روزنامه هفت صبح، یاسر نوروزی | بهتر است مجموعه را آبیاری کنید. این مهم‌ترین پیام «جوکر» به تمام تهیه‌کنندگان فیلم و سریال و رئالیتی‌شو و این‌هاست. البته رفقای تصویر اغلب پیش از این‌هم دستی در این‌گونه اقدامات داشته‌اند و ثابت کرده‌اند چطور می‌شود هر چیزی را بی‌جهت کش داد. منتها رتبه کش‌دارترین برنامه را با اختلاف گمان کنم بدهیم به «جوکر». به این ترتیب که یک موقعیت عموما خنک ساخته می‌شود و وسط آن موقعیت، همه هی می‌گویند: «وای، ترکیدم از خنده»،‌ »اونجاش دیگه دیوونه‌م کرد»، «اینجاش حالی به‌حالیم کرد» و از این قبیل کامنت‌ها.

در واقع اگر هم قرار بوده چیزی خوشمزه باشد، با کش دادن موقعیت طنز، همان موقعیت هم از دست رفته. مثل این است یک جوک پنج دقیقه‌ای را روی دور کند بگذارید و یک ساعت پخش کنید! برای همین «جوکر» را به غمگینانه‌ترین حالت دیدم؛ در حالت پوکرفیس. غیر از دو مرحله از بازی که می‌شد بسیار برجسته‌تر باشد و طبیعتا خنده‌دارتر. یکی زمانی که تمام شرکت‌کنندگان بازی مضحک «بده بغلی» را اجرا کردند و موقعیت دیگر هم زمانی که قرار بود با ریتم شش و هشت، با هم صحبت کنند.

همین دو آیتم هم توسط دست‌اندرکاران برنامه، فورا جمع شد تا شاهد خنک‌ترین بخش‌ها در این مجموعه کش‌دار باشیم. هرچند به نظر می‌رسد شرکت‌کنندگان هیچ دخلی به بی‌مزگی ماجرا ندارند. در واقع اگر هم قرار باشد دنبال مقصر باشیم، آن‌ها بی‌تقصیرند. چون چالش‌ها عموما بی‌مزه تعریف شده‌اند و نصف وقت برنامه بابت کارت زرد و قرمز و صورتی تلف می‌شود. نصف دیگر را هم کارگردان شلنگ انداخته و آب داده؛ یعنی شرکت‌کنندگان را مجبور کرده راجع به موقعیت‌های خنکی که ساخته شده، با آب و تاب صحبت کنند.

در واقع گمان کرده زمانی که موقعیت‌ها خنده‌ای تولید نمی‌کنند، شاید بشود با تعریف کردن همان موقعیت‌های بی‌مزه، از مخاطب خنده گرفت! به این ترتیب در مجموع چند دقیقه می‌ماند که آن‌هم سیامک انصاری را می‌بینیم درحالی‌که روی مبل از خنده ولو شده و ما از خودمان می‌پرسیم بابت چه چیزی؟! اصلاً اصل بی‌مزه بودن برنامه می‌دانید از کجا نشأت می‌گیرد؟ کارگردان و دست‌اندرکاران گمان کرده‌اند با تصویربرداری از یک خودمانی (البته همراه با خودسانسوری) می‌شود رئالیتی‌شو ساخت.

برای همین «جوکر» در حد یک مهمانی که از آن تصویربرداری شده، پایین می‌آید و حتی به یک رئالیتی‌شو هم تبدیل نمی‌شود؛ چه‌رسد به اینکه خنده‌دار و خوشمزه باشد. بنابراین متأسفانه ایده کپی‌شده‌ای که می‌توانست به‌شدت طنازانه باشد، تبدیل به مجموعه‌ای از خنک‌بازی‌ها و نمک‌پاشی‌های بیهوده شده. برای همین در طول تماشای برنامه راستش بیشتر دلم برای شرکت‌کنندگانی سوخت که ناچار بودند به‌خاطر بی‌ایده بودن دست‌اندرکاران برنامه، هر چیزی در چنته دارند رو کنند؛

غافل از اینکه نمی‌دانند در یک زمین پر از سنگلاخ، رونالدو حتی نمی‌تواند راه برود، چه‌رسد به گل زدن! اینجاست که تو مثل سابق دوباره با خودت تکرار می‌کنی صرفا یک جرقه، یا یک ایده، نمی‌تواند بار تمام مجموعه را بکشد. اگر ایده‌ای (حتی به شکل کپی)، ایده‌ای درخشان یا جالب باشد، باید روی آن فکر کرد، تمام جوانب را سنجید و ساعت‌ها روی هر کدام از چالش‌ها و موقعیت‌ها وقت گذاشت. نه اینکه با جمع کردن چند تلویزیون و مانتیور و چهار تا چراغ و بوق و صدا، گمان کنی زرق و برق برنامه را بالا می‌بری تا همه بگویند: «وووو!»

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.