
هفت صبح| در فوتبال امروز شاید کمتر از گذشته مربی سازنده داشته باشیم؛ مربیانی که به عشق کشف، ظهور و بروز استعدادهای ناشناخته و جوان در زمینهای آسفالت و خاکی زحمت میکشیدند. یکی از این مربیان سازنده و معلم، علیاصغر مشیری است که در دهههای 60 و 70 در تیم صنایع پارچین شاگردان خوب و با استعدادی به فوتبال ایران معرفی کرد. شاید بتوان گفت مشهورترین شاگرد این مربی سازنده و بازیکن اسبق تیم راهآهن تهران، فرهاد مجیدی اسطوره باشگاه استقلال باشد. مشیری صحبتهای جالبی درباره شاگرد مشهور خودش فرهاد مجیدی با ما انجام داده که خواندن آن خالی از لطف نیست.
بدون هیچ مقدمهای میخواهیم درباره شاگرد قدیمی خود فرهاد مجیدی برای ما بگویید. آیا هنوز با او در تماس هستید؟
- فرهاد یک اسطوره در فوتبال ایران است که حالا در امارات زندگی و مربیگری میکند. فاصله زیاد است و گرفتاری و مشغلههای کاری اجازه نمیدهد خیلی در تماس باشیم اما همیشه به وجودش افتخار کرده و میکنم.
آخرین بار فرهاد را کجا دیدید؟
- زمانی که در استقلال بازی میکرد و سرمربی تیم هم پرویز مظلومی بود او را در زمین نوبنیاد دیدم. کار داشتم آنجا و متوجه شدم تیم استقلال تمرین دارد و ...
فرهاد مجیدی شما را تحویل گرفت؟
- فرهاد همیشه لطف داشته و در مصاحبههایش اسم من را آورده است. آن روزها استقلال توانسته بود 4 مرتبه پشت سر هم با درخشش فرهاد، پرسپولیس را ببرد و خیلی گرم برخورد کرد و یاد قدیمها زنده شد.
اولین بار کجا و چگونه فرهاد را دیدید؟
- من معلم ورزش بودم که در تیم نوجوانان پارچین هم سرمربیگری میکردم. فرهاد در مدرسه راهنمایی شهید نصرالله پازوکی پارچین شاگردم بود و بعد سال 1368 عضو تیم نوجوانان شد.
تست هم گرفتید و بعد فرهاد را انتخاب کردید؟
- نیازی به تست گرفتن نبود و از اول روی پیشانی فرهاد مجیدی نوشته شده بود که بازیکن بزرگی در فوتبال این مملکت میشود. او در زمین آسفالت و مدرسه هنرنمایی میکرد و البته برادرش فرزاد، سعیدبیگی و محمدرضا هنرکار هم در تیم ما بودند.
از همان اول پیراهن شماره 7 میپوشید؟
- بله! از همان روزهای اول پیراهن شماره 7 را به او دادیم. یک هافبک نفوذی بود که میتوانست در سمت راست و خط حمله بازی کند چون فوقالعاده تکنیکی بازی میکرد.
بیتعارف فرهاد مجیدی استقلالی بود یا پرسپولیسی؟
- (با اصرار ما جواب میدهد) فرهاد در نوجوانی پرسپولیسی بود چون یک آقا موسی صاحبدار داشتیم که کارمند صنایع پارچین بود، مسابقات کاپی میگذاشت و عاشق پرسپولیس بود. فرهاد هم تحت تأثیر او پرسپولیسی شده بود اما این مسائل در فوتبال طبیعی است و بزرگترین اسطورههای فوتبال این مملکت در نوجوانی استقلالی بودند که به پرسپولیس رفتند یا بالعکس!
خود شما چطور؟
- من چون بازیکن راهآهن بودم همیشه خودم را راهآهنی میدانم اما راستش را بخواهید گرایش زیادی هم به استقلال داشتم.
خاطره خاصی از فرهاد در تیم نوجوانان پارچین دارید؟
دو خاطره دارم. یک بازی در ورزشگاه درفشی فر در دسته اول باشگاههای تهران داشتیم که یک برصفر عقب افتاده بودیم. خوب به خاطر دارم با نگرانی فرهاد را صدا زدم لب خط و گفتم که فرهاد یک کاری بکن. گفت اصغر آقا خیالت راحت، امروز دو گل میزنم و برنده میشویم و همین اتفاق هم افتاد.
و خاطره دوم؟
- هر روز نیم ساعت در زمین تمرین میماندم و با فرهاد قیچیبرگردان و ضربه به چارچوب دروازه کار میکردیم. حمل بر خودستایی نباشد ضربات آکروباتیک و قیچیبرگردان را من به او یاد دادم.
آن زمان صغر سنی هم باب بود. فرهاد مجیدی که جزو صغر سنیها نبود؟
- اصلا و ابدا! فرهاد متولد 55 بود و با همین شناسنامه به تیمهای ملی نوجوانان، جوانان و بعدها بزرگسالان دعوت شد. ابوطالب خدابیامرز یک روز سر تمرین تیم ملی نوجوانان به من گفت که مطمئن باش فرهاد بازیکن بزرگ و یکی از اسطورههای فوتبال ایران خواهد شد. جالب است بدانید فرهاد در نوجوانی برای تیم جوانان هم کمکی بازی میکرد.
راستی چرا نسل مریبان سازنده در فوتبال ایران کم شده یا اینکه بهتر است بپرسیم کسی دنبال کشف استعداد نمیرود؟
- چون پول زیادی وارد فوتبال شده و همه حاضریخور شدهاند. فوتبال امروز به کام دلالان و مربیان حاضریخور شده است و مربیان سازنده دلسرد و نومید شدهاند. حرف زیاد است اما بهتر است سکوت کنیم!
و سخن پایانی اینکه وقتی اسم فرهاد مجیدی میآید یاد چه چیزی میافتید؟
- احساس غرور و افتخار بابت فوتبالیست بزرگی که زمانی در کنار ما بود و با جیپ ارتشی او را سرتمرین تیم ملی نوجوانان میبردم. یاد آن روزها بهخیر...

