روزنامه هفت صبح | گاهیاوقات با نمونههایی از تلاش و تکاپو روبهرو هستیم که ما را در مورد حجم مشکلات و مصایب شخصیمان به تردید وامیدارد. مگر میشود؟ شکی نیست که بضاعت مالی، پشتیبانی خانواده و برخی عوامل دیگر هم در این تلاش پرشور و موفقیتآمیز این چهرهها دخیل بودهاند اما نباید غیرمنصفانه همت و اراده آنان را زیرسوال ببریم. هفته پیش دو خانم ایرانی این چنین پرتلاش و پرتکاپو بودند. یکیشان یک جهانگرد منحصر بهفرد بینالمللی است که شجاعت ویژهای را هم ضمیمه فعالیتهای خود کرده و دیگری به ظاهر یک مجری و یک ادیب جوان که همزمان مدرک خلبانی و دکترای فیزیک خود را نیز دریافت کرد!
حرفه اصلی: جهانگردی
سوگل خلخالیان از هفته پیش مجموعه عکسی از مردم کالاش در اینستاگرام گذاشت؛ قومی هندوایرانی که شمال شرق پاکستان زندگی میکنند و تعدادشان حدودا به چهار هزار نفر میرسد. البته منابع رسمی تعدادشان را هنوز ۶ هزار نفر گزارش کرده ولی در واقع ماجرا این است که هر ساله جمعیت آنها کمتر و کمتر میشود، چراکه طالبان با آنها دشمنی دیرینه دارد. اسم این منطقه کالاش است و این جهانگرد و عکاس دو هفته پیش به کالاش رسیده.
خودش نوشته است که از جنگ افغانستان و پاکستان و القاعده و مینگذاریها انگار به جزیرهای وسط پاکستان رسیده است که به بهشت میماند. توصیفهای او را بخوانید: «برای هیچ چیز نمیجنگند. انگار خبری از جنگیدن برای داشتن، تصاحب کردن و چنگ انداختن نیست.» حالا کالاشیها چه کسانی هستند؟ آنها قومی ساکن درهای در مرز پاکستان و افغانستان هستند. مورخها میگویند که کالاشیها همان مردمانی هستند که روزی برای اینکه در افغانستان به زور دینشان را عوض نکنند، به این منطقه از پاکستان آمدند و زرتشتی باقی ماندند. اینها را سوگل خلخالیان نوشته و توضیح داده که البته درباره کالاشیها داستانهای دیگری هم وجود دارد.
مثلا گروهی هم میگویند که این مردم همان نوادگان ارتش اسکندر هستند که بعد از شکست ایران دیگر همینجا ساکن شدند. این زن ۴۱ساله ایرانی اینجا چهکار میکند؟ او این مسیر را از سیبری شروع کرده، به دیدن شفق قطبی در شمال غربی سیبری رفته و بعد از چند وقت خودش را به این نقطه تقریبا بکر دنیا رسانده است. خلخالیانها در اینستاگرام فارسی کمابیش شناخته شده هستند. این از سوگل، آن هم از سحر خلخالیان، خواهر سوگل که نقاشی حرفهای در آمریکاست.
آنها خواهری دیگر هم در آلمان دارند که برای پلیس این کشور کار میکند. سوگل هم اگرچه تهران بهدنیا آمده ولی بیشتر در آلمان زندگی کرده است. اولینبار او در سخنرانیای که در تدکس تهران داشت و به همراه گروه دیگری از زنان بکپکر یا همان جهانگردها در آن شرکت کرده بود گفت که با وجود تحصیل در رشته گرافیک آن را رها میکند و حالا گاهی یوگا، تنیس و شنا تدریس میکند. اینستاگرام او را دنبال کنید میبینید که سوگل از این افراد طبیعتگرایی است که عقیده دارد ما باید دوباره به طبیعت برگردیم تا مشکلاتمان تمام شود.
این جهانگرد ایرانی سفر کردن را از ۲۰ سالگی به تایلند شروع کرده است. برای همین است که گاهی برای رسیدن به مقصد با سگهای وحشی سورتمهسواری میکند، سه روز در توفان میماند که به قطب برسد یا کارهای دیگری که به قول خودش او را از نقطه آسایش (یا همان کامفورت زون) بیرون قرار میدهد.
او تقریبا به همه نقاط دینا از شرق تا غرب از تایوان تا جزایر آمازون سفر کرده و از حمایت نشنال جئوگرافی نیز برخوردار است. او حتی به هیمالیا و معابد شائولین هم رفته و دورههای راهبهای بودایی را نیز طی کرده است! عقابهای عظیمالجثه روی دستهایش فرود میآیند در دشتهای مغولستان سوارکاری کرده است و یا در سواحل پرتغال در اقیانوس اطلس با کوسهها شنا کرده است! او متاهل است و یک دختر نوجوان دارد که در برخی سفرها با او همراه است.
