روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی| حدود شش روز پیش خبر رسید که روسیه فلفل دلمهایهای ایران را نهتنها نپذیرفته بلکه پس هم نفرستاده و اعلام کرده که آنها را معدوم خواهد کرد، آنهم به دلیل استفاده از سموم غیرمجاز که باقیمانده آنها در محصول وجود داشت. این ماجرا سروصدای زیادی راه انداخت و جزئیات تاسفباری از خسارت بالایی که به کشاورزان وارد شده بود، منتشر شد. همان موقع چهرههایی مانند رئیس کمیسیون کشاورزی اتاق بازرگانی تهران اعلام کردند که این نه اولینبار است که محصولات کشاورزان ایرانی برگشت میخورد و نه آخرینبار خواهد بود.
آنها اعلام کردند احتمالا بهزودی خبرهای دیگری هم از برگشت خوردن محصولات ایرانی خواهیم شنید. همینطور هم شد و دیروز شنیدیم که هند هم کیویهای ایرانی را برگردانده. این خبر را رئیس اتحادیه بارفروشان اعلام کرد و گفت: «از سال جاری هند و دیگر کشورهای هدف صادرات، بنا به استاندارهای خودشان محصولات کشاورزی را وارد میکنند و کیوی ایران با استانداردهای هند مطابقت ندارد.»
اینطور که مصطفی دارایینژاد گفته از خرداد سال جاری بخش نامهای از کشورهای مقصد صادرات به دست ایران رسیده و در آن میزان سم و کود مجاز در محصولات کشاورزی مشخص شده است. کشورهای عمان، قطر، هند، روسیه، امارات متحده عربی و پاکستان اعلام کردهاند بنا بر دستورالعملهای جدید خواهان محصولات کشاورزی ما خواهند بود، در غیر اینصورت ما بازارهای صادراتیمان را از دست خواهیم داد. ایران فقط در دو ماه اول امسال ۹۰۰ میلیون دلار محصولات کشاورزی به این مقاصد صادر کرده و طبیعتا از دست رفتن این درآمد خسارت بزرگی خواهد بود.
اما آنچه مهمتر از این خسارت بهنظر میرسد این است که آیا محصولاتی که در بازار ایران وجود دارد، از استانداردهای سموم و کود پیروی میکند و آنچه ما در ایران میخوریم چقدر خطرناک است؟ این خطر وقتی جدی بهنظر میرسد که این بخش از حرفهای دارایینژاد را بشنویم: «دقت در نبود سموم فقط نباید محدود به محصولات صادراتی باشد. این دقت باید در کیفیت محصولاتی که در داخل کشور نیز استفاده میشود، لحاظ شود چراکه ایرانیان نیز مستحق خوردن نیترات و دیگر سموم باقی مانده در محصولات کشاورزی نیستند.»
پای چه سمهایی در میان است؟
وقتی نامهای که طرف روس در توجیه معدوم کردن فلفلهای ایرانی فرستاده را بررسی میکنیم و نگاهی به سابقه هشدارهایی که در این زمینه داده شده میاندازیم، میبینیم که پای چهار نوع سم در میان بوده که دوتا از آنها جدیتر بهنظر میرسند؛ پاراکوات و کلروتالونیل. موضوع وقتی جالبتر میشود که بدانیم سالهاست نهادهای مختلف و متخصصان برای ممنوع شدن استفاده از این دو سم تلاش میکنند.
اما مسئولان سعی میکنند که در این مورد فشاری به کشاورزان وارد نکنند، چون جایگزین کردن این سموم و آفتکشهای ارزان قیمت با سموم بیولوژیک و کمخطر گران تمام میشود و از آنجاییکه دولت هم چند سالی است تخصیص ارز به واردات سم کشاورزی را سختگیرانهتر کرده، نمیتواند بهراحتی کشاورزان را مجبور کند که از این سموم استفاده نکنند.
سمها با ما چه میکنند؟
سم پاراکوات (Paraquat) که با نام تجاری گراماکسون هم شناخته میشود، یکی از سمومی است که رد آن در محصولات فرستاده شده به کشورهای روسیه و هند پیدا شده و دردسر درست کرده است. این ماده یک علفکش تماسی برای از بین بردن علفهای هرز است. پاراکوات با نفوذ به برگها و ساقه سبز گیاه عمل کرده و جزو سموم خطرناک با جذب پوستی است و در صورت مصرف انسان در حجم بالا میتواند کشنده باشد. چندباری هم خبرهایی در مورد مسموم شدن کشاورزان با این سم به گوش رسید.
حسن کاووسی، متخصص اصلاح بذر و نباتات میگوید که اگر افراد بهصورت طولانیمدت در معرض این ماده قرار بگیرند، میتواند به مرور آنها را دچار مسمومیت کند و عوارضی برای دستگاه گوارش، کلیهها و قلب داشته باشد. او میگوید که سالهاست کارشناسان مختلف تلاش میکنند که استفاده از این سم محدود شود اما قدمهای چندانی برای این موضوع برداشته نشده است. البته تاکید میکند که در کشورهایی مانند آمریکا هم بهصورت محدود از این علفکش استفاده میشود اما مقدار مصرف آن نسبت به حجم محصول کشاورزی در ایران بیشتر است.
