روزنامه هفت صبح | این توئیتها یکی از ایدههای تکراری و دمدستی بین جوانان و دانشجویان را دست انداخته است؛ یعنی تاسیس کافه…
آریا:من اگه کافه زدم بدونید واسه پولش نیست فقط بهخاطر اینه که آهنگای مورد علاقمو تو گوش ملت فرو کنم.
ویروث: میخوام یه کافه گریه بزنم که گریه توش آزاد باشه و خودم ساعتی یهبار برم رو سن گریه کنم بقیه یخشون آب شه.
تیمسار لوپهتو: من خودم هروقت پولم اضافه میاد دلم میخواد کافه بزنم. حتی با بقیه پول ماستم میخوام کافه بزنم.
مهرداد: اگر یک وقت کافه بزنم، کافه پر نور میزنم با ۱۰ تا چلچراغ. مگه سرازیری قبره اینقدر تاریک میکنید کافه رو؟ مریضید؟ هنره؟
سنجد: تو کافیشاپا جدیدن مد شده نوشیدنیاشون تو ظرفای عجیب غریب میریزن، میخوام یه کافه بزنم تو ظرف آزمایش ادرار شیک نوتلا سرو کنم.
حسود السلطنه: کاش بجای اینکه فرت و فرت جوانان خلاق ایرانی کافه بزنن یهجایی درست کنن آدم بره یه ساعت بخوابه.
علی آقا پایدار: هر جوون ایرانی = یک ایده کافه زدن.
ژنراتور: الان طوری شده شما در کابینتو باز کنی یکم دقتتو ببری بالا میبینی سه تا جوون اونجا جمع شدن کافه زدن.
وحید: امکان نداره تو ایران دانشجو بوده باشی به فکر کافه زدن نیفتاده باشی.
تیانچی: کافه زدن، اسمشو گذاشتن شکسپیر، بعد توش قلیون میدن. شکسپیر اگه بفهمه یه بار دیگه میمیره.
امیرپارسا: هر ایرانی یک ایده کافه زدن.
دوگل: کاش به همون کانال تلگرام زدن قناعت کنین دیگه کافه نزنین.
آتوسا: پیشنهاد میکنم هرموقع از خانوادهتون قهر کردید، اگه تو عرصه موسیقى راتون ندادن، یه کافه بزنید.
میثم: پولدار که شدم یه کافه میزنم، اسمشو میذارم «کافه سکوت». همه میزها یکنفره. آدما میان، تنهایی و در سکوت میشینن موسیقی ملایم گوش میدن، یه چیزی میخورن و میرن.
پرتو: از هر دانشجوی ایرانی ایده اقتصادیشو بپرسی: یه کافه/رستوران متفاوت بزنیم، پیج اینستا ببریم بالا برا تبلیغات، از بانه/بندر جنس بیاریم، نتورک!
پرنسس: یه دوستی دارم هروقت هم رو میبینیم ایدههای جدید واسه کار کافه و... به ذهنمون میرسه؛ بعدم چون پول نداریم سری بعد باز ایدههای جدیدتر میدیم.
گراز: بچهها یه ایده ناب دارم بیایید کافه بزنیم.



