روزنامه هفت صبح | دعوا هنوز با قوت ادامه دارد. شورای عالی انقلاب فرهنگی، مجلس و شخص وزیر بهداشت کماکان روی مصوبه افزایش تصاعدی ظرفیت دانشگاههای علوم پزشکی و پذیرش دانشجوی پزشکی از دوره لیسانس تاکید میکنند و پزشکان هم با تمام توان در مقابل این ماجرا از خودشان مخالفت نشان میدهند. هر کدام از طرفین دلایل خودشان را دارند اما عبارتیکه در این بین زیاد شنیده میشود «کمبود پزشک» است.
موضوعی که دلیل همه تصمیمها و مقاومتها به آن برمیگردد. سیاستگذاران موافق بالا بردن ظرفیت پذیرش میگویند تعداد پزشکان در ایران نسبت به جمعیت پایین است و نهتنها در حالت عادی عدالت در دسترسی به پزشک وجود ندارد، بلکه در بحرانهایی مانند همهگیری کرونا میبینیم که پزشکان فرسوده میشوند و جان مردم هم بهخطر میافتد، از طرفی چون جمعیت ایران رو به سالمندی میگذارد، نیاز به پزشک در سالهای آینده بیشتر میشود، برای همین هم باید به شکل ضربتی پزشک تربیت کرد و طی ۵ سال آینده هر سال به شکل تصاعدی دانشجوی پزشکی بیشتری پذیرفته شود.
عجله موافقان آنقدر زیاد است که مراحل قانونی کار طی شده و وزیر بهداشت خبر داده که در کنکور پیشرو که در سال ۱۴۰۱ برگزار خواهد شد، افزایش ظرفیت اعمال میشود و پذیرش از لیسانس هم از سال آینده اتفاق خواهد افتاد. مخالفان اما نظر دیگری دارند. آنها میگویند نهتنها تعداد پزشکان در ایران به نسبت توسعهیافتگی و تعداد تختهای بیمارستانی کم نیست، بلکه اگر کمبودی احساس میشود مشکل جای دیگری است.
آنها میگویند تعداد پزشک نباید فقط به نسبت جمعیت سنجیده شود، بلکه باید امکانات را هم در نظر گرفت؛ یعنی تعداد پزشک باید با تخت بیمارستانی تناسب داشته باشد که در ایران این تناسب برقرار است و ایران نسبت به کشورهایی که سطح توسعهیافتگی شبیه آن دارند نهتنها کمبود پزشک ندارد، بلکه وضعیتش خوب است و با فارغالتحصیل شدن دانشجویان فعلی وضعیت باز هم بهتر خواهد شد
ضمن اینکه دلیل کمبود پزشک در نقاط مختلف کشور یکی پزشکانی هستند که طبابت را رها میکنند و دیگری تجمع پزشکان در شهرهای بزرگ است که هر دوی این دلایل به دلیل سیاستگذاریهای غلط اتفاق افتاده و ربطی به تعداد پزشکانی که در دانشگاه پذیرش میشوند، ندارد.
چقدر پزشک داریم؟
برای اینکه ببینیم اصلا ما کمبود پزشک داریم یا نه اول باید بدانیم چند پزشک داریم. طبق حرفهای قائممقام سابق وزیر بهداشت، در حال حاضر ۴۲هزار و ۸۲۲ پزشک عمومی، ۳۹ هزار و ۸۹۲ پزشک متخصص، ۱۴ هزار و ۳۱۴ رزیدنت در حال تحصیل برای تخصص و ۲۰۰۵۱ نفر دندانپزشک در کشور مشغول بهکار هستند.
بر این اساس مجموعا بیش از ۱۱۷ هزار نفر در کشور پزشک و دندانپزشک عمومی، متخصص، فوقتخصص و یا در حال تحصیل برای تخصص داریم اما طبیعتا همه این افراد مشغول طبابت نیستند. جالب اینکه حدود سه ماه پیش وقتی هنوز دعوا سر ظرفیت دانشگاههای علوم پزشکی بالا نگرفته بود، معاون آموزشی وزیر بهداشت در جواب کسانی که تعداد پزشکان ایرانی را کم میدانستند و میگفتند ما حتی نسبت به کشورهای منطقه هم اوضاع خیلی بدی داریم، اعلام کرد اصلا هم اینطور نیست.
