هفت صبح| نمایشگاه کتاب دوباره آغاز شده و مثل هر سال، دوستداران کتاب با شوق و ذوق در سایت نمایشگاه به دنبال تهیه فهرست خریدشان هستند؛ از رمان‌های تازه منتشرشده گرفته تا کتاب‌های تخصصی و آثار قدیمی‌ای که مدت‌ها منتظر خریدشان بوده‌اند. اما امسال چیزی بیشتر از همه به چشم می‌آید؛ افزایش بی‌سابقه قیمت کتاب‌ها. قیمت‌هایی که بسیاری از مخاطبان را شوکه کرده و باعث شده پیش از اضافه کردن هر کتاب به سبد خرید چند بار حساب و کتاب کنند. البته گرانی کتاب موضوع تازه‌ای نیست. سال‌هاست که قیمت کتاب آرام‌آرام بالا می‌رود، اما حالا این افزایش دیگر از حد معمول گذشته و به یکی دیگر از زخم‌های اقتصادی جامعه تبدیل شده است.

 

در این میان نه فقط خریداران که ناشران و کتابفروشان هم از وضعیت موجود ناراضی‌اند. هزینه کاغذ، چاپ، صحافی و توزیع روزبه‌روز بیشتر می‌شود و همین فشار، صنعت نشر را هم در تنگنا قرار داده است. از طرف دیگر، مخاطبی که زمانی با خیال راحت چندین کتاب می‌خرید حالا ناچار است میان علاقه و توان مالی‌اش یکی را انتخاب کند. دردناک‌تر آنجاست که کتاب فقط یک کالای ساده نیست. کتاب سال‌ها در روزهای شادی و غم، در لحظه‌های اضطراب، تنهایی و خستگی، همراه آدم‌ها بوده است. بسیاری از ما با کتاب آرام گرفته‌ایم، چیز یاد گرفته‌ایم و حتی مسیر زندگی‌مان را تغییر داده‌ایم. قدیمی‌ها بی‌دلیل به کتاب نمی‌گفتند «یار مهربان».

 

این یار مهربان همیشه بی‌هیاهو کنار انسان ایستاده؛ بی‌آنکه توقعی داشته باشد. اما حالا شرایط به سمتی رفته که انگار باید کم‌کم از همین یار قدیمی هم فاصله بگیریم. خانواده‌ها پیش از خرید کتاب، اولویت را به نیازهای ضروری‌تر می‌دهند و کتاب به‌آرامی از سبد فرهنگی بسیاری حذف می‌شود. این اتفاق فقط یک مشکل اقتصادی نیست و زخمی فرهنگی است که اثرش شاید سال‌ها بعد بیشتر دیده شود. جامعه‌ای که کتاب کمتر بخواند، آرام‌آرام از اندیشیدن، گفت‌وگو و رشد فرهنگی فاصله می‌گیرد.

 

شاید هنوز سایت نمایشگاه کتاب شلوغ باشد اما پشت این شلوغی و درگیری، نگرانی بزرگی پنهان شده است؛ اینکه مبادا روزی برسد که یار مهربان، دیگر آن‌قدر گران شود که کمتر کسی توان همراهی با او را داشته باشد. در این گزارش، پای صحبت‌های دو تن از فعالان باسابقه این حوزه، پیمان اشراقی، مدیر انتشارات اشراقی و سیدحسین عابدینی، مدیر انتشارات سفیر اردهال نشسته‌ایم تا عمق فاجعه‌ای را که در پس ویترین‌های رنگارنگ کتابفروشی‌ها پنهان مانده بررسی کنیم.

 

‌سونامی قیمت کاغذ؛
 قیمت‌ها ۷۰ درصد در ۲۰ روز رشد کردند!


برای درک عمق فاجعه، نیازی به تحلیل‌های پیچیده اقتصادی نیست؛ کافی است به روایت ساده پیمان اشراقی که کسب‌وکار خانوادگی‌شان ۹۲ سال و چهار نسل قدمت دارد گوش کرد. او که خود در هر سه حوزه نشر، چاپ و فروش کتاب فعال است، تصویری جامع از این بحران ارائه می‌دهد: «وضعیت تولید کتاب خیلی خطرناک و سخت شده. فقط قیمت یک قلم، یعنی کاغذ را برایتان مثال می‌زنم. کاغذی که در تاریخ ششم اسفندماه بندی یک میلیون و ۹۰۰ هزار تا ۲ میلیون تومان بود، هفته پیش به بندی ۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومانی رسید!»


این اعداد بهت‌آورند. اشراقی با حسرت ادامه می‌دهد: «یعنی در کمتر از یک ماه و نیم، ما با افزایش بیش از چند صددرصدی قیمت اصلی‌ترین ماده اولیه تولید کتاب مواجه شدیم. این در حالی است که از اوایل پاییز تا اسفند هم قیمت‌ها به دلیل افزایش نرخ دلار، از بندی ۸۰۰-۹۰۰ هزار تومان به مرز ۲ میلیون تومان رسیده بود. آن افزایش در یک بازه زمانی چهارماهه اتفاق افتاد اما این بار در کمتر از ۲۰ روز، چندصد درصد گرانی را تجربه کردیم. این دیگر گرانی معمولی نیست همه چیز ترسناک شده است.»


