روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری | ماجرای قتل‌های بی‌سرانجام؛ آنهایی که کشته شدند اما هیچ‌وقت، هیچ‌کس پیدا نشد تا قتل را گردن بگیرد و خانواده‌های مقتول همیشه با این علامت سوال باقی ماندند که چه کسی و به چه جرمی جان یکی از اعضای خانواده‌ آنها را گرفت. ماه‌ها و سال‌ها از جنایت‌های وحشتناک گذشت اما تحقیقات کارآگاهان برای یافتن قاتل به سرانجام نرسید.

پرونده این جنایت‌ها تا مدت‌ها رسانه‌ای شد اما با گذر زمان کم‌کم به دست فراموشی سپرده شد. گاهی هم وقتی قاتل مشخص نشود دیه مقتول از بیت‌المال به خانواده‌اش یعنی اولیای دم پرداخت می‌شود. در این گزارش سراغ قتل‌های بی‌قاتل رفته‌ایم. ماجرای مقتولانی که کشته شدند و معلوم نشد به چه جرمی یا به دست چه کسی جان دادند.

*** قتل حمید حاجیان وکیل دادگستری
چهارم اردیبهشت ماه سال ۹۸ حمید حاجیان وکیل پایه یک دادگستری و وکیل برخی از مفسدان اقتصادی که بارها نامش در دادگاه مفاسد اقتصادی برده شد، با شلیک چند گلوله در پارکینگ ساختمانی در خیابان کامرانیه به قتل رسید. حدود یک سال و پنج ماه از این ماجرا می‌گذرد و هنوز اطلاعات دقیقی از علت قتل او و این که توسط چه کسی به قتل رسیده توسط پلیس و کارآگاهان گزارش نشده است.

حمید حاجیان مدتی وکیل حسین هدایتی مدیر عامل سابق استیل آذین بود و بعد از قتل این وکیل شایعاتی مبنی بر این که حسین هدایتی به خاطر اختلاف حسابی ۵۰ میلیارد تومانی که با حاجیان داشته دستور قتل را داده است طوری قوی به نظر رسید که مدیر سابق استیل آذین با وجود اینکه به خاطر مسائل اقتصادی در زندان بود برای تحقیقات به اداره ۱۰ پلیس آگاهی تهران منتقل شد و تحقیقات از وی صورت گرفت اما پلیس در این شاخه تحقیقاتی هم به بن بست خورد.

حاجیان ۴۱ ساله و زن جوانی که به همراهش بود با شلیک گلوله‌ها مواجه شد و به قتل رسید اما زن جوان جان سالم به در برد و از تحقیقات او هم اطلاعاتی وجود ندارد. در این مدت افراد زیادی که با این وکیل در ارتباط بودند و احتمال می‌رفت در قتل او نقش داشته باشند دستگیر شدند، حتی یک مرد که هر هفته بر سر مزار حمید حاجیان می‌رفت نیز به عنوان مظنون دستگیر شد اما هیچ ردی از عامل جنایت به دست نیامد.

*** قتل هاله دانشبندی دندانپزشک باردار
شامگاه ۱۶ خردادماه سال ۸۰ جنایتی هولناک در طبقه دوم برج شهریار واقع در سعادت‌آباد تهران رخ داد که در آن هاله دانشبدی ۲۸ ساله از سوی قاتلی مورد حمله قرار گرفته و خفه شده بود. ۹ سال از پرونده قتل او گذشت. در سال ۸۹ پرونده مختومه شد در حالی که مادر هاله معتقد بود دامادش دخترش را به قتل رسانده است.

تحقیقات نشان داد این زن به همراه شوهرش که پزشک است در مطب کار می‌کرد اما روزهای زوج به خاطر حضور شوهرش در یکی از درمانگاه‌های خیریه همیشه در مطب تنها بود.به سرقت نرفتن لوازم گرانقیمت دندانپزشکی فرضیه جنایت به خاطر سرقت را با گره کوری مواجه می‌کرد، از سوی دیگر وجود خودکار در کنار جسد و جوهری بودن دستان و آستین روپوش هاله نشان می‌داد این زن در حال نوشتن وقتی پشت به عامل جنایت داشت، مورد حمله قرار گرفته و حتی سعی کرده با استفاده از خودکار از خود دفاع کند.

بررسی دفاتر و کارت ویزیت بیماران در دستور کار قرار گرفت و مشخص شد روز جنایت دو مرد بیمار برای نخستین‌بار به مطب دندانپزشکی هاله رفته و تشکیل پرونده داده‌اند.این شاخه تحقیق که می‌توانست پلیس را به عامل جنایت برساند پس از تجسس‌های گسترده و در حالی که مشخص شد یکی از بیماران مشخصات جعلی‌ای در کارت پرونده نوشته است به بن‌بست خورد تا اینکه فرضیه‌ای مبنی بر دخالت شوهر هاله، در قتل زن باردارش مطرح شد.

