در دنیای پرهیاهوی سینمای امروز، که گاه گم‌گشتگی در تکرار فرمول‌های موفق گذشته به چشم می‌خورد، گاهی فیلمی ظهور می‌کند که نه تنها تعریف یک سرگرمی خانواده‌پسند را دگرگون می‌سازد، بلکه اثری چندلایه خلق می‌کند که مخاطب بزرگسال را به تأملی ژرف فرامی‌خواند. «Zootopia 2» یکی از آن آثار نادر و درخشان است؛ دنباله‌ای که نه تنها از لحاظ هنری و روایی در تراز فیلم تحسین‌شده اول است، بلکه گامی فراتر می‌نهد و خود را به مثابه «نامه عاشقانه دیزنی به تاریخ سینما» معرفی می‌کند. این تنها یک انیمیشن درباره حیوانات انسان‌نما نیست؛ این یک اثر فرهنگی است که در پوشش طنز و ماجراجویی، عمیق‌ترین مسائل جامعه مدرن، پیچیده‌ترین ارجاعات سینمایی و باریک‌ترین طنزهای بزرگسالانه را بافته است. اگر فکر می‌کنید انیمیشن تنها قلمرو کودکان است، «زوتوپیا ۲» با اقتدار تمام این پیشفرض را به چالش می‌کشد.

 

لایه‌های اجتماعی: آینه تمام‌نمای جامعه مدرن

درست مانند اولین فیلم که استعاره‌ای قدرتمند از نژادپرستی و کلیشه‌سازی را در قالب جهان شکارچیان و طعمه‌ها ارائه داد، «Zootopia 2» نیز خود را در ژرفای مسائل اجتماعی غرق می‌کند، اما این بار با تمرکز بر موضوعاتی که برای ذهن بالغ آشنا و تامل‌برانگیز است. محور داستان جدید حول تغییر بافت محله‌ها و جابجایی اجباری جامعه‌های اقلیت می‌چرخد. دفن «دره خزندگان» برای گسترش «شهر قطبی» تصویری است که بی‌درنگ ذهن تاریخ‌دان شهری یا ساکن کلان‌شهرهای امروزی را به یاد فجایع واقعی می‌اندازد: نابودی «سِنِکا ویلج» در نیویورک برای احداث سنترال پارک، یا محله‌های لاتین و سیاه‌پوستی که در دهه‌های میانی قرن بیستم زیر بتون بزرگراه‌های لس‌آنجلس مدفون شدند.

خزندگان در این فیلم، به وضوح، استعاره‌ای از جامعه مهاجران هستند. «گری دِاسنیک» با صدای «کی هوی کوان» (بازیگر ویتنامی-آمریکایی برنده اسکار) و «خِسوس» با صدای دانای مکزیکی-آمریکایی، دنی ترخو، تنها دو نمونه از این کدگذاری هوشمندانه هستند. آنها جامعتی هستند که برای یک قرن به خاطر یک جرم ادعایی، طعمه سرزنش شده‌اند. هر بیننده بزرگسالی که اخبار جهان امروز را دنبال کند، بی‌درنگ این استعاره را با سیاست‌های ضد مهاجرتی، شرارت‌سازی و به حاشیه‌رانی گروه‌های خاص در جهان واقعی پیوند می‌زند. اینجا دیگر ما با یک تمثیل ساده روبه‌رو نیستیم؛ با یک تحلیل اجتماعی زیرپوستی و بی‌پروا مواجهیم.

طنز بزرگسالانه: شوخی‌هایی که از سر بچه‌ها می‌گذرد

شاید یکی از جذاب‌ترین جنبه‌های «زوتوپیا ۲» برای مخاطب بالغ، طنز زیرکانه و چندلایه آن باشد. فیلم‌سازان با مهارتی ستودنی، لایه‌هایی از شوخی را خلق کرده‌اند که برای کودکان بی‌خطر و سرگرم‌کننده است، اما برای بزرگسالان حاوی معناهایی کاملاً متفاوت و اغلب طنزآمیز است.