سید حسین عابدینی و از ناشران برگزیده سال، این روایت را با آماری مشابه تایید می‌کند. او با لحنی گلایه‌آمیز از بازاری بی‌حساب و کتاب و رها شده سخن می‌گوید: «کاغذی که پارسال در برج دوازده، بندی ۲ میلیون و ۲۰۰ تا ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان خرید و فروش می‌شد، الان شده ۶ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان. یک مدل کاغذ دیگر که ۲۵ کیلویی است، به بندی ۱۰ میلیون تومان رسیده! من نمی‌دانم تاجری که این قیمت را ۲۰۰ درصد اضافه می‌کند، مگر دوباره رفته کاغذ وارد کرده؟ مگر چه اتفاق خاصی افتاده؟»


مدیر انتشارات سفیر اردهال به نکته‌ای کلیدی اشاره می‌کند: عدم تناسب قیمت داخلی با قیمت جهانی. «قیمت جهانی کاغذ سال‌هاست که بین ۸۰ سنت تا ۱.۲ دلار ثابت بوده. شما حتی با دلار ۴۰۰ هزار تومانی هم حساب کنید قیمت کاغذ این نمی‌شود. یک حباب دو سه برابری به خاطر انحصار چند نفر ایجاد شده. اینها برای خودشان یک حکومت دیگر دارند. صبح زنگ می‌زنی قیمت بگیری، می‌گویند صبر کن ساعت ۱۱. هیچ‌کس هم حریفشان نمی‌شود و انگار مسئولین هم نمی‌توانند چهار تا تاجر کاغذ را به خط کنند.» این افزایش سرسام‌آور تنها به کاغذ محدود نمی‌شود. پیمان اشراقی توضیح می‌دهد: «به طبع گرانی کاغذ، قیمت مرکب چاپ، چسب صحافی و هزینه خدمات چاپ و صحافی هم به شکل عجیبی بالا رفته است. در مجموع، هزینه تولید یک کتاب از قبل از عید تا امروز، بالای ۶۵ درصد گران‌تر شده است.»

 

 کتابفروشی‌های خالی و چرخه باطل بازچاپ


این گرانی در خط تولید مستقیما به ویترین کتابفروشی‌ها و جیب مخاطب منتقل می‌شود. مدیر انتشارات اشراقی که سه فروشگاه در خیابان انقلاب دارد برخی خوش‌بینی‌ها مبنی بر بهبود اوضاع پس از دوران محدودیت‌های اینترنتی و حال و هوای جنگی را رد می‌کند: «بعضی دوستان می‌گویند وضع خوب شده. من این را تکذیب می‌کنم. شاید در آن مقطع که درگیر جنگ در خیابان‌ها بودیم و مردم در خانه مانده بودند، عده‌ای به سراغ کتابخانه‌های شخصی‌شان رفتند یا کتابی خریدند اما به نظر می‌رسد یک موج گذرا بوده و است. الان وضع خیلی بدتر شده. باورتان نمی‌شود ما در یک فروشگاه ۴۵۰ متری با ۱۹ هزار عنوان کتاب، از صبح تا شب شاید چند نفر محدود مشتری داشته باشیم. این چطور وضع خوبی است؟»


این رکود، ناشر را در یک چرخه اقتصادی معیوب و ویرانگر گرفتار می‌کند. اشراقی این بن‌بست را با یک مثال روشن توضیح می‌دهد: «فرض کنید من سال گذشته یک رمان ۲۰۰ صفحه‌ای مثل «کتابخانه نیمه‌شب» را با کاغذ بندی ۸۰۰ هزار تومان چاپ کرده‌ام و با احتساب سود، قیمت پشت جلد آن را ۲۵۰ هزار تومان گذاشته‌ام. حالا تیراژ ۵۰۰ جلدی آن کتاب تمام می‌شود. وقتی کتابفروش با من تسویه می‌کند، کل پولی که از فروش آن ۵۰۰ جلد با قیمت قدیم به دست من می‌رسد شاید ۳۵ میلیون تومان باشد. حالا من با این ۳۵ میلیون تومان و با کاغذ بندی ۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان، فقط می‌توانم 5 بند کاغذ بخرم! یعنی با پول فروش کل تیراژ یک کتاب، حتی نمی‌توانم مواد اولیه لازم برای بازچاپ همان تعداد نسخه را تهیه کنم. این یعنی نابودی.»

 

 شرمندگی از فروش قسطی کتاب


این بحران فقط بحرانی اقتصادی نیست؛ زخمی عمیق بر بدنه فرهنگ جامعه است. کتاب که روزگاری ارزان‌ترین و در دسترس‌ترین کالای فرهنگی بود، حالا در حال خروج از سبد خرید بسیاری از خانواده‌هاست. اشراقی با غمی مشخص از پدیده‌ای جدید و دردناک صحبت می‌کند: «کتاب خریدن کم‌کم دارد به سمت قسطی شدن می‌رود. چند سایت هستند که این کار را می‌کنند. وقتی مشتری می‌آید و می‌گوید می‌خواهم از طریق اسنپ‌پی قسطی کتاب بخرم به قرآن جیگرم کباب می‌شود. ما به نقطه‌ای رسیده‌ایم که برای خریدن یک کتاب باید قسط بدهیم. این خیلی بد است. ما ۹۲ سال تلاش کردیم که همه کتاب بخوانند.»