پرونده قتل هاله دانشبدی پس از کش و قوس‌های خیلی زیاد پیش روی قاضی شعبه ۱۱۵۷ دادگاه جنایی تهران قرار گرفت و وی پس از بررسی دوباره شهرام - شوهر هاله - را از اتهام قتل عمد تبرئه کرد که این حکم با اعتراض خانواده هاله روبه‌رو شد.بدین ترتیب، وقتی حکم تبرئه داماد نقض شد پرونده این بار در اختیار قاضی شعبه ۱۱۵۶ دادگاه بعثت قرار گرفت و با وجود بررسی‌های قضایی و پلیسی هیچ سرنخی از عامل جنایت به دست نیامده .

قاضی پرونده در حالی که خانواده هاله می‌گفتند شهرام گناهکار است چرا که اصلا ماجرای قتل همسرش را پیگیری نکرده، این مرد را از قتل هاله دانشبدی تبرئه کرده و حکم به پرداخت دیه از بیت‌المال دادند.پس از اینکه اعتراض خانواده قربانی در دیوانعالی کشور پذیرفته نشد پرونده قتل دندانپزشک باردار پس از ۹ سال در سال ۸۹ برای همیشه بسته شد.

*** ماجرای قتل مظفریان طلافروش معروف
ساعت ۹ صبح چهارشنبه ۴ تیر امسال، خبر کشف جسد عبدالعلی مظفریان عضو سابق اتاق بازرگانی و بازرس سابق صنف طلافروشان منتشر شد. مأموران شهرداری در حال تعمیر جاده‌ای فرعی در محدوده تلو بودند که با جسد مردی سالخورده مواجه شدند. بلافاصله موضوع از سوی مأموران کلانتری لواسان، بازپرس کشیک قتل پایتخت و تیم بررسی صحنه جرم تحت بررسی قرار گرفت.

با حضور تیم جنایی در محل آن‌ها جسد مرد ۷۸ ساله را که بر اثر ضربه سنگینی به سرش کشته شده بود و همچنین کبودی روی گردنش که حکایت از خفگی داشت به پزشکی قانونی منتقل کردند. همراه مرد میانسال یک کیف دستی بود که داخل آن کارت یکی از طلافروشی‌های معروف پایتخت پیدا شد. تحقیقات میدانی نشان می‌داد جسد شب قبل با یک خودرو به آن محل منتقل شده و قاتل یا قاتلان حدود ۱۰ متر جسد را روی زمین کشیده بودند و آن را در کنار جاده رها کرده و رفته‌اند.

آثار لاستیک‌ها باتوجه به شیارهایش نشان می‌داد متعلق به خودرویی مدل بالاست. بررسی‌های اولیه حکایت از آن داشت که قتل ۸ تا ۱۲ ساعت قبل از کشف جسد رخ داده و احتمالاً عامل این جنایت فردی آشنا بوده است. بررسی‌ها نشان می‌داد مقتول از اقوام یکی از طلافروش‌های معروف پایتخت است که عضو سابق اتاق بازرگانی، بازرس سابق صنف طلافروشان و چند سال قبل نیز دبیر کمیته اسنوبرد اسکی بوده است.

اما بعد از مرگ همسرش، طلا و جواهرات را از طلافروشی‌های معروف پایتخت می‌خرید و به طلافروشی‌های دیگر می‌فروخت و مدتی است که مغازه طلافروشی نداشته است. یکی از اقوام مقتول هم گفت که وی در ایران تنها زندگی می‌کرده و پسرش که پزشک است در یکی از کشور‌های اروپایی سکونت دارد. در ادامه تحقیقات راز ناپدید شدن کیف جواهرات و طلا‌های مرد طلافروش برملا شد.

دوستانش اعلام کردند که مرد طلافروش همیشه کیف دستی به همراه داشته که طلا و جواهراتی که خرید و فروش می‌کرد را داخل آن حمل می‌کرد. اما از آنجا که این کیف همراه مقتول پیدا نشد و خودروی مدل بالای مقتول و تلفن همراه او نیز ناپدید شده این احتمال مطرح شد که از سوی عامل یا عاملان جنایت به سرقت رفته باشد.۱۷نفر دو زن و ۱۵ مرد در این پرونده بازجویی شده‌اند اما هنوز با گذشت سه ماه هیچ خبری از قاتلان او به دست نیامده است.

