
به گزارش هفت صبح، مارال فرجاد، بازیگر سینما و تلویزیون ایران، با انتشار عکس و ویدیویی از خانه خود در صفحه اینستاگرامش، از تخریب منزلش بر اثر موج حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی خبر داد و روایتی دردناک از پنهان شدن این حقیقت به مدت ۲۳ روز ارائه کرد.
او در این پست تأثرانگیز نوشت:
«۸ فروردین، یک پیام ساده در اینستاگرام…
از همسایهای که ما را میشناخت:
«اگر وسیله مهمی دارید بردارم؟ در ندارید…»
در نداریم؟ چرا در نداریم؟ و بعد…
حقیقتی که از من پنهان کرده بودند:
خانهام بر اثر موج انفجار تخریب شده.
۱۷ اسفند… یعنی ۲۳ روز قبل.
همسرم، مونا و بابام به من گفتند «شمالیم»
فقط برای اینکه من کمتر گریه کنم.
چون من هر روز برای خانههای مردم گریه میکردم… برای کشورم…
و آنها میترسیدند اگر بفهمم خانه خودم هم… من دیگر از پا بیفتم.
و من حالا صدای نفسزدنهای همسرم را میشنوم…
وقتی ۷ طبقه را دویده بالا…
با نفسهای بریده…
با هجومِ بهت…
با سنگینیِ فرو ریختنِ یک زندگی در سینهاش.
چیزی در من شکست… که هیچ دارویی درمانش نمیکند.
من همیشه ضد جنگ بودم.
وقتی خیلیها فریاد میزدند «بزنید تا آزاد شویم»، میگفتم: جنگ آزادی نمیآره… فقط ویرونی میآره.
میگفتم: اول میگن فقط اهداف نظامی…
ولی بعد زیرساختها… بعد کارخانهها… بعد پلها… بعد بیمارستانها… و در نهایت، جانِ مردم.
گفتند اغراق میکنی. گفتند خائنی. گفتند نمیفهمی.
اما امروز… من دارم ویرانی را زندگی میکنم، نه تحلیل.
روز اول جنگ، تنها در بوداپست… سه روز گریهام بند نمیآمد.
هر روز یک خبر… هر روز یک ضربه… و هر بار، یک تکه از من فرو ریخت…
تا اینکه فهمیدم… خانهام… دیگر «خانه» نیست.
یک سوال دارم…
آن روزها که به من میگفتید «خائن» چون ضد جنگ بودم… حالا چه میگویید؟
من خائنم؟
یا آنهایی که برای جنگ، مشروعیت ساختند؟ آنهایی که رویا فروختند؟ آنهایی که گفتند «فقط چند هفته… فقط اهداف نظامی…»؟
ما شبیه لیبی نشدیم؟ شبیه عراق؟ شبیه سوریه؟
یا هنوز هم میخواهید بگویید «فرق داریم؟
آخه اونا مردمشون ضد غرب هستن، ما فرق داریم؟
آخه اونا اکثرشون بیسوادن، ما فرق داریم؟
آخه اونا عربن ما آریایی هستیم ما فرق داریم؟»
من دیگر بحث سیاسی نمیکنم. این، روایت یک انسان است.
وقتی انسانیت درون انسان فرو میریزد… میتوانند خطرناک شوند.
فروپاشیِ درون اگر درمان نشود، میشود ویرانیِ بیرون.
جنگطلبی شاید یک اشتباه بود… اما ادامهاش، دیگر اشتباه نیست؛ یک وضعیت روانی است، جایی که دیگر «ایران» مهم نیست… فقط ویرانی مهم است.
من از همان اول میدونستم. با بمب، آزادی نمییاد. با بمب، فقط خانهها میریزند… و آدمها.
مثل خانهی من. مثل دلِ من.»

فرجاد در این متن بلند و دردناک، ضمن افشای پنهانکاری خانوادهاش برای محافظت از او، از زخم عمیقی نوشته که هیچ دارویی درمانش نمیکند. او که همیشه ضد جنگ بوده و به او اتهام خیانت میزدند، امروز با خانه ویران شده خود، حقیقت تلخ جنگ را لمس کرده است.



