روزنامه هفت صبح | در همین گیر‌و ‌دار که هواداران باشگاه استقلال تصمیم گرفته‌اند در اعتراض به نحوه قیمت‌گذاری این تیم و کمتر ارزیابی شدن ارزش اقتصادی آن نسبت به پرسپولیس توفان مجازی راه بیندازند، امام جمعه تهران هم دیروز به ماجرا ورود کرد. حجت‌الاسلام سیدمحمدحسن ابوترابی‌فرد در بخشی از خطبه‌های نماز جمعه تهران اعلام کرد که نحوه واگذاری این تیم‌ها باید پیروی نظام خاصی باشد و محدودیت‌هایی برای خرید آن وجود داشته باشد و به این شکل نباشد که عده خاصی سهام این تیم‌ها را بخرند. پیشنهاد ابوترابی‌فرد واگذاری باشگاه‌ها به هواداران بود.

جالب اینکه او به وجود تجربه‌های مشابه در سطح اول فوتبال باشگاهی دنیا هم اشاره کرد و گفت که «برخی از باشگاه‌های بزرگ دنیا به‌صورت تعاونی اداره می‌شود. این اقدام راه را برای حضور و مشارکت مردم در عرصه ورزشی هموار و از آسیب‌های احتمالی جلوگیری می‌کند.» خیلی‌ها در حرف‌های امام جمعه تهران آن بخشی مورد توجه‌شان بود که روی عدم واگذاری تیم‌ها به افراد خاص اشاره کرد و از آسیب‌های آن گفت، موضوعی که به‌هر حال می‌دانیم یکی از اصلی‌ترین موانع واگذاری استقلال و پرسپولیس به بخش خصوصی بوده است

و حتی یکبار واگذاری این تیم‌ها به دلیل «اهلیت نداشتن» متقاضیان خرید لغو شد، یعنی اینکه اگر این تیم‌ها با هواداران میلیونی در اختیار یک یا چند نفر به‌خصوص قرار بگیرد، چه عواقبی خواهد داشت، همیشه یکی از اصلی‌ترین نگرانی‌ها بوده اما بخش دیگر حرف‌های ابوترابی‌فرد یعنی واگذاری تیم‌ها به هواداران کمتر مورد توجه قرار گرفت، در حالی‌که واقعا تیم‌های مهمی در جهان به این شکل اداره می‌شوند و مرور نحوه اداره آنها و دلیل این مدل سهامداری نکته‌های جالب زیادی دارد.

بارسلونای هواداران
بارسلونا یکی از معروف‌ترین، یا حتی معروف‌ترین تیم فوتبالی که بخش عمده مالکیتش با هواداران است. باشگاه بارسلونا با درآمد ۳۶۶ میلیون یورو در سال، دومین باشگاه ثروتمند جهان است و هواداران با داشتن بخش بزرگی از مالکیت باشگاه در تعیین مدیریت آن نقش عمده‌ای ایفا می‌کنند. به نحوه مدیریت باشگاه‌هایی مانند بارسلونا روش عضویت- مالکیت می‌گویند.

شورای نمایندگان باشگاه بارسلونا متشکل از ۳۰۰۰ نفر از نمایندگان اعضاست که به مثابه یک مجلس عمل می‌کند و حق دارد رئیس باشگاه را به‌خاطر عملکردش مورد مؤاخذه قرار دهد. این شورا همچنین مسئولیت انتصاب اعضای کمیته مالی را برای نظارت بر بودجه سالانه بر‌عهده دارد. هر دو سال یک‌بار، اعضای شورا به‌صورت اتفاقی انتخاب می‌شوند. در سال ۲۰۰۸، باشگاه بارسلونا بیش از ۱۶۲ هزار عضو یا شریک داشت که ۱۷‌درصدشان خارجی بودند. شرکا (اعضا) مبلغی سالانه به باشگاه می‌پردازند که به آنها حق انتخاب هیات مدیره و به‌تبع آن رئیس باشگاه را می‌دهد. پس شرکا یا همان اعضای باشگاه می‌توانند باشگاه را اداره کنند.