ابوالفضل باقریفرد گفت: «پایه و اساس اطلاعات ارائه شده، صحیح نیست و اینکه گفته میشود در ایران بهازای هر ۱۰ هزار نفر ۱۱٫۱ پزشک وجود دارد، کاملا اشتباه است. اکنون اگر به سایت رسمی سازمان جهانی بهداشت مراجعه شود، در گزارشی که برای سال ۲۰۱۸ بوده آمده است که در ایران بهازای هر ۱۰ هزار نفر ۱۵٫۹ پزشک وجود دارد؛ همچنین اعلام شده که بهازای هر ۱۰ هزار نفر در عراق ۷ پزشک، در ترکیه ۱۸ پزشک، در سوریه حدود ۱۲٫۸ پزشک و در افغانستان ۲٫۸ پزشک وجود دارد.
اطلاعاتی که اعلام کردم برای سال ۲۰۱۸ است و براساس اطلاعات کنونی، در ایران بهازای هر ۱۰ هزار نفر ۱۷٫۱ پزشک داریم و با برنامهریزیهای انجام شده تا سال ۱۴۰۴، این عدد بهبالای ۱۸ خواهد رسید که تقریبا نزدیک به مطلوب است. طرح این موضوع که تعداد پزشکان کشورهایی همچون سوریه و عراق از ما بیشتر است، صحیح نیست و کاملا با آمارهای WHO متفاوت است.»
عجیبتر اینکه به گفته معاون آموزشی وزیر بهداشت ۴۵درصد کشورهای جهان بهازای هر ۱۰هزار نفر کمتر از ۱۰ پزشک دارند، در حالیکه نهتنها ایران همین حالا وضعیت بهتری از این کشورها دارد، بلکه اگر دانشجوهای فعلی، فارغالتحصیل شوند وضعیت خیلی بهتر هم خواهد شد به این صورت که «در سال ۱۴۰۰، ۴ هزار فارغالتحصیل گروههای پزشکی داشتیم درحالیکه امسال سنجش هشت هزار نفر را به ما معرفی کرده است، یعنی هفت سال پیش ۴ هزار دانشجو گرفتیم و امسال این تعداد به ۸ هزار رسیده که نشاندهنده رشد است.»
خب تا اینجای کار بهنظر میرسد اوضاع چندان بد نیست اما نهادهایی مثل شورایعالی انقلاب فرهنگی و کمیسیون اصل نود مجلس میگویند که اوضاع باید بهتر شود. آنها اعلام میکنند که همه آنها که فارغالتحصیل میشوند، سراغ طبابت نمیروند.
پزشکان غایب
طبق آمارهایی که سازمان نظام پزشکی دو سال پیش اعلام کرده بیش از ۱۱هزار فارغالتحصیل پزشکی در سالهای اخیر برای دریافت شماره نظام پزشکی مراجعه نکردهاند و به نوعی مفقود شدهاند؛ این آمار جدای ۱۵ هزار پزشکی است که یا مهاجرت کردهاند یا در مشاغل دیگری غیر از حرفهپزشکی مشغول بهکار هستند.
این یعنی بیشتر از ۱۰درصد پزشکان ایرانی پزشکی میخوانند اما پزشکی نمیکنند. این یکی از دلایلی است که موافقان افزایش ظرفیت برای تصمیمشان دارند اما مخالفان میگویند که این دقیقا دلیلی است که نشان میدهد مشکل جای دیگری است. دکتر امید رضایی که بین اهالی ادبیات هم شناخته شده است، میگوید کجا دولت پزشک خواسته و واقعا امکاناتش را فراهم کرده اما پزشک نبوده؟ مخالفان میگویند که دلیل غیبت چندین هزار نفری پزشکان سیاستهای غلط است.
آنها میگویند در مناطقی که درآمد خوبی برای پزشکان وجود دارد، بازار کار تا اندازه زیادی اشباع است، در مناطقی هم که بازار کار وجود دارد و اتفاقا کمبود پزشک هم احساس میشود، فعالیت پزشکی برای پزشکان مقرون بهصرفه نیست و تا وقتی شرایط تغییر نکند و فقط دولت تصمیم به تزریق پزشک در بازار کار بگیرد، این معادله تغییر نخواهد کرد.
باز هم پزشکان بیشتری تصمیم میگیرند که کار نکنند اما از طرفی سیاستگذاران و موافقان افزایش ظرفیت میگویند اگر چنانکه در قانون در نظر گرفته شده، بومیگزینی انجام شود و تعهد خدمت در همان منطقه گرفته شود، مشکل برطرف خواهد شد. آنها میگویند که طبق قانون باید ۳۰درصد آموزش رایگان بومیگزینی شود اما این موضوع در مورد پزشکی کمتر از ۶درصد رعایت شده و اگر در کنار بالا بردن ظرفیت این موضوع هم رعایت شود، دیگر شاهد تراکم پزشک در شهرهای بزرگ نخواهیم بود.