 

ماجرا از همان رابطه بین «جودی هاپس» و «نیک وایلد» آغاز می‌شود. اینکه این دو به طور مداوم یکدیگر را «شریک» خطاب می‌کنند، در بافت داستان به رابطه کاری اشاره دارد، اما فضای کلی فیلم و به ویژه صحنه‌های «دوره بازپروری یا همان زوج‌درمانی» آنها، به گونه‌ای است که بی‌اختیار ذهن را به سمت یک رابطه عاطفی سوق می‌دهد. این ابهام عمدی، بستر خلق موقعیت‌های کمدی دوپهلوی متعددی می‌شود. اینجا پای «کلمه امن» به میان می‌آید. در گروه درمانی، هر شریک یک «کلمه امن» دارد که در صورت ناراحتی می‌تواند آن را به زبان آورد. برای کودک، این تنها یک قاعده بازی است. اما برای بزرگسالی که با فرهنگ عامه و حتی ساب‌کالچر‌ها یا همان ریز فرهنگ‌های سینمایی آشناست، این مفهوم بی‌درنگ به حوزه رفتارهای جنسی ایمن ارجاع می‌دهد و طنزی زیرپوستی ایجاد می‌کند.

این طنز با ورود شخصیت جدید و به یاد ماندنی «نیبلز مَپِل‌استیک» (با صداپیشگی فورچون فایمستر)، یک پادکستر تئوری‌پرداز توطئه، به اوج می‌رسد. نیبلز مدام از تشکیل یک «سه‌نفره» با جودی و نیک، و سپس یک «چهارنفره» با ورود گری دِاسنیک سخن می‌گوید. در متن فیلم، او منظورش گروه دوستی و مبارزه است، اما با توجه به فضای عاطفی مبهم بین دو قهرمان اصلی، این دیالوگ‌ها برای گوش بزرگسال، طنزی ظریف از تمایل به تشکیل یک رابطه چندنفره را تداعی می‌کند. این شوخی‌های هوشمندانه، تماشای فیلم را برای والدینی که فرزندانشان را به تماشای فیلم دعوت کرده‌اند، به تجربه‌ای کاملاً متفاوت و غنی تبدیل می‌کند.

ارجاعات سینمایی: ادای دینی به تاریخ هنر هفتم

اگر بخش اجتماعی فیلم، ذهن را درگیر می‌کند و طنز آن لبخند بر لب می‌آورد، بخش ارجاعات سینمایی آن، دل هر عاشق سینمایی را می‌رباید. «Zootopia 2» یک نامه عاشقانه تمام عیار به سینمای کلاسیک و مدرن است. برجسته‌ترین این ادای دین، تجدید خاطره کامل صحنه هزارتو در فیلم «درخشش» استنلی کوبریک است. فیلم نه تنها تعقیب و گریز پایانی در هزارتوی برفی را با دقت فریم به فریم بازسازی می‌کند، بلکه از موسیقی «Dies Irae» استفاده می‌برد و حتی «نگاه کوبریکی» معروف را در چشمان شخصیت شرور، «پاوبرت لینکسلی» (با صدای اندی سمبرگ)، جای می‌دهد. این تنها یک ارجاع گذرا نیست؛ یک سکانس کامل است که چالش‌های فنی عظیمی (مانند خلق میلیون‌ها برگ پوشیده از برف و سپس نابود کردن آنها) را برای انیماتورها به همراه داشته است.

ارجاع به «پدرخوانده» از طریق شخصیت آقای بیگ (با صدای موریس لامارچ) و مافیای موش‌هایش ادامه می‌یابد. در این قسمت، حتی نوه او، «جودیت» (با صدای سیسیلی استرانگ)، با شیطنت کودکانه‌اش از «کفش سیمانی» به عنوان یک مد روز جدید یاد می‌کند، طنزی سیاه که تنها بزرگسالان قادر به درک عمق آن هستند.

