روزنامه هفت صبح | یک: ‌ در این یکی دو هفته برای مشغله‌ای مجبور شدم تا جاده مخصوص کرج بروم و حدود ساعت ۳ به سمت دفتر روزنامه برگردم. ترافیک و مشقتی که در این مسیر تحمل کردم مرا یاد ایده خودم انداخت که در تهران باید محل کار و منزل هر دو یک سمت خیابان ولیعصر باشند. خیابان ولیعصر مثل یک خط باریک ممتد تهران را به دو قسمت تبدیل کرده و بدا به حال کسانی که مثلا منزلشان در نیمه شرقی باشد و محل کارشان در نیمه غربی و یا بالعکس.

چرا که باید مسافت‌های طولانی در بزرگراه‌هایی مثل حکیم و یا همت را رانندگی کنند که در بسیاری از ساعات روز پرترافیک هستند. اما اگر خانه و محل کارتان مثلا هر دو سمت نیمه شرقی خیابان ولیعصر باشند حتی در شلوغ‌ترین ساعات هم شما می‌توانید از ترافیک سنگین تهران در امان باشید. در واقع وارد آن حلقه ترسناک ترافیکی در مرکز تهران که توسط دو بزرگراه مدرس و چمران (که بر این قسمت چنبره زده‌اند) و به مرکزیت خیابان ولیعصر تشکیل شده نمی‌شوید و یا اگر هم بیایید به شکل کوتاه خواهد بود. این اندرز را از من به یادگار داشته باشید.

دو: خدا نصیب گرگ بیابان نکند شیوه‌ای که من دو بازی دیروز را دیدم. هفت طرفدار استقلال اطرافم را گرفته بودند که خب تاثیرشان را می‌توانید در گزارش صفحه ۱۲ امروز که توسط نادر نامدار که از طرفداران دو آتشه استقلال هست ببینید. یعنی کل برد پرسپولیس از نگاه نادر به خاطر اشتباه جانکاه نوید کیا بوده و پرسپولیس شانس آورده. به هرحال در چنین اتمسفری فوتبال دیدن واقعا سخت است.

این که مصطفی آرانی مدام از آسمان و ملائک برای گل خوردن پرسپولیس یار جمع کند و از نگاهشان هر برد پرسپولیس ناشی از شانس باشد یا کمک‌های باقیمانده دارودسته مخوف بابا مسعود! هرچقدر می‌گویم دوستان حداقل امسال و با توجه به مدیرعامل و اسپانسرها و بقیه امتیازاتتان،‌این برند حکومتی بودن را برای خودتان بردارید،‌زیر بار نمی‌روند و می‌خواهند از همه امکانات استفاده کنند.

نمونه بیرونی این روحیه در توئیت مهدی فنونی‌زاده بود که برای زدن مهدوی کیا ناگهان در جلد اعضای انصار حزب الله ظاهر شده بود. حرف‌هایی که در توئیت بود معتبر بودند اما گفتنش توسط مهدی عجیب بود. خلاصه ما پرسپولیسی‌ها امسال شرایط سختی داریم. البته خدایی‌اش بعضی وقت‌ها شانس هم به خانه ما سر می‌زند مثل گل عجیبی که هفته پیش دروازه‌بان ذوب‌آهن با دقت و ظرافت به درون دروازه خودشان فرستاد. خدا حفظش کند.

‌‌سه: لستر تیم عجیبی است . پارسال یک قهرمانی جام حذفی برد اما معمولا جزو مدعیان قرار نمی‌گیرد‌. همین اول هفته در یک بازی نفسگیر شش بر سه مقابل منچستر‌سیتی باختند. آن هم در حالیکه می‌توانستند بازی را با نتیجه شش بر شش به پایان برسانند. و سپس در سه شنبه شب و در شهر خودشان با یک گل لیورپول را بردند. باز هم در مسابقه ای بسیار پرحادثه و جذاب. به نظرم دیدن بازی‌هایی که یک طرفش لستر باشد از بهترین و چشم‌نواز‌ترین اتفاقات این روزهاست. هیجانی که بازی‌های لستر و شیوه سلحشورانه این تیم ایجاد می‌کند حتی در هیچ فیلم سینمایی همتایی ندارد. درود بر لستر و شاگردان برندان راجرز و تلاشی که برای بالابردن آدرنالین خون ما انجام می‌دهند.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.