روزنامه هفت صبح | ۱۷ نفر از خانواده سانچی می‌گویند که عزیزانشان نمرده‌اند. زنده هستند؟ معلوم نیست ولی فعلا خیلی زود است که بخواهیم بگوییم آنها فوت کرده‌اند. به خاطر همین هم این خانواده‌ها می‌خواستند به لحاظ قانونی ثابت کنند عزیزانشان در آتش‌سوزی آن کشتی بزرگ در ۳۰۰ کیلومتری بندر شانگهای مفقودالاثر شده‌اند. با این شواهد آنها شکایتشان را به دادگاه بردند و قاضی ۲۳ بهمن حکم مرگ ۹ خدمه سانچی را ابطال کرد.

طرف مقابل آنها وزارت کار، سازمان ثبت احوال و شرکت ملی نفتکش بود که می‌گفتند اشتباهی در صادر کردن گواهی فوت نداشته‌اند. دادگاه ولی ادله‌شان را نپذیرفت. حالا ۲۰روز از حکم او گذشته و این سه سازمان هیچ درخواست تجدیدنظری را ثبت نکرده‌اند به همین خاطر هم دیروز روزنامه شرق خبر داد که حکم مرگ ۹ خدمه باطل شده است.

*** حکم چه تاثیری در سرنوشت سانچی دارد؟
این حکم که حالا صادر شده می‌گوید این اسامی از خدمه سانچی فوت نکرده‌اند: ۱_ محمد پیریایی۲_ حامد بهاری حشکوایی ۳_ سید جواد حیدری۴_ حسن رومیانی ۵_ سجاد عبدالهی ۶_ مهدی سادکی ۷_ امید ضیایی ۸_ ابوذر نظامی ۹_ علیرضا نجفی‌فر.
آن طور که وکیل خانواده‌ها در اینستاگرامش نوشته است، خدمه «از نظر قانونی» حالا زنده محسوب شده و به خاطر همین هم حقوق و مزایای آنها برقرار می‌شود.

نه فقط این، بلکه هر چه که پرداخت نکرده بودند در این سال‌ها هم باید داده شود. حالا دیگر دست خانواده‌ها هم باز شده که سازمان‌های بین‌المللی مانند صلیب سرخ را موظف کنند به جست‌و‌جوی این افراد بپردازند. این افراد در آمریکا هم با یک وکیل دیگر شکایت کرده‌اند که هنوز جوابش نیامده است.

*** در رای چه چیزی آمده؟
* اول اینکه در رای گفته شده هیچ شواهدی مبنی بر فوت اشخاص مزبور وجود ندارد.
* بروز حادثه هیچ دلیل یقین‌آوری مبنی بر فوت آنان نیست و صرفا می‌توانیم بگوییم که مرگ آنها احتمالی است. (اشاره این بند به مرگ شهید آروی برمی‌گردد. پیکر او را همان سال پیدا و دفن کردند.)
* بر فرض تردید در حیات آنان، آنان مفقودالاثر هستند.
* برای صدور گواهی فوت، ابتدا محاکم قضایی باید حکم موت فرضى اشخاص را صادر کنند.
* صرف اینکه یک نفر فوت کرده دلیل کافی برای صدور گواهی فوت بقیه نیست.

*** ادله اصلی شکایت چه بود؟
بیش از هزارو ۲۰۰ تماس مهم‌ترین دلیل خانواده‌ها مبنی بر زنده ماندن عزیزانشان است؛ آن هم نه تماس‌های عادی. گاهی فرد تماس‌گیرنده از خصوصی‌ترین شماره‌ها که تماس گرفته بود خبر داشت. برای مثال یکی از خانواده‌ها می‌گفت فقط یک خط موبایل برای تماس همسرش داشته و با او فردی در خارج از کشور تماس گرفته و از زنده بودن همسرش خبر داده است.

گاهی تماس گیرنده‌ها در زمان مکالمه اسم مستعار خانواده‌ها را می‌گفتند که شک آنها را بیشتر برمی‌انگیخت. گاهی فرد خارجی به آنها زنگ می‌زد و پشت تلفن می‌گفت که فرد ایرانی‌تباری این شماره‌ها را به آنها داده و درخواست کرده به صاحب شماره‌ها اطلاع دهند که «ما زنده‌ایم». این تماس‌ها گاهی از جنوب شرق آسیا و نقاطی مانند مادیو، تایوان، نیوزیلند، جنوب چین و … دریافت می‌شد. هیچ کسی هنوز نمی‌داند ماجرای آن تماس‌ها چه بوده است.

