روزنامه هفت صبح، دکتر امیررضا مافی | آدمی سرشار از تجربههای گوناگون است. تجربه درد که یکباره پیش میآید و از بین میرود و به دلیل خرقعادت در خاطره میماند، تا رنج که دردی است مدام و منقطع؛ همچنین تجربه فرح، خوشی و نشاط. آدمی ضمن تجربه هرروزه زیستش گاهی دچار بسط است و گاهی دچار قبض. قبضوبسط در هر بستری، معنایی خاص را به ذهن متبادر میکند، اما آنچه ما اینجا از آن مراد میکنیم، رخدادش در تجربه روزمره مشترک آدمی است.
ما گاهی انگار حالمان خوب است و گشادهضمیر، در مواجههمان با جهان، بهتر میفهمیم و تحلیل میکنیم و این حال خوب سرشار از حیرت و اندیشه است، سرشار از حرکت و تکاپو و انگیزه. گاهی اما چنان در خود پیچیدهایم و بدحال که اصلاً حالی نمییابیم و معنایی درک نمیکنیم و اصلاً انگار مجال اندیشه باقی نمیماند. حال اول را باید لحظه وقوع بسط بدانیم و احوال دوم را آنِ وقوع قبض.
احوال بسط که همواره نیکوست و انسان مدام در پی بسط بیشتر است و این انبساط، ابعاد سخت ما را کمرنگ و توان ذهن ما را افزون میکند. اما تا قبض نباشد درک بسط میسر نیست و البته قبض دلایلی دارد که فهم آن لازم است. قبض گاهی عوامل روحانی دارد و گاهی در پی جدال اندیشه و انگیزه عارض میشود، یعنی در مسیر فراگرفتن معنا و مطلوب، چنان آدمی خسته میشود که کاری از پیش نخواهد برد. قبض لحظه انزوا و بیچارگی است، لحظه ندانستن و نفهمیدن، لحظه اعتیاد و صرفاً پیشبرد زیستن که آن هم چنگی به دل نمیزند. قبض، آن اوقاتی است که امری در آن شکوفا نمیشود و معنایی منکشف نمیگردد.
قبض، چونان گرفتگی فکر است و دردی است که با هیچ مسکنی درمان نخواهد شد. دلیل قبض اگر روحانی نباشد مربوط به تقلیل اندیشه و جدال فکر با مسائل دنیاست. تنانگی و تنمحوری به معنای آمیختگی با دنیا و هر چه در دنیا ارزش حیاتی دارد، یعنی آمیختگی با نوع بودن و انفکاک از امکان دریافت معنای غیرمادی. دیگر دلیل قبض، عادت است: ما به هر معنایی عادت کنیم قبض پدیدار میشود، مثل همین روزهای سخت امروز که دیگر بسیاری از ما شوقوذوق همیشگی را ندارند و فکرشان درد میکند.
قبضوبسط برای انسان است، باید آن را بشناسیم، لحظات انبساط را گسترش دهیم و دلایل قبض را از بین ببریم. جامعه در حال قبض، در خود فرو میریزد و مدام رنجورتر میشود. انقباض اجتماعی تا جایی ممکن است، اما از جایی به بعد، جامعه یک اندام متوقف و در آستانه متلاشیشدن خواهد شد.
در انقباض اجتماعی، ازبینرفتن انگیزههای اجتماعی مؤثر است که در این بین، ناامیدی از فرداست؛ فردایی که قبض از بین نمیرود. انبساط اجتماعی، یعنی گشایش عمومی و رها کردن اذهان از مشقات عمومی. هشدار انقباض اجتماعی را اگر ما جدی نگیریم، به ورطه اضمحلال جامعه دچار میشویم. انقباض اجتماعی آثار ناگواری به همراه خواهد آورد؛ کار مسئولان ایجاد زمینههای انبساط است. گاهی زود دیر میشود.