*** قتل تقی رمضان‌نیا وکیل دادگستری با چاقو
بعدازظهر ۵ اردیبهشت ۸۵ بودکه وکیل ۷۳ ساله دادگستری به نام تقی رمضان‌نیا در دفتر کارش در خیابان خوش حوالی آزادی به قتل رسید. همسرش نخستین فردی بود که جسد او را یافته و به پلیس خبر داده‌بود. باتحقیق از همسر مقتول معلوم شد که او صبح خانه را ترک کرده و به دفتر وکالتش رفته و ظهر برای ناهار نیامده و تلفنش را پاسخ نمی‌داده که همین باعث شده همسرش برای سرکشی به دفتر وکالت شوهرش برود.

او زمانی که وارد دفتر شده، متوجه باز بودن در شده‌بود. بعد هم جسد شوهرش را دیده که با ضربه‌های چاقو به قتل رسیده‌بود. پرونده این جنایت در پلیس پایتخت گشوده شده و در تحقیقات بعدی مشخص شد که مقتول وکالت خانمی از بستگان را برعهده داشته و توانسته‌بوده مراحل طلاق را به نفع موکلش به نتیجه برساند که شوهر این زن بعد از این ماجرا مرد وکیل را تهدید به مرگ کرده‌بود.

این مرد به عنوان مظنون بازداشت شد، اما تحقیقات قضایی نشان داد او در این ماجرا نقشی نداشته و آزاد شد. این پرونده یکی از پرونده‌های جنجالی بود که رسانه‌ها بسیار به آن پرداختند. از آن سال که جنایت رخ داد تاکنون ۱۴ سال از ماجرا می‌گذرد، اما هنوز پلیس موفق به شناسایی رد قاتل این وکیل دادگستری نشده‌است.

*** قتل دختر صراف در میدان فردوسی
این حادثه ۲۳اردیبهشت سال ۹۲رخ داد. آن روز پسر جوانی وارد یک مغازه صرافی در میدان فردوسی شد و قیمت دلار را پرسید. او سپس از مغازه بیرون رفت و دقایقی بعد مجددا بازگشت و ادعا کرد که قصد خرید دلار دارد. وی کارت عابربانکش را در اختیار دختر جوانی که پشت پیشخوان بود قرار داد اما وی اظهار داشت که باید کارت ملی نیز همراهش باشد.

پسر جوان به بهانه اینکه پدرش قرار است کارت ملی را به دستش برساند در صرافی منتظر نشست تا همه مشتریان از مغازه بیرون بروند. وقتی دختر جوان در صرافی تنها شد، او چاقویی از کیفش بیرون کشید و با حمله به وی ضربه‌ای به پهلوی دختر جوان وارد کرد. او بعد از آن دلارهایی را که معادل ۵۰ میلیون تومان داخل کشو بود، سرقت کرد و پا به فرار گذاشت.دقایقی بعد مأموران پلیس با تماس همسایه‌ها در جریان ماجرا قرار گرفتند و راهی محل حادثه شدند.

دختر جوان به بیمارستان منتقل شد اما چند روز بعد بر اثر شدت جراحت و خونریزی داخلی به کام مرگ فرو رفت. بررسی‌ها نشان می‌داد که قربانی، گیتی کلهر نام داشت و مدت ۳سال بود که در صرافی پدرش کار می‌کرد. پدر مقتول گفت: صرافی متعلق به من بود و دختر و پسرم در آنجا کار می‌کردند. دختر جوان درحالی‌که دچار خونریزی شده بود، آژیر خطر را به صدا درآورد و چند نفری از مغازه‌داران و پدر گیتی به سرعت خود را به صرافی رساندند و دختر جوان را درحالی‌که غرق در خون بود، به بیمارستان بردند البته چند بیمارستان از پذیرش گیتی خودداری کردند تا اینکه در نهایت وی جان خودش را از دست داد.

یکی از شاهدان این جنایت در آن زمان گفت:«من و خیلی‌های دیگر قاتل را موقع فرار دیدیم البته آن موقع نمی‌دانستیم چه اتفاقی افتاده است. آن مرد به‌سرعت می‌دوید و اصلا حواسش به هیچ‌چیز نبود طوری‌که موقع فرار مقداری دلار از جیب‌هایش بیرون ریخت و هرچه او را صدا زدند برای برداشتن دلارها نایستاد.»با این که چهره ضارب شناسایی شد اما با گذشت هفت سال قاتل او پیدا نشد و خانواده‌اش از بیت‌المال درخواست دیه دخترشان را کردند.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.