چند صد سنگ مستطیلی شکل در عرض یک متر در دو متر و به ارتفاع یک متر هم قدمت با دوره ساسانیان به شکل کاملا مشابه و یک اندازه برش داده شده و به شکل اسرارآمیزی در منطقه‌ای مرتفع رها شده‌اند. نه حکومتی بزرگ و تاریخی در این منطقه قرار داشته و نه اسنادی درباره تاریخ و چگونگی استفاده از این سنگها وجود دارد پس داستان چیست؟

محلی‌ها وجود این سنگ تراشه‌ها را به داستان فرهاد و شیرین نسبت می‌دهند؛ کارشناسان میراث هم می گویند یا این سنگ‌ها برای معبد آناهیتا در کنگاور کرمانشاه مورد استفاده قرار گرفته‌اند و یا اینکه برای همدان که زمانی پایتخت هخامنشیان بوده است، در این منطقه دپو شده‌اند. ابعاد این منطقه که در حدود ۳۰۰ الی ۴۰۰مترمربع است در حدود ۴۰کیلومتر از شرق شهر قروه و در بالای کوهی که مشرف به روستای داشبلاغ است قرار دارد و در اصطلاح محلی به «فراتاش» معروف شده و در کتب و منابع نیز به نام «فرهادتاش» آمده است.

اقبال عزیزی، کارشناس اداره کل میراث فرهنگی استان کردستان از پنهان ماندن داستان اسرار آمیز منطقه فرهادتاش گفته و اما آثار سنگ تراشی منطقه فرهادتاش را بی شباهت با تخت سلیمان ندانسته است. او به خبرنگار ایسنا گفته است، در سبک معماری زمان هخامنشیان و حتی قبل از آن، سنگ‌ها را از کوه‌هایی که مناسب بودند برش می‌دادند، سپس به مکان‌هایی که می‌خواستند بناهای تاریخی و یا مذهبی را احداث کنند، حمل می‌کردند. جالبتر نحوه ساخت این سنگ ها با قالبهای یکسان بوده است؛ آنان با ایجاد شیارهایی در سنگ‌ها، چوب‌هایی در داخل شیارها تعبیه کرده و با کوبیدن چوب در سوراخ‌های ایجاد کرده، کانال‌هایی ایجاد و سپس، به دنبال آن کانال‌ها را از آب پر می‌کرده‌اند که بر اثر آن چوب‌ها باد کرده و موجب ایجاد ترک در سنگ می‌شده است.

این کارشناس میراث اضافه کرده، کار بررسی باستان شناسی بخشی از شهر قروه در سال ۸۲ انجام شده که در این پروژه، تیم‌ باستان شناسی آثار تاریخی را نیز در منطقه فرهادتاش این شهر مورد بررسی قرار داده اند. عجیب بودن داستان از اینجاست که در شهر قروه، بنای بزرگ مذهبی یا حکومتی وجود نداشته که این سنگ‌ها برای آن مورد استفاده قرار گرفته باشند و بنابراین این پرسش مطرح می شود که این سنگ‌ها برای چه مکانی مورد استفاده قرار گرفته‌اند؟

او همچنین گفته است، تعدادی از سنگ‌ها در این منطقه دپو شده و انتقال نشده‌اند که نشان دهنده ایجاد وقفه در کار بوده است، یا اینکه سنگ دیگری را برای پروژه خود پیدا کرده‌اند و یا احیانا حاکمی که این طرح را درنظر داشته از دنیا رفته و کار انجام نشده است. علاوه بر آن محل سکونت سنگ تراش‌ها نیز مشخص نیست و احتمال دارد به صورت فصلی در آنجا کار کرده باشند.

به گفته عزیزی در افسانه‌هایی که در این منطقه وجود دارد، سنگ تراشه‌ها به مسئله فرهاد و شیرین نسبت داده شده درصورتی که این مسئله برای این منطقه صدق نمی‌کند. او همچنین به غاری که در نزدیکی این منطقه قرار دارد نیز اشاره و اضافه کرد، این غار یک غار طبیعی بوده که حاصل جریان‌های آبرفتی در سنگ‌های آهکی است و قدمت تاریخی نداشته و به قضیه فرهادتاش نیز ارتباطی ندارد.

اما این سنگ ها با زیبایی اسرارآمیزشان چرا تا این اندازه ناشناخته مانده و گردشگران کمتر از آن بازدید کرده اند؟ کارشناس میراث فرهنگی کردستان می گوید، این منطقه مرتفع و ناشناخته است، دارای امکانات تفریحی نیست و بنابراین برای گردشگری مورد استفاده قرار نگرفته‌ است با این وجود بیشتر علاقه مندان به آثار تاریخی از آن بازدید می‌کنند که امید است با ایجاد زیرساخت‌های لازم این موضوع نیز مورد توجه قرار گیرد.

تازه‌ترین تحولاتفرهنگیرا اینجا بخوانید.