند که آنها را از شرایط موجود بیشتر از استان همسایه خشمگین کرده است.