اما اوج هوشمندی در ارجاعات، به صحنه ملاقات نیک با «دان بل‌وِدر» (با صدای جنی اسلیت)، شرور زندانی فیلم اول، در زندان بازمی‌گردد. این سکانس، بازسازی دقیق اولین ملاقات «کلاریس استارلینگ» و «هانیبال لکتر» در فیلم «سکوت بره‌ها» است. ظرافت ماجرا آنجاست که این صحنه نمادین جنایی-روانشناختی، با یک گوسفند واقعی (بل‌وِدر) به جای آدمخوار معروف (لکتر) بازی می‌شود. این بازی بصری و کلامی، نمونه درخشان یک شوخی است که برای کودک جذاب و برای بزرگسال به یاد ماندنی و عمیق است. جالب است که بدانید این صحنه در نسخه اولیه چهار دقیقه و کاملاً شبیه‌سازی شده از دیالوگ‌های اصلی بود، اما برای حفظ تمرکز مخاطب جوان کوتاه شد.

ارجاعات کلیدی در فیلمنامه: از کمدی تا تعقیب‌وگریز

برخلاف قسمت اول که بیشتر بر مفاهیم اجتماعی تمرکز داشت، فضای «Zootopia 2» به شدت تحت تأثیر سه ژانر قرار گرفته است:

۱. کمدی جنایی: فیلم‌هایی مانند «خارج از دید» (۱۹۹۸) ساخته استیون سودربرگ، با آن فضای عاشقانه‌سبک و سرقت‌های زیرکانه، الهام‌بخش لحن بازیگوشانه و رابطه پرچالش نیک و جودی در این قسمت بوده است.

۲. اکشن جاسوسی: فیلم «دروغ‌های حقیقی» (۱۹۹۴) جیمز کامرون، با ترکیب اکشن پرحرارت و موقعیت‌های کمدی ناشی از دو هویت، به عنوان یک الگوی ساختاری مورد توجه تیم سازنده قرار گرفته است.

۳. فیلم دوستانه (Buddy Movie): کارگردانان، «سلاح مرگ‌بار ۲» (۱۹۸۹) و «داستان اسباب‌بازی‌ها ۲» (۱۹۹۹) را به عنوان الگوهای موفق دنباله‌سازی معرفی کرده‌اند که به جای گسترش افسارگسیخته صحنه‌های اکشن، به عمق‌بخشی روانشناختی به شخصیت‌های اصلی می‌پردازند. این رویکرد در توسعه شخصیت نیک و جودی مشهود است.

برای درک کامل ارجاعات، تماشای این فیلم‌ها پیشنهاد می‌شود: «درخشش» (۱۹۸۰): یکی از معروف‌ترین «ایستر اگ»‌های (ارجاعات پنهان) فیلم، به این اثر کالت استنلی کوبریک اشاره دارد. «فراری» (۱۹۹۳): حس تعقیب بی‌امان و تلاش برای اثبات بی‌گناهی تحت فشار همه جانبه، مستقیماً از این فیلم اندرو دیویس اقتباس روحی شده است. «زوتوپیا» (۲۰۱۶) و «رابین هود» دیزنی (۱۹۷۳): برای بازشناسی قواعد جهان داستانی و سبک انیمیشن کلاسیک استودیو.

«زوتوپیا ۲» اثری است که موفق شده با حفظ جذابیت جهانی خود برای تمام سنین، مخاطب بزرگسال را با لایه‌ای زیرکانه از گفت‌وگو با تاریخ سینما مهمان کند. این رویکرد، نه تنها بر غنای اثر افزوده، بلکه آن را به نمونه‌ای قابل مطالعه در زمینه چگونگی ساخت دنباله‌ای موفق با ارجاعات معنادار تبدیل کرده است. تماشای پیش‌زمینه‌ای فیلم‌های نام‌برده، همچون کلیدی است که درهای پنهان این شهر انیمیشنی را به روی بیننده می‌گشاید.

دنیایی از جزئیات پنهان: شکار گنج برای چشم‌های تیزبین

فراتر از خط داستان اصلی، «زوتوپیا ۲» جهانی لبریز از ایستر اگ (ارجاعات بصری) و جزئیات پنهان است که تنها با تماشای مکرر یا دقتی وسواس‌گونه قابل کشف هستند. اینجا است که فیلم به یک زمین بازی برای علاقمندان فرهنگ پاپ و تاریخ دیزنی تبدیل می‌شود.

