روزنامه هفت صبح | هشتم مردادماه رئیس کلانتری ۱۰۶ نامجو از دستگیری سارق خودرو‌های لوکس که با جلب اعتماد شهروندان خودروهای‌شان را سرقت می‌کرد، خبر داد و در جریان سرقت و کلاهبرداری مرد جوان تیمی از ماموران پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران به دستور بازپرس پرونده وارد عمل شدند.

بدین ترتیب کارآگاهان تحقیقات خود را آغاز کردند و مشخص شد که مرد جوانی خودروی پراید خود را در سایت دیوار آگهی و قیمت خودرو را نسبت به بازار کمی ارزان‌تر اعلام کرده و نخستین طعمه با حضور در محل قرار و مشاهده خودرو مبلغ ۵۵ میلیون تومان را برای خرید به جوان کلاهبردار پرداخت کرده و مرد فریبکار به بهانه شیرینی خرید خودرو با طعمه‌اش به رستوران رفته اما در یک لحظه مرد فریبکار پشت فرمان خودرو نشسته و پا به فرار گذاشته است.

*** کلاهبرداری به شیوه جدید
کارآگاهان در تجسس‌های میدانی پی بردند افراد زیادی به این شیوه هدف کلاهبرداری او قرار گرفته‌اند و جالب اینکه برخی از طعمه‌ها پس از اینکه خودرو را تحویل گرفته‌اند متوجه شدند مرد فریبکار که مسعود نام دارد خودرو را به صورت شرایطی خریداری کرده و به صورت نقدی به فروش رسانده است. ردیابی‌های پلیسی ادامه داشت تا اینکه کارآگاهان پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران با توجه به شیوه و شگرد مسعود آلبوم مجرمان سابقه‌دار را پیش روی طعمه‌ مرد کلاهبردار قرار دادند و خیلی زود مسعود که یک بار به این شیوه دستگیر شده بود شناسایی شد.

همین کافی بود تا ماموران با شناسایی خانه مسعود در آخرین روزهای تیرماه امسال برای دستگیری وی وارد عمل شوند که مسعود در زمان دستگیری وقتی خود را در برابر ماموران دید سعی داشت با حمله به سمت پلیس راه فرار پیدا کند اما او در محاصره ماموران قرار گرفته بود و به ناچار تسلیم ماموران شد. مسعود ۳۰ ساله می‌گوید من خودم در دام یک کلاهبردار حرفه‌ای گرفتار شدم و چون ضربه دیدم تصمیم گرفتم به دیگران ضربه بزنم تا زخمی که به زندگی‌ام وارد شد درمان شود.

او درباره سابقه‌اش می‌گوید: یک بار به خاطر کلاهبرداری دستگیر شدم و ۱۵ روز در زندان بودم که مقصر من نبودم. من تدریس موسیقی می‌کردم و با درج آگهی فروش خودرو کمیسیون می‌گرفتم، به قول معروف دلالی می‌کردم. اما سال ۹۳ ازدواج کردم و چون پدرم را در سن ۴ سالگی از دست داده بودم کسی را نداشتم که از من حمایت کند و وضعیت مالی خوبی نداشتم به همین خاطر سال ۹۶ با همسرم در یک صحافی کار می‌کردم و بعضی اوقات نیز موسیقی خیابانی انجام می‌دادم.

تا اینکه از طریق یک آگهی با یک شرکت آشنا شدم که خودرو تحویل می‌داد و با همان خودرو کارهای شرکت را انجام می‌‌دادیم که برای شروع به کار به آنجا رفتم که از من خواستند به عنوان ضمانت به آنها چک بدهم. من هیچ اطلاعی نداشتم و ۱۰ برگ چک سفید امضا به آنها دادم و متوجه شدم که از ۱۰ برگ چکم استفاده کردند و بعد از آن ۲۵ برگ چک سفید امضا‌ به مدیر مجموعه دادم و او ادعا می‌کرد با حساب بانکی‌ام کار می‌کند و می‌توانم وام بگیرم و مشکلات زندگی‌ام را حل کنم.

او درباره این که مدیر مجموعه از چک‌ها چه استفاده‌ای می‌کرد، می‌گوید: آگهی سرمایه‌گذاری گذاشته بود و سرمایه گذارها وقتی به دفتر کار و مکان بزرگی که داشت می‌آمدند به او اعتماد می‌کردند و سرمایه‌گذاران در قبال پول زیادی که می‌گذاشتند چک‌های مرا به عنوان ضمانت می‌گرفتند.او رقم‌های میلیونی در چک‌های من می‌نوشت و بعد یک باره ناپدید شد.

بعد از مدتی من و همکارانم که به مدیر شرکت اعتماد کرده بودیم در یک نمایشگاه خودرو مشغول به کار شدیم و بابت هر خودرویی که قولنامه می‌کردم ۲۵۰ هزار تومان می‌گرفتم و همه چیز خوب پیش می‌رفت تا اینکه بعد از ۵ ماه خریداران خودروها متوجه شدند که خودروها به صورت اقساطی خریداری شده و به آنها فروخته شده است که ما هم اطلاعی نداشتیم که باشکایت صاحبان خودرو نمایشگاه پلمب شد و چک‌های من و امثال من به اجرا گذاشته شد و دستگیر شدم.

با فروش زمین و کمک برادر و پدرزنم توانستم ۳۰۰ میلیون تومان پرداخت کنم اما چک‌های زیادی از من در بازار است که برگشت خورده است و من از مدیر شرکت به عنوان خیانت در امانت شکایت کردم اما فراری است و حدود ۵ میلیارد تومان بدهکار هستم.وقتی بیرون آمدم تصمیم گرفتم همان کاری که مدیرمان با من کرده را با دیگران انجام بدهم به همین خاطر یک خودروی پراید به صورت اقساطی خریدم و بعد از چند روز آن را آگهی کردم و نسبت به قیمت خودروهای دیگر ۵ میلیون تومان ارزان‌تر آگهی کردم .

یک مشتری پیدا شد و بعد از دیدن خودرو مبلغ ۵۰ میلیون تومان را به حسابم واریز کرد و برای شیرینی این معامله با هم به رستوران رفتیم و وقتی دیدم می‌توانم به راحتی سوار بر خودرو بشوم از فرصت استفاده کردم و سوار بر خودرو پا به فرار گذاشتم و سوژه بعدی نیز طعمه‌ام ۵۵ میلیون تومان به حسابم واریز کرد و من خودرو را در اختیارش قرار دادم و هیچ قولنامه‌ای ننوشتیم تا اینکه نقشه کلاهبرداری‌هایم فاش شد.بنا به این گزارش، مسعود برای تحقیقات بیشتر در اختیار ماموران پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران قرار دارد.

سایر اخبارکاربران ویژه - اجتماعیرا از اینجا دنبال کنید.