روزنامه هفت صبح | این هفته یکی از کاربران توئیتر به اسم مرد کوچولو نوشت: «عجیبترین کاری که تا حالا یه مهمون تو خونهتون انجام داده، چی بوده؟» جواب بعضی از کاربران را بخوانید.
بوما: خواهرزاده بابام و شوهرش که راننده اتوبوس بود، یه بار عید تصمیم میگیرن یه اتوبوس از فامیلای شوهرش که ما نمیشناختیم بیان تهران، قبلش زنگ زدن تلفن ثابت ما که خبر بدن و جواب ندادیم، چون خودمون مسافرت بودیم. اینا رسیدن و زنگ همسایهرو زدن در پایین رو باز کرده براشون، اومدن بالا و دیدن ما واقعا نیستیم. میگن کلیدساز آوردیم، ولی مشخص بود با دیلم و پیچ گوشتی افتادن به جون در و زبونه قفلرو شکستن و اومدن تو. یک هفته مونده بودن خونهمون.
فرزاد: یه فامیل داشتیم اومده بودن تهران زندگی کنن. یه بچه کوچیک هم داشتن گفتن پول نداریم بدیم مهد. هر روز بچهرو ساعت ۷ میآورد خونه ما تا عصر، بعد شام میخوردن میرفتن. بعد دو سال مامانم بهشون گفت دیگه نمیخواد نگهش داره. رفتن و دیگه هیچ وقت ندیدیمشون.
لیا: خونه جدید گرفتیم، فقط فرشها از تبریز رسیده بودن. همون موقع دوست بابام از شمال بیخبر اومد. ناچارا همون فرشهارو پهن کردیم. چایی که آوردیم، زنش فنجون چاییرو خالی کرد رو فرش نو. گفت ما رسم داریم واسه اینکه خونه چشم نخوره.
محسن: توی دوره دانشجویی یه همکلاسی داشتیم که یه بار در حال ناهار خوردن بودیم دیدیم داره در خونهرو میزنه. گفتیم در رو وا نکنیم. ۱۰ دقیقه تمام در زد. باز نکردیم. یهو از روی دیوار پرید اومد تو.
آدم فضایی: خرگوش داشتیم، به پسرش گفت برو یکیش رو بردار برای خودت.
سارا: دستاشو شست، با دستمال کاغذی خشک کرد، بعد دستمالو انداخت یه گوشه خونه. به من نگاه کرد گفت بعدا برش دار.
ماث: موقع جنگ ما فرار کردیم. رفتیم یه شهر دیگه بعد از یه مدت که برگشتیم دیدیم یه خانواده از لب مرز فرار کردن و اومدن تو خونه ما ساکن شدن. هیچی الان کلی با هم فامیل شدیم.
ملو: شیرینی از دستش افتاد رو فرش بعد جلو همهمون با پاش کشید روش که مثلا پاک کرده.
تساغای: کوسن رو برداشت برد.
شرح عکس:وقتی میای خونه میبینی فامیلا بدون اینکه بهت گفته باشن اومدن خونهتون



