روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی | به کدام بیمارستان مراجعه کنیم؟ کدام تست بهتر است؟ قیمت تست کرونا چقدر است؟ جایی ماسک دولتی میدهند؟ هنوز با ۴۰۳۰ تماس بگیریم؟ برای تمام این سوالها جوابهایی وجود دارد اما یا باید خبرنگار باشی و سرت را هر روز توی هزارخبر مرتبط با کرونا کرده باشی یا یکی از اعضای کمیته مقابله با شیوع کرونا تا بتوانی به این سوالها بهسرعت جواب بدهی. بقیه یا باید از همدیگر بپرسند یا باید شروع کنند به سرچکردن در اینترنت که در هر دوصورت هم با انبوهی از جوابهای متناقض روبهرو میشوند و فقط یک ذهنیت کلی پیدا میکنند.
این درحالی است که در روزهای اوج خودقرنطینگی مردم، یعنی اواخر اسفند تا آخر اردیبهشت، جواب این سوالها مشخص بود. هر روز فهرست بیمارستانهای ریفرال که محل مراجعه بیماران مشکوک به کرونا بودند منتشر میشد. صداوسیما و خبرگزاریها هر روز درباره اینکه به محض دیدن علائم چه کارهایی بکنید یا با کجاها تماس بگیرید، اطلاعرسانی میکردند.
اصلا همین سامانه ۴۰۳۰ تماسش را با خانوادهای که مبتلا داشتند، قطع نمیکرد و پاسخگوی همه سوالات بود. وزارت بهداشت یک اپلیکیشن معرفی کرده بود و مراحل ضدعفونیکردن همهچیز در رسانهها بازتاب پیدا میکرد و در سطح شهر قابل رویت بود. اتومبیلها و ونهای سیار مواد ضدعفونیکننده را رایگان توزیع میکردند و همه و همه شهروندان را به این نتیجه هدایت میکردند که شرایطی غیرطبیعی رخ داده و دولت با تمام وجود مواظب شماست.
الان هم هست اما دیگر آنقدر که باید و شاید اسمش را نمیشنویم. حالا همه رسانهها و مسئولان مشغول حرفزدن از نگرانیهای بزرگ هستند، تعداد مرگ و میرها را مرور میکنند و دائم به مردم میگویند مراقب باشید، ماسک بزنید و تا حد ممکن در خانه بمانید اما دیگر خبری از اینفوگرافیهایی که میگفتند مرحله به مرحله در مواجهه با بیماری باید چه کار کنیم نیست.
دیگر هر روز سامانههای تماس تلفنی برایمان مرور نمیشوند، حالا نمودار سکه و دلار جای آنها را گرفته است، انگار نه انگار که مردم فراموش میکنند و وسط اینهمه گرفتاری یادشان نمیماند که چهارماه پیش که چشمشان به فهرست بیمارستانهای ریفرال خورد، کدام بیمارستانها را در آن دیدهاند، یادشان نمیماند که کدام آزمایشگاهها آزمایش کرونا را به قیمت دولتی انجام میدهند.
یک بخشی از ماجرا مربوط به رسانههاست، آنها نمیتوانند محتواهای تکراری منتشر کنند. نمیتوانند یکروز درمیان فهرست بیمارستان و مراحل مراجعه و داروخانههای پاسخگو و سامانههای تلفنی را برای مردم مرور کنند. اما یک جایی هم وجود دارد به نام ستاد فرماندهی مقابله با کرونا که یکی از وظایفش همین اطلاعرسانی است و این اطلاعرسانی باید آنقدر ادامه پیدا کند که مردم آماده باشند و وقتی بلا به خودشان رسید، سردرگم از بقیه نپرسند که حالا باید چه کار کنم؟
در شرایط بحرانی بیلبوردهایی که تا قبل از این اطلاعرسانی میکردند، نباید دوباره جایشان را به تبلیغات بازرگانی بدهند و توصیههای عمومی به شستن دستها و زدن ماسک محدود شود. اساسا تجربه آدمهای دوست و آشنا نباید جای اطلاعرسانی مستمر را بگیرد تا جایی که دیگر معلوم نباشد وقتی مبتلا شدی مطلع خوششانس خواهی بود یا بیخبری که تازه میخواهد بفهمد باید چه کار کند. مردم باید بدانند که کسی نگرانشان است. الان این احساس از بین رفته است.