حق عضویت بزرگسالان در باشگاه بارسلونا تقریبا ۲۰۰ یورو در سال است. این پرداخت اعضا را واجد شرایط می‌کند که هر چهار سال یک‌بار برای انتخاب رئیس رای بدهند. اعضا همچنین می‌توانند در چند موضوع دیگر هم رای بدهند. برای مثال، در سال ۲۰۰۳ اعضا رای دادند که پیراهن تیم برای اولین‌بار حامی داشته باشد. هر دو ماه، یک مجله برای اعضا فرستاده می‌شود که آخرین تحولات باشگاه را به اطلاع اعضا می‌رساند. اعضایی که ایمیل دارند، هر ماه خبرنامه الکترونیکی دریافت می‌کنند و بولتن خبری توسط ایمیل برای آنها ارسال می‌شود.

تلویزیون بارسا، که عضویت‌محور است، روزانه ۱۰ ساعت برنامه برای چهار هزار مشترک پخش می‌کند. در بیانیه ماموریت باشگاه بارسلونا که مثل یک مانیفست به آن توجه می‌شود، در مورد این نحوه اداره آمده: «هدف باشگاه انتقال و ارتقای ارزش‌های تاریخی و معنای اف‌سی (Football Club) بارسلونا نظیر: وظیفه مدنی، یکپارچگی اجتماعی، مردم‌سالاری، جهانی بودن و… است که تعهد بارسلونا به جامعه را بازتاب می‌دهد. هدف دیگر ارتقای موقعیت جهانی باشگاه و حمایت از مفهوم «بیش از یک باشگاه در جهان» بودن است.»

آلمانی‌های هوادار‌محور
غیر از بارسلونا تیم‌های معروف دیگری هم به شیوه عضویت- مالکیت اداره می‌شوند و تراکم این باشگاه‌ها در فوتبال آلمان از همه بیشتر است. اصلا در آلمان اینکه هوادارانی که به عضویت باشگاه درآمده‌اند به‌نوعی مالک آن هم باشند، یک رسم و تا اندازه‌ای قانون کاملا جا افتاده است که با عنوان ۱+۵۰ شناخته می‌شود، به این صورت که ۵۰درصد سهام باشگاه به‌علاوه یک سهم حتما باید در اختیار هواداران عضو باشگاه باشد. قانون ۱+۵۰ در سال ۱۹۹۹ وارد فوتبال آلمان شد.

در آن زمان هدف از وضع این قانون، محدود کردن اثر سرمایه‌گذاران بر فوتبال و حفظ شخصیت این ورزش محبوب بود. البته منظم کردن سرمایه‌گذاری در ورزش، رقابت عادلانه و ایجاد روش‌های قانونی برای ارتقای کیفیت باشگاه‌ها جزو دیگر اهداف این قانون عنوان شد.
این قانون به‌طور کلی با ماهیت فوتبال آلمان سازگاری دارد؛ بازی‌های با‌کیفیت، بالاترین میانگین حضور تماشاگران در دنیای فوتبال، قیمت‌های پایین بلیت‌ها و هواداران منحصر به‌فرد آلمانی. بسیاری از این نکات مثبت به‌خاطر قانون ۱+۵۰ به‌وجود آمده‌اند و آلمان را به یک کشور یگانه در زمینه فوتبال تبدیل کرده‌اند.

به‌طور خلاصه قانون ۱+۵۰ می‌گوید هیچ باشگاهی نمی‌تواند بخش اصلی سهام خود را به یک سرمایه‌گذار واحد واگذار کند و این هواداران هستند که با در دست داشتن بیش از ۵۰‌درصد سهام باشگاه، حق اصلی رای دادن را حفظ می‌کنند. لیگ فوتبال آلمان موسوم به DFL چنین می‌گوید که هیچ سهامدار تجاری حق ندارد بیش از ۴۹‌درصد حق یک باشگاه را در اختیار داشته باشد. با این قانون هیچ سهامداری نمی‌تواند «مالک باشگاه» باشد و نظر خود را اعمال کند و این هواداران هستند که نظر اصلی را در خصوص باشگاه می‌دهند و رویای آن‌ها تعیین‌کننده است.

