روزنامه هفت صبح | یک: کمیته داوران لیگ فوتبال ایران به یک دستگاه بزرگ ناراضی سازی بدل شده است. بحث بر سر پرسپولیس و استقلال و یا فشارهای کانالهای طرفداری و هواداری نیست. بحث بر سر این است که کمیته داوران تحمل این فشار را ندارد و نمیتواند وظیفهاش را به درستی انجام دهد. اشتباهات داوری ناشی از هیجانات و یا دانش کم، فضا را پر از سوءظن و سوءتفاهم ساخته است و هیچ بازی مهمی نیست که با اشتباهات فاحش داوری به اتمام نرسد.
دو: فیلم زیبای محمد رسولالله ساخته مصطفی عقاد مورد ستایش قرار گرفته است. اولین بار سال ۱۳۵۸ این فیلم را دیدم و طی این ۴۳ سال بارها وبارها به تماشای این فیلم نشستهام و همیشه با دست پر از پای آن بلند شدهام. عقاد در ساخت این فیلم و فیلم بعدیاش عمر مختار به شکل واضحی تحت تاثیر دیوید لین و فیلم لارنس عربستان بوده (به لحاظ ساختاری و زیبایی شناسی )و توانست با عشق درونیاش به حضرت محمد فیلمی بسیار موثر و چشم نواز بسازد که هنوز هم کار میکند و هنوز هم یک سروگردن از دیگر آثار سینما در بازسازی صدر اسلام بهتر و قویتر است.
عقاد مطمئنا متدین به معنای مصطلح آن و یا متشرع نبود اما علاقه قلبیاش به پیامبر اسلام و عشقش به هویتش به عنوان یک مسلمان و همین طور تواناییها و حساسیتهای هنرمندانه و انسانیاش منجر به ساخت این فیلم زیبا و به یاد ماندنی شد. فرایند هنرمند شدن، فرایند خلق یک اثر بزرگ بسیار پیچیده و چند بعدی است. چیزی که امیدواریم مسئولان فرهنگی کشور آن را درک کنند. خدایش بیامرزد که نامش با این دو فیلم همچنان زنده است.
سه: این قطعه را در یک کانال تلگرامی پیدا کردم . بدنیست اینجا نقل کنم : لیلا حاتمی یه دیالوگ تو یکی از فیلماش داره، که میگه:
«یکاری واسه من بکن! هر چی… نمیخوام از خود گذشتگی کنی! چه میدونم…مثلاً ساعتتو در بیار، بذار رو میز بگو واسه تو کردم. یه روز غیر کاریت بیا اینجا بگو اومدم تورو ببینم. سر راهت گل دیدی ازش عکس بگیر بگو یاد تو افتادم، یجا شعر شاعر مورد علاقمو دیدی بفرست واسم. ولی دروغی نباش! یعنی اگه دیدی هیچ کاری نیست که دلت بخواد بخاطر من انجامش بدی، منو حذف کن از زندگیت.» دقیقا یه نفر اینجوری تو زندگیهامون میخوایم .
چهار: این رودررو کردن پسر سرهنگ شهید رنجبر با قاتل پدرش در یک کلام سطح پایین و بیفایده بود و همه خشم مردم از این اشرار را به مجراهای احساسات رقیقه هدایت میکند. از آن کارهایی که نمیدانی فلسفهاش چیست؟ فکر میکنید یک قاتل جانی الان شرمنده میشود؟ این چه نمایش سطح پایینی است آخر؟ چرا غم و خشم حاکی از شهادت یک افسر را این گونه به یک برنامه تلویزیونی بدل میکنید؟ امیدواریم پلیس در مواجهه با زورگیران و اراذلی که با تکیه بر سلاح سرد زندگی را بر مردم سخت کردهاند، کوچکترین اغماضی نکند.
پنج: این گزارش صدا و سیما از هنر یک پسربچه در شمردن نقطه های یک جمله چی بود ماجرایش ؟ خدا این پسرک را برای خانواده اش حفظ کند اما شمردن نقطه های یک جمله چه موهبتی محسوب می شود؟



