روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی | همین اول کار بگوییم که متاسفانه محتوای بعضی از بنرهای تبلیغاتی را نمی‌توانیم بنویسیم اما شما خودتان حتما بارها در معرض شوخی‌های دو پهلو قرار گرفته‌اید و شاید هم خندیده باشید اما مدتی است کاربران در شبکه‌های اجتماعی درباره آنها حرف می‌زنند . در واقع در سطحی از رقابت میان برندهای ایرانی در کشور هستیم که خب فرصتی ایده آل برای مدیران تبلیغاتی فراهم شده تا خلاقیت های خودرا به رخ بکشند و خب در این میان هرچیزی ممکن است.

ما که منظوری نداشتیم
معمولا شوخی‌های دوپهلو این شکلی هستند که اگر کسی به آنها اعتراض کند گوینده می‌تواند مدعی شود که اصلا منظور بدی نداشته و ایراد از گیرنده بوده است. چند وقت است که تبلیغاتی با همین دست فرمان گوشه و کنار شهرهای بزرگ دیده می‌شود. مثلا بنری که تبلیغ خمیر دندان می‌کند و با فونت درشت نوشته که با استفاده از این خمیر دندان «جرمات میریزه». که خب شوخی بامزه‌ای است با یک اصطلاح رایج میان جوانان و البته کمی هم سویه غیرمودبانه دارد. تبلیغات مشابه دیگری هم هست مثل یکی از موسسه‌های مهاجرتی که روی بنرش جمله‌ای نوشته که احتمالا تکرار آن می‌تواند برای ما دردسر درست کند.

هرچه مبهم‌تر بهتر
جدا از تبلیغاتی که سعی می‌کنند تا جای ممکن به جمله‌های غیرمودبانه پهلو بزنند، یک گروه دیگر از تبلیغات شهری هم این روزها خیلی روی بورس هستند، تبلیغاتی که طراحان آن روی مبهم بودنشان حساب باز کرده‌اند. به این صورت که معمولا یک جمله نه چندان سروته‌دار، به اضافه عکسی که آن هم گره معما را حل نمی‌کند روی بیلبورد نوشته می‌شود یا حتی تصویری هم ضمیمه نمی‌شود و فقط جمله مبهم مذکور روی زمینه‌ای رنگی نوشته می‌شود به این امید که جمله از شدت مبهم بودن در ذهن بیننده باقی بماند و بعدا که نشانه‌ای از آن بیلبورد دید یادش بیاید که این در ادامه همان تبلیغ مبهم بوده است.

نمونه این مدل تبلیغ که خیلی هم مد شده، تابلوهایی است که یک شب در نقاط مختلف تهران دیده شد و روی آنها نوشته شده بود: «فقط یه ایرونی می‌دونه» یا بیلبورد دیگری که این جمله روی زمینه صورتی آن دیده می‌شد: «دیگه زنگ نزن». احتمالا هنوز هم کسی درست یادش نیست که این تبلیغات بعدا به چه محصول و چه خدمتی تعلق داشتند. در دهه هفتاد ،‌عباس کیارستمی در تبلیغ کتاب راهنمای شهری شهرداری تهران (کتاب اول )چنین خلاقیتی را به نمایش گذاشت و در تاریخ تبلیغات ایران ثبت شد.

پیشکسوت‌های خلاقیت بدون مرز!
قبل از اینکه این مدل تبلیغات مد شوند هم چندباری به صورت جسته و گریخته بعضی از طراحان سعی کرده بودند از همین طریق جلب توجه کنند و در مورد چندتایی هم کار بیخ پیدا کرد مثل تبلیغ آرایشگاهی در ….. . به این صورت که یک روز مردم شهر بابل وقتی به خیابان آمدند دیدند یک زن،‌یک زن واقعی ،‌ روی یک صندلی درست لب بیلبورد نشسته و یک روزنامه هم دستش گرفته است. کمی طول کشید که بفهمند بین زنی که روی بیلبورد نشسته و نوشته پشتش ارتباط وجود دارد و او در واقع بخشی از پروژه تبلیغاتی یک آرایشگاه است که روی بیلبورد نوشته «زیبایی‌تان را به رخ بکشید».

