روزنامه هفت صبح | ساعت ۱۴:۱۵ جمعه گذشته بود که ماموران کلانتری ۱۷۱ شهید مصطفی خمینی در جریان وقوع قتلی در محله مرتضی‌گرد قرار گرفته و به سرعت خود را به صحنه جرم رساندند. تیم انتظامی با حضور در صحنه با دو جسد مواجه شدند؛ یکی از اجساد مربوط به زنی ۴۲ ساله بود که با ضربه تبر به گردنش در حمام خانه به قتل رسیده و جسد دیگر نیز متعلق به مردی ۵۷ ساله بود.

ماموران در گام نخست تحقیقات متوجه شدند مرد میانسال پس از قتل همسر و حمله خونین به دخترش در حمام خانه، با چادر خود را از چارچوب در آویزان کرده و به زندگی‌اش پایان داده است. بررسی‌‌های بعدی نشان داد دختر ۲۰ ساله قاتل، پس از ایراد جراحت توسط پدر، به بیمارستان منتقل شده است.

ماموران در گام بعدی تحقیقات سراغ پسر بزرگ قاتل رفتند که وی در اظهاراتش به ماموران گفت: برادر پنج ساله‌ام نزد من آمد و گفت پدر و مادرم با هم وارد مشاجره شده‌اند. من نیز به سرعت به خانه رفتم و با جسد بی‌جان و حلق‌آویز شده پدرم مواجه شدم، پدرم مشکل اعصاب و روان داشت و همیشه با مادرم درگیر بود. او هر زمان که با مادرم درگیر می‌شد، می‌گفت تو را می‌کشم. ماموران در گام بعدی تحقیقات سراغ دیگر فرزند این خانواده که پسری ۱۰ ساله بود، رفتند و وی در اظهاراتش به ماموران گفت: داخل خانه بودم که متوجه درگیری بین مادر و پدرم شدم، مادرم حین درگیری به سمت حمام فرار کرد، خواهر ۲۰ ساله‌ام آن زمان در حال استحمام داخل حمام بود، پدرم با تبر به سمت حمام رفت و پس از قتل مادرم به خواهرم نیز حمله‌ور شد.

بررسی‌ها درباره این پرونده ادامه داشت که از بیمارستان خبر رسید دختر جوان که تنها مجروح زنده مانده از این حادثه بود نیز به دلیل ضربات وارد شده به کمر، کتف و شانه در ساعت ۱۷:۴۵ به کام مرگ فرورفته است.تحقیقات از اعضای این خانواده نشان داد که مراسم عروسی دختر جوان در راه بوده و حتی کارت عروسی آنها نیز پخش شده بود. قاتل و همسرش حدود ۲۲ سال با یکدیگر زندگی مشترک داشتند و متشکل از خانواده‌ای هفت نفره بودند. مراتب به مقام محترم قضایی نیز اعلام شد و تحقیقات درباره این پرونده با انتقال اجساد به پزشکی قانونی در جریان است.

*** تحقیقات در محل
اولین نفر پسر بزرگ خانواده داخل خانه شده است. او هنوز هم باورش نمی‌شود روز گذشته تلخ‌ترین ماجرای زندگی‌اش رقم خورده باشد. از بچگی در ایران بزرگ شده و کمتر شباهتی به اتباع افغانستانی دارد، بیشتر بچه‌های خانواده نیز مثل او هستند و آنطور که خودش می‌گوید مدت‌هاست در ایران زندگی می‌کنند و وضع خانه و زندگی‌شان نیز از همه همسایه‌ها بهتر است. پدر خانواده یک استاد بنای حرفه‌ای بوده که مردم برای ساختن خانه‌هایشان‌، با او قرارداد می‌بستند و نه تنها کارش بلکه اخلاقش نیز در محله زندگی‌شان زبانزد عام و خاص بوده است اما حالا محله‌ای را با اتفاقی که رقم زده در بهت و حیرت فرو برده است.

آخرین نفر دختربچه‌ای کوچک قاتل را دیده است. قاتل با دستانی خونین به سراغ دختر خردسال خودش آمده و بعد از اینکه او را از حیاط خانه بیرون کرده است از همانجا به سراغ قتلگاه رفته تا در آنجا به زندگی خودش پایان دهد. بعد از این بود که افراد محله مطمئن شدند اتفاقی افتاده است. تمامی لباس‌های دختربچه خونین شده بود. او هنوز هم نمی‌داند دقیقا چه اتفاقی افتاده است و فقط حین بازی با بچه همسایه در حیاط خانه‌شان از سوی پدرش از خانه طرد شده و بعد از آن دیگر هیچ چیزی را ندیده است.

*** پنجره‌‌های شکسته
پسر بزرگ خانواده برای اینکه داخل خانه شود شیشه‌های در ورودی و پنجره‌ها را شکسته است. درها قفل شده بود و پدر با توجه به عصبانیتی که داشت نمی‌خواست کسی داخل خانه شود تا او صحنه قتل را کامل کند. پدر حمام را به خون کشیده است. این چیزی است که اولین بار پسر قاتل با چشمان خودش می‌بیند. او به هر طریقی بود با شکستن در خانه وارد می‌شود و به سمت اتاق خواب می‌رود. خون تا در ورودی آمده بود. حالا پسر مطمئن است که اتفاق تلخی رخ داده است. او محکم در می‌زند اما پدر در را باز نمی‌کند. از بالای در که نگاه می‌کند متوجه می‌شود پدر جلوی در ایستاده است. یک آن فکر می‌کند پدر خواسته کسی داخل نشود و شاید هنوز بلایی سر کسی نیامده باشد. با تمامی قدرت در را می‌شکند و بالاخره صحنه‌ای را که نباید می‌بیند.

*** پلیس در صحنه
او قبل از ورود به خانه پلیس را خبر کرده بود و پلیس‌ها نیز سریعا به صحنه جرم رسیده بودند اما مثل اینکه کار از کار گذشته است. پدر جلوی چارچوب در آویزان شده و با توجه به شکستگی گردنش در اثر آویزان شدن از چادری که حلقه کرده، جان خود را از دست داده است. البته پسر می‌گوید وقتی جسد را پایین آوردم متوجه شدم که جسد نبضش می‌زند و حتی وقتی به سمت در حمام می‌رود فکر می‌کند پدرش تنها خودزنی کرده است اما مشخص می‌شود این تمامی مصیبت نیست. پدر نه تنها شست دست خودش را با تبر زده بود بلکه گردن مادر خانه را نیز با تبر زده بود. جسد مادر جلوی در حمام افتاده بود و بعد از او دختر داخل حمام بود. احتمال اینکه مادر قصد جلوگیری از قتل دخترش را داشته موجود است ‌.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.