کاووسی در جواب اینکه مردم برای در امان ماندن از عوارض این سم باید چهکار کنند، میگوید: «اصلیترین راه ورود این سم به بدن از طریق بلع است اما میتواند از طریق زخم و تماس با چشم هم وارد بدن شود، بنابراین شستوشوی میوه و سبزیجات باید با دقت و دستکش انجام شود. در مورد آنچه در میوهها و سبزیجات و خاک باقی میماند هم راهی وجود ندارد غیر از اینکه تقاضای کاهش استفاده از این نوع سموم به یک مطالبه تبدیل شود.»
او در مورد عوارض سم دیگری که اسمش به میان آمده یعنی کلروتالونیل هم میگوید: «استفاده از این سم هم رایج است و در دستهبندی سموم آن را در دسته سمومی قرار میدهند که به نظر میرسد در صورت استفاده درست و مناسب مشکل حاد نداشته باشد اما از آنطرف خطرات استفاده زیاد و نامناسب آن برای سلامتی و محیط زیست ثابت شده است. شواهدی وجود دارد مبنی بر اثرات سرطانزایی این قارچکش و بارها تاکید شده که باید استفاده از آن کم شود و نظارت زیادی روی استفاده از آن انجام گیرد. نظارتی که در کشور ما چندان وجود ندارد.»
هر نفر ۴۰۰ گرم
گویا غیر از اینکه کشاورزان ایرانی بدون وجود نظارتی خاص از سموم ارزانقیمت برای دفع آفتها، علفهای هرز و قارچها استفاده میکنند، میزان استفاده از این مواد هم در کشاورزی ایران بیش از اندازه ضروری است. این موضوع را مشاور وزارت جهاد کشاورزی تایید میکند و میگوید: «میانگین مصرف کود در جهان در هر هکتار ۱۱۰ کیلو است، در حالیکه این آمار در ایران ۸۰کیلوگرم است اما میانگین مصرف سموم در ایران بهازای هر نفر ۴۰۰ گرم است که این بیشتر از میانگین جهانی است.» دلیل استفاده بیش از حد کشاورزان ایرانی از آفتکشها چیست؟ در ادامه به این موضوع هم میپردازیم.
مسئول اندازهگیری کیست؟
سال ۱۳۴۶ برای اولین بار جلسه کمیسیون کدکس ایران برگزار شد و ایران ملزم شد تا میزان استفاده از سموم و آفتکشها را بهطور رسمی پیگیری کند. حالا طبق قانون، پایش محصولات کشاورزی زمانیکه برای مصرف مردم آماده میشود، بهعهده وزارت بهداشت است ولی تولید محصولات سالم و بدون آلاینده بهعهده وزارت کشاورزی است. محسن مروتی، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات گیاه پزشکی و کارشناس باقیمانده سموم در جواب اینکه نحوه نظارت نهادهای ناظر به چه شکل است، میگوید:
«وزارت بهداشت هیچگاه به وظیفهاش در اینباره عمل نکرده و هنوز نمیکند. به زبان دیگر، پایشی که باید بهطور منظم و منسجم وجود داشته باشد، به هیچوجه وجود ندارد. درحالیکه وزارت بهداشت درحال حاضر محصولات غذایی فرآوریشده مانند کنسروها را گاهگداری چک میکند ولی نظارت دایم بر محصولات کشاورزی در میادین میوه و ترهبار برای تخمین سلامت آنها به هیچوجه وجود ندارد و در این زمینه ضعف زیادی دارد.»
او ادامه میدهد: «مسئله دیگر این است که اگر وزارت بهداشت آلودگی دید، چه باید کند؟ واقعیت این است که سیستم برگشت به تولیدکننده وجود ندارد. وزارت کشاورزی درحال حاضر برنامهریزی کرده که محصولات کشاورزی با یک کد ۱۶رقمی وارد بازار شود که براساس آن اطلاعات تولیدکننده ثبت است؛ به ترتیب اگر محصولی آلوده باشد به تولیدکننده برمیگردد و تا زمانیکه نتواند محصول سالم تولید کند، اجازه تولید محصول ندارد. ما بیشتر از وزارت بهداشت انتظار داریم که پایشهای بهتری انجام دهد و همکاری بهتری در این زمینه داشته باشد.»
مروتی پای تحریمها را هم وسط میکشد و میگوید: «از زمان شروع تحریمها. هرچه این تحریمها بیشتر شدند، این مشکل هم شدت بیشتری پیدا کرد. از وقتی تحریمها بیشتر شد، یا شرکتهای اروپایی فروشنده آفتکشها هم سختتر آن را به ما فروختند یا اگر هم وارد میشد، قیمت آنها به اندازهای بالا بود که کشاورز نمیتوانست آن را بخرد. شرکتهای داخلی تولیدکننده، سمها را از چین و هند وارد میکنند و آنها را بهصورت عمده به کشاورزها میفروشند.
مشکلی که در مورد این سموم وجود دارد این است که اولا تکنیکهایی که در آنها استفاده میشود، تکنیکهای استاندارد نیست، ثانیا آن چیزی که بهعنوان مواد همراه به آنها میزنند از کیفیت لازم برخوردار نیست و این دو موضوع باعث کارا نبودن این سموم به اندازه کافی میشود. مثلا در خیلی موارد ما میبینیم که چون کیفیت این سموم به اندازه کافی نیست، کشاورزان اگر قرار است یکی دو بار از این سموم استفاده کنند تا ۱۵ بار هم از آن استفاده میکنند.»