نزدیکی محل تصادف با کره‌‌شمالی باعث می‌شد که خانواده‌ها فکر کنند نکند عزیزانشان اسیر این کشور شده‌اند؟ یا اینکه نکند دزدان دریایی آنها را دزدیده باشند؟ هر احتمالی می‌دادند الا مرگ. علاوه بر این تماس‌ها، دلایل قانونی هم وجود داشت که آنها را تشویق به این کار می‌کرد. آنها چه بودند؟یکی از این دلایل همان موضوعی بود که اوایل حرف آن را مسئولان ایرانی به صورت رسمی می‌زدند. یکی از قایق‌های نجات سانچی ناپدید شده بود و به خاطر همین هم احتمال می‌دادند خدمه با قایق نجات از محل فرار کرده باشند.

از طرف دیگر تن یکی از پیکرهای پیداشده، لباس نجات دیده شد. همین باعث شد که این احتمال که خدمه فرصت کافی برای پوشیدن لباس نجات و فرار را داشته‌اند، قوی‌تر شود. از طرف دیگر براساس قانون، خدمه سانچی باید ابتدا تا ۵ سال اول مفقودالاثر اعلام می‌شدند و حقوق و مزایای ماهیانه‌شان را به حساب خانواده‌ها می‌ریختند اما این کار را نکردند. به خاطر همین هم خانواده‌ها پیگیری حقوقی و قانونی را ادامه دادند.

*** مروری دوباره بر جزئیات سانچی
دی ماه سال ۱۳۹۶ سانچی آتش گرفت و پس از ۹ روز در دریا غرق شد. سانچی اسم کشتی نفتکش ما بود که ۳۰ ایرانی و دو بنگلادشی در آن کار می‌کردند. از این حادثه فقط پیکر سه نفر را توانستند نجات دهند و به ایران برگردانند. سانچی با خودش میعانات گازی به کره‌جنوبی می‌برد و کشتی چینی که با آن تصادف کرده بودند، بار غله.

چین زمان آتش‌سوزی می‌گفت حرارت آنقدر بالا است که نمی‌توانند آن را خاموش کنند. بعد هم می‌گفتند همه خدمه در دم جان باخته‌اند. اما ایران اول این حرف‌ها را قبول نداشت. مقامات ایرانی می‌گفتند کشتی از وسط آتش گرفته و ممکن است افرادی فرصت فرار پیدا کرده باشند. بعد هم اینکه پرسنل کشتی که سانچی با آن تصادف کرده بود توانسته بودند فرار کنند پس تصادف آنقدرها هم به این سرعت مرگبار نبوده است.

*** ناباوری بزرگ مقابل مرگ سانچی
فقط خانواده‌های این ۹ نفر نیستند که مرگ عزیزانشان را باور نمی‌کنند. حتی آنهایی که شکایت هم نکرده‌اند می‌گویند نمی‌توانند قبول کنند که همسر، برادر و یا فرزندشان جانشان را از دست داده‌اند. شکوفه عبدالله‌زاده یکی از آنهاست که می‌گوید امیدواری روزهای اولیه باعث شده هنوز نتواند با مرگ همسرش کنار بیاید. خانواده حیدریه ولی می‌گویند شواهد موجود آنها را قانع نکرده که علی زنده است. نیما حیدریه، برادر این خدمه سانچی می‌گوید:

« بنرهای تسلیت را مادرش از دیوار جمع و داخل خانه نصب کرده. هنوز هیچ چیز با سه سال پیش که سانچی آتش گرفت فرقی نکرده است. به خاطر همین هم برایش بهتر است که بپذیرد فرزندش شهید شده تا اینکه هنوز دنبال نشانه‌ای از زنده ماندن علی بگردد.» خانم عبدالله‌زاده می‌گوید یک روند سه ساله طی شده تا او باور کند که همسرش احسان، جانش را از دست داده:« یک بار گفتند آنها در سه دقیقه جانشان را از دست دادند و بار دیگر گفتند در سه ساعت. یک بار هم گفتند دانشجویان دانشگاه تهران تحقیق کرده‌اند و فهمیده‌اند که امکان ندارد آنها زنده باشند. ولی خب آدم تا یک جسد پیدا نکند باور نمی‌کند.»

