‌علی نصیریان
در سینما کارکردن ریسک است و در عین حال ممکن است فیلمنامه و کارگردانی خوب باشد اما تا کار به انتها نرسد مشخص نیست نتیجه چه می‌شود. در اکثر فیلم‌هایی که به خاطر متن و تا حدودی به خاطر کارگردان حضور داشتم معمولا با آنها درمورد نقش مشورت می‌کردم. ناصر تقوایی برای ناخداخورشید به من گفت دو شخصیت وجود دارد که می‌توانم آنها را بازی کنم یکی مستر فرحان و دیگری ناخدا که من پرسیدم خود شما کدام را برای من پیشنهاد می‌دهید و او گفت به نظرم مستر فرحان برای شما بهتر است و من در پاسخ گفتم همان نقشی که شما می‌گویید را بازی می‌کنم.
موزه سینمای ایران/ 17 بهمن

رضا کیانیان
سر صحنه فیلم کیمیا من با لباسی که تهیه شده بود مشکل داشتم، آن را به احمدرضا درویش (کارگردان) منتقل کردم که این لباس به آن کاراکتری که من ساخته‌ام نمی‌خورد، به نظر او هم همین مشکل بود و گفت خودت مشکل را حل کن. من نگاه کردم یک آقایی سر صحنه بود، گفتم مثلاً کاپشن این آقا خیلی مناسب است، البته آن آقا تهیه‌کننده کار آقای یشایایی بود، پرویز خان گفت من فردا این کاپشن را به شما می‌دهم و فردا کاپشنی که خشک‌شویی رفته بود با کاور به من داد، این نشان از فهم اجتماعی ایشان بود، چون بقیه همان‌جا کاپشن را درمی‌آوردند و می‌دادند.خبرآنلاین/ 16 بهمن

غلامحسین لطفی
متاسفانه افرادی آمده‌اند که الفبای نمایش را هم نمی‌دانند و برایشان اصلا مهم نیست و تهیه کنندگان هم این کاره نیستند. من آن سال‌ها که سریال «آینه» را ساختم همه کاره، اعم از نویسنده، کارگردان و تهیه کننده خودم بودم که آن هم کار به یادماندنی شد. فصل دوم «آینه» را که ساختم پول من را ندادند که باعث شد فصل سوم را نسازم. افراد دیگری آمدند و کار را ساختند اما آنقدر بد شد که قطع شد. ۱۰ سال پیش هم ساخت فصل جدید این کار را پیشنهاد دادند، ما مشغول طراحی شدیم بارها رفتیم و آمدیم و در آخر قید آن را زدیم.ایسنا/19 بهمن

لیلی عاج
در فیلم «سرهنگ ثریا» از زاویه‌ مادرانه به قصه نگاه کردم که اصلاً ایدئولوژی زده نیست. در کنار این مادرانگی، تلاش من این بوده هر آن چیزی که باید درباره سازمان منافقین دانسته شود را اشاره کنم. چگونه می‌شود یک فرزند نخواهد مادرش را ببیند! پدری نخواهد دخترش را ببیند! چه اتفاقی در اشرف می‌افتاد که ابتدایی‌ترین عواطف انسانی را آنجا از دست می‌دهی و تبدیل به آدم آهنی می‌شوی؟! دیالوگی در فیلم است که می‌گوید «اینها جواب ما را نمی‌دهند؛ اینها سنگ شده‌اند.» انتخاب اول و آخر من برای این نقش خانم صامتی بود. برای این نقش یک مادر کاملاً ایرانی می‌خواستم که همه او را باور کنند.
برنامه شب نشینی/ 19 بهمن

سارا حاتمی
نخستین کارم در سریال «زخم کاری» بود و توسط آموزشگاه بازیگری برای تست معرفی و انتخاب شدم. در دومین کارم هم برای بازی در «کت چرمی» از تعداد زیادی تست گرفتند و در نهایت من انتخاب شدم. شخصیتی که بازی کردم کاراکتری است که دوستش دارم و فکر می‌کنم مدت‌ها آن را دوست داشته باشم، زیرا زندگی کردن با این نقش باعث شد، چیزهای زیادی بیاموزم و من را تحت تاثير خود گذاشت. به همین دلیل نقشی است که در قلب من باقی می‌ماند.بازیگران ایرانی و غیرایرانی زیادی هستند که بازی آنها را دوست دارم و دنبال می‌کنم، اما نمی‌توانم نام فردی را به عنوان الگویم در بازیگری بیان کنم.ایرنا/ 17 بهمن

آخرین تحولاتفرهنگیرا اینجا بخوانید.