
هفت صبح| دیروز و در شماره قبلتر از آن نوشتم که شمار سلبریتیها و ورزشکارانی که حمایت خود را از وطن اعلام و حسابشان را از خائنین جدا میکنند، روز به روز بیشتر میشود. امروز هم به چند مورد دیگر اشاره میکنم. خاصه حامد بهداد را مینویسم که چند روز پیش سیدمهدی جوادی، تهیهکننده فیلم سینمایی «گیس» درباره سکوت او پستی در صفحه شخصیاش منتشر کرده بود.

به کمی قبلتر برمیگردیم؛ سیدمهدی جوادی برای حامد بهداد نوشت: «مردم تو کجا ایستادهاند؟ تورنتو و لسآنجلس یا اهواز و میادین تهران؟ امروز، روز انتخاب و میدان تمایز است و در چنین هنگامهای، میان سکوت و غیبت با خیانت، فاصلهای نیست. حامد بهداد، تو امروز در سمت کدام مردم ایستادهای؟ در صف وطنسازان یا وطنفروشان؟
بهیاد داری آن روز را در ماهشهر؟ آن گفتوگوی طولانیمان را درباره آینده سیاسی ایران و رهبری؟ امروز خداوند نام «خامنهای» را بر همان مدار نگاه داشت؛ اما پرسش اینجاست که آیا تو نیز بر سر آن سخن ماندهای و هنوز در سمت مردم ایستادهای؟»
سیدمهدی جوادی بعد هم به روزی که همراه با بهداد در ماهشهر بودند اشاره کرد و از دایی شهید حامد گفت و نقش آن مأمور امنیتی در فیلم گیس ... و پرسید آیا واقعیت جوانان این سرزمین، کودکان میناب، مردمان مقاوم این روزها و شبهای ملتهبِ میدانها و خیابانها و آوارگان و جانباختگانِ حملات به ایرانمان را میبینی؟ یا در خلوتی بسته، چشم بر رسانههای بیگانه دوختهای و در حلقه دوستان فرنگرفته، دلمشغول دروغهای نخنمای وطنفروشانی؟
خب حرفهای سنگینی را به رفیقش زد و همین هم کاری کرد که حامد بهداد سکوتش را بشکند و پاسخ آقای تهیهکننده را بدهد.
حامد بهداد: ایران خط قرمز من است
حامد بهداد به مهدی جوادی؛ «پرسیدی کدام مردم؟ میگویم همه مردم. از دیدن رنج هموطنانم میرنجم. هر کس که باشد. از گریه مادری که جوانش به تازگی کشته شده گریهام میگیرد.
از مسخره کردن رزمندهای که دست و پایش را پای لانچر از دست داده، قلبم مچاله میشود. از بمب خوردن بیمارستانهای شهرم و جا به جا کردن نوزادهای سرزمین آتش میگیرم.من از این جنگ که به میهنم وارد شده بیزارم. مهدی جان نوشتههایم را تضعیف هیچ کس برداشت نکن. ایران خط قرمز من و از همه چیز مهمتر است.»
باکریهای پیر و جوان سلحشورانه ایستادهاند
به کارگردان و بازیگر محبوبم هادی حجازیفر میرسیم؛ هادی حجازیفر، بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون در واکنش به حمله اسرائیلی-آمریکایی به ایران نوشت: من در وحشتِ چشمهای معصوم کودکان میناب قفل شدهام؛ در نجات و بازماندگی حلمایِ کوچک تبریز و صد البته تنهایی ابدی و آوار آلودش؛ یا آن کودک هفت ساله کرجی نجاتیافته از انفجار که بیتاب و ترسیده است و سراغ مادرش را میگیرد و امدادگر چارهای جز دروغ گفتن به او ندارد. من در ترسهای ابدی کودکان ایران از این همه انفجار و بمب قفل شدهام. من در اندوهِ خیس و انتظارِ دریایی پدرها، مادرها، همسران و فرزندان دنانشینهایِ غریب و سفیدپوش قفل شدهام.

من به اندازه هزار سال در این چند روز اندوه تلنبار کردهام. مگر این همه بیرحمی و جنایت از این پلیدترین و فاسدترین آدمهای جزیرهنشین! چیز عجیبی است؟ من پر از مرثیهام برای تمام آن جانهای پاک و شجاعی که برای دفاع از ذره ذره ایرانم تکهتکه شدهاند. این روزها «موقعیت مهدی»، مجنون و خیبر را بسیار مرور میکنم. اندوهِ باکری در جزیره مجنون را. آن تجسم بلامنازعِ تنها ماندن ولی تا آخر ایستادن. من پر از گریهام. اما این همه پرچم که در اهتزازِ حماسهاند فریاد میزنند که اکنون زمان سوگ نیست.
هرچند شاید خیلیها «خسرو» باشند نه باکری! اما یقین دارم و به گواهِ تاریخ و به چشم میبینم باکریهای پیر و جوان را که در هیاهوی آتش و خون، مردانه؛ مومن و سلحشورانه ایستادهاند و برای اقامه یک نماز پیروزی دیگر در «خرمشهرها» بیتابند.
رزی اودانل
استوری رزی اودانل، بازیگر معروف هالیوودی با اشاره به پرچم آمریکا و اسرائیل: «این دو، پرچم حامیان تروریسماند.» (فرهیختگان)

جواد عزتی: ما فرزندان ایران هستیم
به جواد عزتی میرسیم؛ این بازیگر سینما، در واکنش به حملات دشمن صهیونی به وطنمان سکانسی از فیلم باشو غریبه کوچک را بازنشر کرد و گفت: ایران سرزمین ماست ... ما از یک آب و خاک هستیم ... ما فرزندان ایران هستیم...

خاک ایران برای من شبیه تارهای موی بلندم
شیما محمدی بازیگر در صفحه شخصی خود نوشت: خاک ایران برای من شبیه تارهای موی بلندم است؛ شاید گاهی آشفته باشد، شاید گاهی گره بخورد اما کوتاه کردنش دل میخواهد. یک وجب کم شدن از این خاک، یعنی قیچی خوردن ریشههایی که هزار سال برای بافتنش صبر کردهایم. من این زیبایی خسته را با تمام زخمهایش دوست دارم. یک وجب خاک، یعنی لبخند کمتر، یک لالایی ناقص و من دختری نیستم که بگذارم دنیایم را کوچک کنند.

وطن خود به تمام معنا یعنی ایستادن
سارا حاتمی بازیگر سینما نوشت: وطن خود به تمام معنا یعنی ایستادن. یا در میان شعلههایش میایستی و سر برمیافرازی، یا در سایهاش ماندهای و عظمتِ نامش تا همیشه بر شانههایت خواهد ماند. وطن تا ابد خواهد ماند. قلبم را به خاک پاک میهنم خواهم سپرد تا جانم با هر نفس از بوی خاکش تازه گردد.