طبیعتا صدای اعتراض هم از گوشه و کنار شهر بلند شد. برخی چنین تبلیغی را مبتذل دانستند و گفتند مصداق بارز استفاده تبلیغاتی و کالایی از زن است و بعضی‌ها هم به نوشته گیر دادند و گفتند که اصلا «زیبایی‌تان را به رخ بکشید» یعنی چه و چه معنی دارد که کسی زیبایی‌اش را به رخ بکشد؟ به همین دلیل هم به ظهر نکشیده خانمی که بالای بیلبورد بود پایین آمد و کمی بعد هم کلا بیلبورد تبلیغاتی آرایشگاه جمع شد،هرچند کسی نمی تواند ابتکاری بودن این نوع تبلیغ را فراموش کند.

شهرداری هم این وسط عذرخواهی کرد و گفت با کسانی که کوتاهی کرده و به چنین تبلیغی مجوز داده‌اند برخورد می‌کند. تابستان پارسال هم برند تاپ بیلبوردی تبلیغاتی برای مایع شست‌وشوی لباس‌های مشکی در تهران نصب کرد که در آن حیوانات سیاه از جمله یک سگ و اسب سیاه در تصویر دیده می‌شدند. بعضی‌ها اعلام کردند که این تبلیغات در آستانه ماه محرم توهین‌آمیز است و شهرداری را بابت دادن مجوز به این تبلیغات زیر سوال بردند. طبیعتا بیلبوردها به سرعت از سطح شهر جمع شد.

شهرداری در کوزه
غیر از شرکت‌ها و برندهایی که این روزها متهم به افراط در استفاده از تبلیغات عجیب می‌شوند قبلا هم چندباری شهرداری شهرهای مختلف مجبور شده‌اند برای نحوه تبلیغات بیلبوردی که به مناسبت‌های مختلف استفاده کرده‌اند معذرت خواهی کنند. جدی‌ترین مورد که حتی گفته شد مقامات قضایی هم می‌خواهند به آن ورود کنند بیلبوردی بود که در شیراز بالا رفته بود. در آن سه سرباز دیده می‌شدند که در ارتفاع ایستاده بودند و به شهر نگاه می‌کردند.

این تصویر با شعری در ستایش شهدا همراه شده بود اما چیزی نگذشت که معلوم شد تصویر در اصل به چهار سرباز اسرائیلی تعلق دارد و سربازی که از تصویر حذف شده یکی از سربازان زن ارتش اسرائیل بوده است. بیلبورد به سرعت پایین آمد و نه تنها شهرداری عذرخواهی کرد بلکه دادستان شیراز هم اعلام کرد که درباره ماجرا تحقیق می‌کند. صابون این ماجرا چندباری هم به تن شهرداری تهران خورده.

یک بار که سازمان زیباسازی شهرداری تهران می‌خواست پروژه‌ای در اهمیت داشتن کار و مشغله و نکوهش بیکاری راه بیندازد و سلسله بیلبوردهایی با همین موضوع در سرتاسر شهر تهران نصب شد. در یکی از این بیلبوردها پسری را نشان می‌داد که خوابیده و شیطان هم بالای سرش ایستاده است.

خیلی‌ها گفتند که این تبلیغ چندان مودبانه نیست و شهرداری هم آن را از پروژه حذف کرد. یک بار دیگر ماجرا جدی‌تر شد، وقتی که شهرداری تهران تصمیم گرفت پوشیدن لباس‌های روشن را برای زنان تبلیغ کند و بنری نصب کرد که روی آن رنگ‌های مختلف دیده می‌شد و روی رنگ سیاه خط کشیده شده بود. بعضی‌ها این بنر را توهین به چادر مشکی دانستند و گفتند که حساب این پوشش از بقیه لباس‌های مشکی سواست و شهرداری نباید اینطور به موضوع ورود کند، شهرداری هم این بنرهای تبلیغاتی را جمع کرد.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.