او می‌گوید: «هدف ما این است که مردم کتاب بخوانند، چون هرچه آگاه‌تر باشند، زندگی بهتری دارند. اما این شرایط، کتاب را از اولویت‌های زندگی مردم خارج کرده. کتاب جزو ۱۰ اولویت اول زندگی ما ایرانی‌ها نیست. در حالی که همین کتاب بود که در روزهای سخت و قطعی اینترنت تنها پناه و سرگرمی مردم در کنار خانواده بود.» عابدینی نیز تایید می‌کند که با این شرایط مخاطب چاره‌ای جز حذف کتاب ندارد: «وقتی من ناشر باید پول کاغذ و چاپ را نقد پرداخت کنم و هیچ چشم‌اندازی برای فروش کتابم با این قیمت‌ها ندارم برای چه باید چاپ کنم؟ اغلب ناشران واقعا تعطیل کرده‌اند یا در آستانه تعطیلی هستند. من که به عنوان ناشر سال انتخاب شده‌ام، با پول فروش کتابم حتی نمی‌توانم اجاره دفترم را بدهم. ما همین هفته پیش مجبور شدیم دفترمان را تحویل بدهیم و به جایی کوچک‌تر برویم.»

 

دولت کجای ماجرا ایستاده است؟


در چنین شرایطی، نگاه‌ها به سمت نهادهای متولی فرهنگ، به ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دوخته می‌شود. اما به گفته این دو ناشر، آنچه از این سو دیده می‌شود، نه حمایت، که بی‌توجهی و گاهی طلبکاری است. عابدینی با انتقادی تند و بی‌تعارف می‌گوید: «معاونت فرهنگی که مسئول حمایت از ناشران است، چهار ماه است کتاب‌هایی را که از ما خریده پولش را نداده. از برج ۱۰ پارسال با ۳۰ درصد تخفیف از ما کتاب گرفته‌اند و هنوز تسویه نکرده‌اند. در این شرایط جنگ و گرفتاری که ناشر بدبخت شده، آیا نباید یک حمایتی صورت بگیرد؟»


اشراقی نیز معتقد است دولت می‌تواند با حذف واسطه‌ها و توزیع کاغذ با نرخ دولتی، مانند سال‌های گذشته، جلوی این بحران را بگیرد: « وقتی کاغذ دست بازار آزاد می‌افتد دلال سود خودش را دولا پهنا حساب می‌کند و شما می‌بینی کاغذی را که باید با دلار ۱۸۰ هزار تومانی بخری، عملا با دلار ۳۰۰ هزار تومانی پایت حساب می‌شود. اگر به این صنعت کمک نکنند، خیلی زود نابود می‌شود.»

 

نمایشگاه مجازی کتاب؛ نوشدارویی که مرهم نیست


در این میان، برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به صورت مجازی، تنها امید ناشران برای فروش حداقلی است. با این حال، این راهکار نیز خالی از اشکال نیست. اشراقی ضمن تاکید بر لزوم برگزاری نمایشگاه به هر شکلی، می‌گوید: «با توجه به شرایط، گزینه دیگری نبود و باید مجازی برگزار می‌شد. اما مسئولین باید زیرساخت‌ها را تقویت کنند. سال‌های پیش سایت نمایشگاه پر از باگ و مشکل بود. ما خودمان گاهی نمی‌توانستیم کتاب خودمان را در سایت پیدا کنیم! تنها کمکی که می‌توانند بکنند این است که حداقل بستر سایت و پرداخت را روان و بی‌نقص کنند.» اما عابدینی نگاهی انتقادی‌تر به ماجرا دارد.

 

این ناشر معتقد است دولت از مجازی شدن نمایشگاه برای کاهش هزینه‌های خود سوءاستفاده می‌کند و همان بودجه صرفه‌جویی شده را نیز به چرخه نشر بازنمی‌گرداند: «پارسال برای برگزاری نمایشگاه فیزیکی در مصلی، ارشاد باید صدها میلیارد تومان هزینه اجاره، پرسنل، هماهنگی با ارگان‌های مختلف و... می‌کرد. حالا که مجازی شده، این هزینه شاید به ۱۰ درصد رسیده باشد. خب، این پول را چرا به صنعت نشر تزریق نمی‌کنند؟ چرا نمی‌گویند ۲۰ درصد از تخفیف کتاب‌ها را ما پرداخت می‌کنیم تا مردم تشویق به خرید شوند؟ نه، اینجا هم زرنگی می‌کنند و همان تخفیف‌های محدود دانشجویی و هیئت علمی را با هزار شرط و شروط می‌گذارند؛ تازه امسال آنها را هم حذف کرده‌اند.»