روزنامه هفت صبح | یک: دلار دیروز از سی هزار تومان عبور کرد. راستش اتفاق خیلی عجیبی نیست. این قدر که این سه سال حیرت انگیزی که پشت سرگذاشتیم مدام با شلنگ تخته اندازی دلار روبهرو بودیم. پس نه دستپاچه میشویم و نه عصبانی. دلار است دیگر میرود بالا و ما کمی به لحاظ مالی تنگدستتر میشویم. شاید یکی دو ماه دیگر بیاید پایین و ما خوشحال بشویم. موجود عجیبی است این دلار . هشت ماه قبل دلار تا زیر ۲۱ هزار تومان هم پایین آمده بود و همه میگفتند تمام شد و دلار به زودی تا هفده هزار تومان هم پایین میآید.
اما گفتند که کارشناسان میگویند روی دلار ۲۲ تا ۲۳ هزار تومان حساب کنید. کارشناس اقتصادی ما هم طبق همین جریان میگفت همه آنهایی که دلار خریده بودند بدبخت شدند و بیایید در بورس سرمایه گذاری کنید و بانک و به سبک مردمان با فرهنگ و شایسته نام ایران سرمایههایتان را محفوظ نگه دارید. همین اردیبهشت گذشته. حالا دلار نسبت به آن موقع ۵۰ درصد افزایش داشته است و به قولی ارزش پول ما ۵۰ درصد کاسته شده است. حرف خاصی نداریم.
احتمالا دیپلمات های ما در حال شطرنج دیپلماتیک با طرفهای برجام هستند و میاندیشند که با کمی تحمل از این گردنه هم مثل گردنههای قبلی عبور خواهیم کرد و با تکیه بر برگهای برندهای که در دست دارند مطمئن هستند موفق میشوند و دلار را هم لابد فکری برایش کردهاند. خیلی هم عالی. یادم نیست دقیقا که واقعا از گردنههای قبلی عبور کردهایم یا نه . حالا اصراری هم نیست.
به هرحال تنها مزیت این اتفاق و این شلنگ تخته دوباره دلار، رودررو شدن مسئولان دولت با عمق مشکلات اقتصادی است. این که با ایراد گرفتن و حرفهای تند زدن و یقه گیری و اتهام زدن و مزمزه کردن شعارهای قشنگ و شیرین نمیشود مشکلات اقتصاد را حل کرد. ماجرا ابعاد دیگری دارد.
امیدواریم دولت رئیسی از پس این چالشها بربیاید و امیدواریم کار به یک دوره سه ساله دیگر مقاومت و این چیزها نکشد. دوستان حاضر در دولت از اعتماد به نفس درخشانی بهره میبردند و امیدواریم هنوز هم بهره ببرند و این را هم بگوییم خیلی دوست داریم بهره این مقاومت را ما خودمان هم استفاده کنیم و همهاش را برای نسلهای بعدی نگذاریم. به امید خدا.
دو: چه رونقی در کتابفروشیها برقرار است. هربار که به کتابفروشی محلهمان سر میزنم انبوهی از کتابهای تازه ترجمه شده روی پیشخوان است. صنعت کتاب ما از ماجرای عدم پایبندی به کپی رایت جهانی چه کیفی میکند. هرچند وجه مخفی این داستان ورود بیپایان کتابهای جدیدی است که در رقابت بایکدیگر شیره جان هم را میمکند.



