ر وزنامه هفت صبح | یک: حمله به مهدویکیا بیانصافی است. چه توقعی از مهدویکیا دارید؟ میخواهید او یک چهره انقلابی باشد؟ خب نیست. اما چهره محبوبی است. قرار نیست همه چهرههای محبوب غیرانقلابی را به آن سوی آبها ببازیم. حفظش کنید. کوتاهی اگر از طرف او سرزده باشد (که برخی هم میگویند کوتاهی نبوده) آنقدر مهم نیست که این جار و جنجال را بر سرش درست کنید.
دو: بیضایی دیروز ۸۳ساله شد. بیضایی مثل شاملو و مثل شجریان در دسته اساتیدی قرار میگیرد که برایشان احترامی بینهایت قائلم اما خب طرفدار و شیفته کارهایشان نبودهام. این از نقایص و بدبیاریهای من محسوب میشود. راستش همیشه از این سرسپردگیشان به حرفه و رشتهشان لذت میبرم. از این غور مدام در موسیقی و ادبیات و فرهنگ عامه و نمایش و سینما.
حرفهای هستند و کاش در همان دایره میماندند. البته تقصیر آنها نیست. شاید این شرایط و جبر اجتماع است که مدام موجب میشود آنها در تلاقی با شرایط زمانه مسئولیتهای سنگینتری را تقبل کنند. دوستی برایم نقل میکرد که در یکی، دو دهه پیش در ضیافتی، یکی از فیلمسازان مهم معاصر شروع به بیان یک تحلیل تاریخی سیاسی با آرایههای فلسفی میکند که مرحوم نجف دریابندری بیهوا به خانم میزبان میگوید پس کی شام میآورید؟
میزبان شگفتزده میگوید ساعت هفت هم نشده. که دریابندری میگوید اگر شام نیاوری مجبوریم این… (اصطلاحی نهچندان مودبانه در تخفیف حرفهای فیلمساز) را بیشتر بشنویم! بههرحال بیضایی از منظر من حداقل بهخاطر فیلم مرگ یزدگرد چهرهای پرارزش در سینمای ایران محسوب میشود و خب شخصا طرفدار چند تا کار بسیار مشهورش نیستم. مثل باشو و یا مسافران.
سه: سال ۲۰۲۱ تمام شده و بگذارید اینجا ۱۲ فیلم برگزیدهام از این سال نهچندان خوب سینمایی را لو بدهم:
لیکوریش پیتزا (پل تامس اندرسن)، آنت (لئو کاراکس)، اتومبیل من را بران (ریوسوکه هاماگوچی)، آخرین شب در سوهو (ادگار رایت)، آخرین دوئل (ریدلی اسکات)، بدون حرکت ناگهانی (استیون سودربرگ)، قهرمان (اصغر فرهادی)، بلفاست (کنت برانا)، قدرت سگ (جین کمپیون)، مادران موازی (پدرو آلمودووار)، گزارش فرانسوی (وس اندرسون) و بیا دیگه (مایک میلز).
بدترین فیلمهای مهم سینمایی هم تیتان از خانم دوکورنو، دست خدا از پائولو سورنتینو، جزیره برگمان از خانم میا لاوهنسون و اسپنسر از پابلو لاره این.



