روزنامه هفت صبح | این هفته یکی از کاربران توئیتر سوالی درباره باورهای غلط دوران کودکی پرسید و جواب‌های جالبی گرفت. عرفان: باور اشتباه کودکی‌ات چی بود؟ خودم فکر می‌کردم بنزین سوپر بخورم سوپرمن می‌شم.
‌مکوش مرگما: من فکر می‌کردم می‌شه روی ابرا نشست، بعد یه‌بار رفته بودیم شمال یه‌جا بود کامل مِه گرفته بود. به مامانم می‌گفتم می‌شه بپرم رو ابرا؟ واقعا هم می‌خواستم بپرم.

نگار: مگس بخورم پرواز می‌کنم.
‌لویا: فکر می‌کردم قدیما مثل فیلم‌های قدیمی همه چیز سیاه و سفید بود.
‌پایپر چمپمن: فکر می‌کردم کفشدوزک اگه روی کفش پاره بشینه اون‌رو می‌دوزه.

دیوید رز: فکر می‌کردم خارج خودش یه کشوره.
‌شادان: من همیشه فکر می‌کردم مردا پسر به دنیا میارن زن‌ها دختر.
‌هانی: به من گفته بودن اگه ته مدادم رو تراش کنم کف پام کله در میارم. کابوسی بود این باور.

هیالورونیک اسید: این‌که هر کشوری ماه و خورشید جدا داره.
‌مل: فکر می‌کردم هرجا می‌رم ماه دنبالم میاد.
‌جی پی: پشت کوه‌ها تو جاده غول زندگی می‌کنه.

سارا شیخلر: منو داداشم بچه بودیم می‌گفت تو پول تو‌جیبی‌هات رو بده به من، من برات ماشین پرنده درست می‌کنم. بعد می‌آورد سی‌دی‌های داداش بزرگم رو نشونم می‌داد، می‌گفت نگا اینا چرخاشه.
‌مریدا: من وقتی خیلی کوچیک بودم فکر می‌کردم ناهاری که تو مراسم ختم میدن با گوشت میّت پخته می‌شه.

شیبالبا: فکر می‌کردم زایمان طبیعی اینطوریه که شکم خود به‌خود باز می‌شه بچه میاد بیرون و خود به‌خود دوخته می‌شه.
‌ریحانانینا: زیاد گریه کنم آب بدنم تموم میشه می‌میرم.
‌آوا: اون آفریقایی‌ها هستن که مو اکستنشن می‌کنن، بافت مثلا. من فک می‌کردم موهاشون از ریشه اونجوری در میاد. انقدر غصه می‌خوردم که چرا موهای من اونجوری نیست.

یک تیکه کتاب: فکر می‌کردم کل کره زمین ایرانه. یه کره دیگه خارج، بعد بابام با اتوبوس رفت کربلا می‌گفتم میوفته از کره پایین.
‌کینانا: فکر می‌کردم قاچاقچی تو کار خرید و فروشه قاشقه.
‌نورآن: مامانم می‌گفت اگه هسته هندونه رو بخوری جوونه می‌زنه از دهنت میاد بیرون. منم هرموقع هستش رو قورت می‌دادم، منتظر جوونه هندونه بودم.
‌نیکو: قرص مسکن بلده بره کجا رو خوب کنه.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.