*** استدلال مخالفان چیست؟
نیما حیدریه می‌گوید اگر خانواده‌ها یک نفتکش از نزدیک دیده بودند دیگر برای آنها ابهامی پیش نمی‌آمد که کسی ممکن بود زنده بماند. او به حرف‌ها و استدلالات مختلفی که گاهی از سوی خانواده‌های عزاداران مطرح می‌شد اشاره می‌کند و زیر بار آنها نمی‌رود: «می‌گفتند خدمه سانچی در اتاق امن پناه گرفته بودند ولی من دارم روی نفتکش کار می‌کنم و می‌دانم نفتکش اتاق امن ندارد. می‌گویند، گاز به آنها آسیب نزده است اما مگر ندیده‌اند که گاز مایع ماهی‌ها را هم می‌کشد و به ساحل می‌آورد؟

به خدا دوست ندارم این‌ها را بگویم اما امیدواری بی‌جا دادن اوضاع را بدتر می‌کند. من مادرم را با این تفکر که پسرش مرده راحت‌تر می‌توانم قانع کنم ولی وقتی برای برادرم یادبود گرفتیم، اعلامیه‌های او را از در خانه کندند و از ما عصبانی شدند. « هر سمت ماجرا که برویم و به حرف هر کدام از آنها که گوش دهیم ماجرا تلخ‌تر می‌شود؛ چه آنهایی که به زنده بودن خدمه امیدوارند و چه آنهایی که دیگر هیچ امیدی ندارند. آنهایی که شکایت نکرده‌اند حقوق خودشان را یک سال بعد از حادثه گرفته‌اند ولی شاکی‌ها این مدت برای اینکه بتوانند شکایت کنند، هیچ مزایایی دریافت نکردند. « شرکت نفتکش به آنها گفته بود که اگر دست از شکایت بکشند، حق و حقوقشان را می‌پردازد.» این را یکی از خانواده‌های خدمه سانچی می‌گوید.

**** آن هزار و ۲۰۰ تماس چه شد؟
یکی از خبرهایی که بعد از غرق شدن سانچی آمد این بود که خانواده‌ها گاهی با واسطه یک فرد خارجی پیام‌هایی از عزیزانشان می‌گیرند و گاهی بدون اینکه کسی حرفی بزند، با شماره‌های خارج از کشور به موبایل آنها زنگ زده می‌شود. در این تماس‌های مشکوک چه می‌گفتند؟ نیما حیدریه می‌گوید: « اولین فردی که گفتند تماس مشکوک داشته من بودم. من پنج ثانیه تماس خارجی از ایمو داشتم ولی آن روزها لحظه‌ای نبود که از خارج از کشور با من تماس نگیرند.

ممکن است آن تماس یکی از خبرنگاران خارجی بوده. یک بار هم در جلسه‌ای که سال بعد از حادثه با مسئولین داشتیم یکی از خانواده‌ها گفت که یکی از خدمه برای همسرش وویس فرستاده اما به دلیل اینکه حرف‌های خیلی خصوصی زده امکان پخش آن را ندارند. آنها حتی یک حکم قضایی برای پیگیری اینکه چه کسی و از کجا با آنها تماس گرفته نگرفتند. یا اینکه می‌گفتند خدمه سانچی با شماره قدیمی‌ترین دوستش تماس گرفته است.

چرا یک نفر در چنین موقعیتی به جای همسر، برادر یا والدینش باید به دوست قدیمی‌اش زنگ بزند؟» او این‌ها را می‌گوید تا ثابت کند هیچ کدام از شواهد افراد نمی‌تواند برادرش را زنده کند. با این حال دلایلی هم برای مرگ آنها دیده نشده و به خاطر همین قاضی این حکم را صادر کرده است. شاید این حکم آنها را زنده نکند اما می‌تواند حق و حقوق مالی که شرکت نفتکش به مفقودالاثرها نپرداخته بود، به خانواده‌هایشان برگرداند.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.