در پس‌زمینه صحنه‌ها، مغازه‌ها و تابلوهایی را می‌بینید که هر کدام اشاره‌ای به یک اثر کلاسیک دارند. حتی وقتی نیک در حال وبگردی است، سرویس «هولوزو» را می‌بینیم که حاوی پارودی‌های سریع و پرمعنی از عناوین دیزنی است: «گراویتی فالز» به «پیگی‌تی فالز» تبدیل می‌شود، «جنگ ستارگان» به «غرش ستارگان» («Star Roars») و حتی ارجاعات به آثار بزرگسالانه‌تر مانند «بیگانه» که به «پلاتیپوس» («Platypus») و «جان سخت» که به «گله جان سخت» («Die Herd») تغییر شکل می‌دهند. تمام این نکات به اضافه ارجاعات کلامی و تصویری و توجه به جزئیات، احترامی است به مخاطب باهوش و نکته‌سنج.

و وقتی فکر می‌کنید تمام شوخی‌ها و ارجاعات را دیده‌اید، نوبت به موسیقی متن می‌رسد. قطعه چهارم از موسیقی متن زیبای مایکل جاکینو، عنوانی به ظاهر ساده دارد: «Hot Fursuit». در نگاه اول، این تنها یک بازی زبانی حیوانی روی عبارت «تعقیب داغ» («Hot Pursuit») است که در صحنه تعقیب و گریز ماشین استفاده می‌شود. اما برای جامعه‌ای که با پدیده «فِری‌فَندم» (فرهنگ علاقه به شخصیت‌های حیوانی انسان‌نما) آشناست، این عنوان یک شوخی دو یا حتی سه‌لایه است. «فِرست» به لباس‌های ماسک‌دار حیوانی گفته می‌شود که گرچه ذاتاً جنسی نیستند، اما در بخشی از این ساب‌کالچر بار معنایی خاص خود را دارند. این عنوان هوشمندانه، آخرین چشمک فیلم‌سازان به مخاطب بزرگسال و نشان‌دهنده آگاهی عمیق آنها از بافت فرهنگی پیرامون اثرشان است.

نتیجه‌گیری: چرا تماشای Zootopia 2 برای بزرگسالان یک ضرورت است؟

«زوتوپیا ۲» بسیار فراتر از یک انیمیشن موفق خانوادگی است. این فیلم، یک اثر هنری چندلایه است که به طرز شگفت‌انگیزی موفق شده تا تعلیق باورپذیر یک دنیای حیوانی، طنز تیز و هوشمندانه، نقد اجتماعی جدی و عشق بی‌قید و شرط به تاریخ سینما را در یک قاب بیامیزد. این فیلم به بزرگسالان احترام می‌گذارد. فرض را بر این نمی‌گیرد که آنها تنها نگهبانان کودکان در پای تماشای فیلم هستند، بلکه آنها را به عنوان بینندگانی صاحب ذوق و دارای دانش فرهنگی خطاب می‌کند.

در عصری که سینما گاه در دام ساده‌سازی می‌افتد، «زوتوپیا ۲» یادآوری می‌کند که یک داستان جهانی می‌تواند و باید برای تمام سنین عمق و لذت به ارمغان آورد. این فیلم یک گفت‌وگوی فرهنگی است، یک کلاس درس مملو از شوخی درباره جامعه‌شناسی، سینما و روانشناسی انسانی، یا بهتر است بگوییم، جانوری. پس اگر به دنبال تجربه سینمایی هستید که هم شما را بخنداند، هم به فکر فرو ببرد و هم با هوشمندی با شما گپی سینمایی بزند، «زوتوپیا ۲» نه یک انتخاب، که یک ضرورت است. این تنها نامه عاشقانه دیزنی به تاریخ سینما نیست؛ این دعوت‌نامه‌ای است برای همه ما تا دوباره معجزه قصه‌گویی چندلایه را از نو کشف کنیم.