حالا ماجرای کالاش انگار از همه جالبتر هم بهنظر میرسد. سوگل در رشتهاستوریهای مفصلی که گذاشته مثلا درباره قوانین ازدواج کالاشیها نوشته که در این جوامع زن انتخاب میکند که با عشقش ازدواج کند و اگر کسی هم بعد از ازدواج عاشق فرد دیگری بشود میتواند زندگیاش را رها کند و بهدنبال عشقش بروند.
در این جامعه کوچک خائن درواقع کسی است که در زندگی بدون عشق مانده، نه آن کسی که سمت عشق میرود. ماجراجوییهای سوگل تمامی ندارد. او همین سه سال پیش از صعود خود به اورست فیلم میگذاشت و مخاطبانش را از این کار شجاعانه هر روز باخبر میکرد. این بار در رشتهاستوریهای جالبی که درباره کالاش دارد توضیحاتی داده. برای مثال فرار برای ازدواج در این منطقه از پاکستان رواج دارد.
طلاق رایج است و از آنطرف هم زنان معمولا در سنین پایین ازدواج میکنند. او قصه لباسهای زنان را هم تعریف کرده که معمولا ردای بلند مشکی با کلاههای لبهدوزی شده میپوشند. از طرف دیگر زنان معمولا زمانی که وارد دوره قاعدگی میشوند، ناپاک شمرده میشوند و به دهکدهای میروند. اینطور که تحقیقات نشان میدهد کالاشیها نیمی از ژنهای خود را از مردمان کوچنشین هند و اروپاییزبانی که تا اواسط عصر برنز در دشتهای اوراسیا زندگی میکردند به ارث بردهاند. گزارشهای سوگل نشان میدهد که کالاشیها رسم عجیبی هم در برخورد با مردگان داشتند.
رسم آنها در قدیم این بوده که مردگان را بیرون از خاک و در قبرستان رها میکردند ولی کمی بعد وقتی مشاهده میکنند که دزدان طلاهای آنها را میدزدند، از آن بهبعد مردگان را داخل جعبههای چوبی میگذارند. دانشآموزان هم در مدارس این منطقه انگلیسی و اردو یاد میگیرند. گذشته از این حرفها کالاشیها هنوز هم قوانینی راجع به دینشان دارند که اگر مسلمان شوند باید روستا را ترک کنند. در روزهای اخیر خانم جهانگرد داستانهای مفصلی هم درباره آیینهای ازدواج و تولد و دیگر مراسم این قبیله نوشته است که جای خواندن دارد.
خانم خلبان و سطل آب و فیزیک هستهای
چهره دیگر این هفته باران نیکراه بود که ویدئویی از جلسه دفاع از پایاننامه دکتری خود منتشر کرد. آنهم دکتری رشته فیزیک اتمی و مولکولی. نیکراه را با صدای دلپذیر او میشناسند. او مجری ایرانی است که در کنار مجریگری بهخاطر دکلمههایش هم مشهور شده است. از قضا همین دو هفته پیش هم ویدئویی از خودش گذاشت که خبر داد سولو شده است. حالا سولو چیست؟ به اولین پرواز خلبان بدون حضور استاد سولو میگویند.
سولو شدن مراسم و آداب خودش را دارد که درجه یکها را به درجه دوها ارتقا میدهد. مراسم هم اینطور برگزار میشود که بعد از پرواز روی سولو یک سطل آب سرد میپاشند تا اول از همه غرور خلبان شدن فرد را بشویند. این مراسم در واقع برای این برگزار میشود که به خلبان یاد دهند غره شدن در عمل پرریسک خلبانی جایز نیست و اولین خطا میتواند آخرین خطا باشد. البته این آب ریختن یک دلیل دیگر هم دارد و دلیل دیگر آن این است که بعد از آنهمه استرس از پرواز اول، این پاشیدن آب از غش کردن و از حال رفتن فرد تازهخلبان جلوگیری میکند که البته همه این مراحل در فرودگاه آزادی و بعد هم داخل پیج نیکراه پوشش داده شده است.
نام اصلی نیکراه محدثه است. او برادری هم به اسم بهتاش دارد که در عرصه خوانندگی فعالیت میکند. نیکراه سال ۱۳۶۷ به دنیا آمده و اولین تجربه خود در مجریگری را از همان دوران دانشجویی داشته است. بعد هم حضور در قاب تلویزیون را از شبکه نسیم شروع کرده و برنامههایی هم در تلویزیون گیلان اجرا کرده است. در اینستاگرام نیکراه معمولا خبر اصلی حول فعالیتهای انساندوستانه میچرخد و گاهی آن را با خواندن دکلمه شعرای مختلف آپدیت میکند که معمولا طرفداران زیادی دارد.