در فوتبال آلمان این قانون از قدیم وجود داشت اما از سال ۱۹۹۸ تغییراتی در آن به‌وجود آمد و به اسم فعلی رسید. در واقع تا سال ۱۹۹۸ هم مالکیت خصوصی باشگاه‌ها به هر طریقی ممنوع بود اما در سال ۱۹۹۹ همه‌چیز قانونمند شد. در حال حاضر غیر از بایرلورکوزن، هوفنهایم و وولفسبورگ که سه مورد خاص در بوندس‌لیگا هستند، بقیه تیم‌ها از قانون ۱+۵۰ پیروی می‌کنند، در واقع این سه باشگاه هم تحت قوانین ۱+۵۰ هستند اما از آنجایی‌که بیش از ۲۰ سال پیش از وجود چنین قانونی تاسیس شده‌اند، نیازی به تغییر مالک و سپردن آن به هواداران ندارند. در حقیقت قانون ۱+۵۰ برای آن‌ها به‌گونه‌ای دیگر اجرا می‌شود.

لورکوزن و وولفسبورگ به کارخانه داروسازی بایر و شرکت خودروسازی فولکس‌واگن وابسته هستند و به‌ترتیب در سال‌های ۱۹۰۴ و ۱۹۴۵ تاسیس شده‌اند. بنابراین چون بیش از ۲۰ سال قبل از قانون ۱+۵۰ تاسیس شده‌اند، معاف از قانون هستند‌. البته سرمایه‌گذاران آنها باز هم نمی‌توانند از قانون فراتر بروند و سرمایه‌گذاری بیشتری داشته باشند و فاصله‌شان را با بقیه باشگاه‌ها زیاد کنند؛ اما نیازی به تغییر مالک هم نیست.

خیلی‌ها این روش تیم‌داری در آلمان را تحسین می‌کنند مثلا میشل پلاتینی مدیر سابق یوفا در سال ۲۰۱۳ از لیگ آلمان تعریف کرد و آن را برتر از باقی تیم‌ها دانست و گفت: «با این‌که تمام اروپا لیگ‌های خسته‌کننده، استادیوم‌های نیمه‌خالی و باشگاه‌های در مرز ورشکستگی دارند، فوتبال آلمان شدیدا سالم و سر پا‌ست.» یا هانس یواخیم واتسکه، مدیر بروسیا دورتموند که یکی از طرفداران پر و پا قرص این روش است، گفته: «قانون ۱+۵۰ به‌طور کلی سود بیشتری برای باشگاه‌ها دارد. اغلب باشگاه‌ها که به یک رومان آبراموویچ دسترسی ندارند. اغلب سرمایه‌گذاران هم می‌خواهند پول بیشتر داشته باشند.

حالا این پول از کجا می‌آید؟ این پول از کجا به سرمایه‌گذار می‌رسد؟ مشخص است؛ هوادار! من هرگز دوست ندارم هواداران ما مثل انگلستان «دوشیده شوند»!» اشاره او به هزینه‌های فوتبال دیدن در کشوری مثل انگلستان بر‌می‌گردد و می‌گویند در این کشور بلیت بازی‌ها آنقدر گران است که خیلی از افراد کم‌‌سن و سال یا طبقه پایین جامعه اصلا نمی‌توانند برای بازی‌های مهم به ورزشگاه بروند، در‌حالی‌که در آلمان نه‌تنها تیم‌ها برای افزایش قیمت بلیت باید رای‌گیری کنند بلکه برای سال‌های سال قیمت‌ها را بالا نمی‌برند.

البته در مارس ۲۰۱۸ بحث بر سر حذف این قانون داغ شد و مارتین کیند (مدیر هانوفر) پرچم‌دار مخالفین لقب گرفت و در مقابل یک گروه وسیع از هواداران آلمانی یک کمپین خاص راه انداختند. پویش این سه هزار گروه هواداری در سراسر آلمان با نام «۱+۵۰ باقی می‌ماند» معروف شد و در نهایت زور مخالفان به موافقان نچربید و قانون باقی ماند اما در ماه‌های گذشته و با توجه به شرایط بسیار سخت جهان بعد از همه‌گیری ویروس کرونا، بحث بر سر این قانون یک‌بار دیگر بالا گرفته، اواسط تابستان در گردهمایی ۳۶ تیم برتر آلمان (بوندس‌لیگا ۱ و ۲)، باشگاه‌های مختلف نگرانی‌های خود را ابراز کردند اما هنوز هم روش باشگاهداری در فوتبال آلمان بر همان مدار می‌چرخد، یعنی نقش موثر هواداران در اداره یک تیم.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.