روزنامه هفت صبح، محمدجواد ترابی| روزی که از آزمون تایید صلاحیت رانندگان خطی مطلع شدم، با خودم گفتم حتی کاری که برای بسیاری به آسانی داشتن یک گواهینامه به نظر میآید، پیچیدگی خود را دارد. تصورش را نمیکردم که رانندگان تاکسیهای زرد باید تا سه نسل قبل اسامی خیابانها را بدانند و آزمون بدهند.
بارها در بحثهای دوستانه یا حتی حرفهای، این صحبت را شنیدم که فلانی که در تلویزیون کاری نمیکند، دوربین را روشن میکنند و میرود جلوی دوربین. این در حالی بود که شاهد بودم در همان برنامه ۱۰ تا ۳۰ نفر مستقیم بدون ثانیهای مکث درگیر کار بودند.
توضیح فرآیند برخی مواقع کارساز نیست و گوش شنوایی هم برای باورش نیست. خوشبختانه بایگانی محتواهایی که برای هر برنامه تلویزیونی نوشتیم را پاک نکردم، بسیاری باورشان نمیشود که برای برنامهای روزانه، چه تیم تحقیقی باید شکل بگیرد و چندین هزار کلمه مکتوب شود که مجری با اطلاعات و آگاه به حدود و ثغور، بتواند ساعت یا ساعاتی اجرا کند. ما بسیاری از آنچه را که تجربه نکردیم در ذهنمان ساده میکنیم، چرا که این پیچیدگیها یا سختیها پیش روی چشم ما نیست.
ورزشکار را میبینیم قطعا به یاد تمرینهایش هستیم ولی آیا از سختیهای اردوها و کمپهای آن با خبریم؟ چند نفر ما دسترسی محدود به گوشی را در این کمپها برمیتابد؟ هزاران مثال میتوان زد که تا پیش چشمانمان، یک کارخانه به تصویر کشیده نشود، کار برایمان آسان جلوه میکند. در دنیای دیجیتال و کسبوکارهای نوین، این ماجرا به مراتب پررنگتر به چشم میآید.
همانطور که از نام این کسبوکارها پیداست، «نوین»اند، عجیب نیست که با سازوکارهایشان آگاه نباشیم؛ شاید از همین بابت است که باز عجیب نیست شکلگیری یک ایده استارتاپی، جذب سرمایه، رشد و تبدیلشدن آن به یک شرکت غول پیکر را هم ساده تصور کنیم. آنقدر که فکر کنیم پشت آن دیوار و دیوارها، چهار نفر نشستهاند و کد میزنند و مدیر هم فقط پولی به جیب میزند.
شاید خیلی از ما ندانیم که هر کسبوکار نوین شناخته شدهای در ایران و جهان، فقط واحدی به نام اعتماد و امثال آن دارد که جلوی سوءاستفادهها را بگیرد. شاید ندانیم که مسئله آسودگی و اعتماد در پلتفرمها آنچنان حیاتی است که حاضرند بیشترین هزینهها را انجام دهند تا کاربر تجربه شیرینی داشته باشد و این تجربه را هم به خاطر بسپارد و هم در ارتباطات میان فردی، توصیه کند.
بیایید یک بار ماجرای ظهور استارتاپهای خدماتدهنده حملونقل آنلاین را مرور کنیم. آیا تا همین ۱۰سال پیش تصورش را میکردیم رانندگانی که مجوز تاکسی نداشتند، روزی زیر چتر حمایتی چند سامانه خصوصی قرار بگیرند که بشود به خدماتشان امتیاز داد و تا حدود زیادی نسبت به خدماتدهیشان اطمینان داشت؟
آیا میزان وقوع حوادث پیش از ظهور این پلتفرمها به نسبت جمعیت، قابل قیاس با وضعیت ساماندهی شده امروز است؟ کسبوکارهای نوین، ناممکنهای دیروز را ممکن کردند. برای جلب نظر و اعتماد هزینه کردند و میکنند و با همین سادهسازی پیچیدگیها روزگار میگذرانند؛ اگر کارخانهای برای نمایش ندارد، چون هدفشان همین آسان کردن دسترسی محصول نهایی است. دقیقا سهلی ممتنع. آسان اما پیچیده.



