هفت صبح|در بهمن‌ماه ۱۴۰۴، ویترین کتابفروشی‌ها شاهد انتشار رمانی است که نامش با زمان عرضه‌اش عجیب هم‌خوانی دارد؛«بَه‌من» از سیدمرتضی امیری که توسط نشر صاد منتشر شده است. این اثر، تصویری از انسان معاصر ایرانی در مواجهه با شکست ارائه می‌دهد و داستان روزنامه‌نگاری را روایت می‌کند که پس از سال‌ها ناکامی، می‌کوشد ردپایی ماندگار از خود بر جای بگذارد. اما «بَه‌من» بیش از یک روایت درباره خلق یک اثر بزرگ است؛ این رمان سفر درونی یک شخصیت را در میان شکست‌ها و ویرانه‌های زندگی به تصویر می‌کشد.

 

رمان با شکستن یک لیوان چای آغاز می‌شود؛ تصویری که از همان ابتدا فروپاشی و شکنندگی جهان داستان را نشان می‌دهد. روایت کتاب به شکل هذیان‌گو و از زبان اول‌شخص است و زبانی سیال دارد که تاثیرپذیری نویسنده از جریان «سیال ذهن» را نشان می‌دهد. شخصیت اصلی، به نوعی، تجسم مدرن «سیزیف» است؛ انسانی که در تکرار روزمرگی‌های تلخ، با پرسشی بنیادی روبه‌روست که آیا پایانی برای این سقوط‌ها وجود دارد؟


نکته جالب رمان، تاکید بر نیم‌فاصله در عنوان «بَه‌من» است؛ نمادی از دوگانگی شخصیت اصلی. همان‌طور که نام راسکولنیکف در آثار داستایفسکی اشاره به تضاد درونی دارد، «بَه‌من» نیز انسانی است میان دو نیمه وجود خود گرفتار. روایت تماما از دید بهمن شکل گرفته و مخاطب تنها جهان را از دریچه نگاه او می‌بیند. در این جهان، حقیقت مطلق اهمیت ندارد؛ روابط او با خانواده و نیلوفر، نه آن‌گونه که واقعا هستند که آن‌چنان که او تجربه می‌کند، معنا پیدا می‌کنند.

 

سفری ذهنی که میان ویرانه‌ها می‌لرزد


برای درک عمیق‌تر لایه‌های زیرین این اثر، به سراغ ذهن خالق آن رفتیم. سیدمرتضی امیری در واکاوی ریشه‌های شکل‌گیری این رمان توضیح می‌دهد که «بَه‌من» هرچند یک تجربه شخصی مستقیم نیست، اما قطعا از فیلتر زیست شخصی او عبور کرده است. امیری معتقد است این رمان حاصل یک دغدغه فکری پیرامون مسئله سرکوب میل و احساس گناه تحمیل‌شده است. او می‌گوید: «بهمن محصول فشاری‌ست که سال‌ها در آدم جمع می‌شود؛ فشار خانواده، سنت، توقع و شکست در تبدیل شدن به آن چیزی که می‌خواسته‌ای. اصلا به نظرم بیشتر از پیروزی، این شکست‌هاست که انسان را می‌سازد.»


نویسنده بر این باور است که بسیاری از انسان‌ها زندگی می‌کنند اما هیچ‌وقت واقعا «خودشان» نیستند و وقتی آنها را کنکاش می‌کنی، با دنیایی آشفته لبریز از خیال و دغدغه مواجه می‌شوی؛ دنیایی که رمان سعی در تصویر کردن آن دارد. امیری در خصوص انتخاب نام کتاب و بازی زبانی با نیم‌فاصله، تفسیری فراتر از یک اسم خاص ارائه می‌دهد. از نظر او «بَه‌من» فقط یک نام نیست و یک «وضعیت» است: «بهمن هم می‌تواند ماه تولد باشد، هم فصل سرما، هم سیگار و مهم‌تر از همه، انباشت چیزی که ناگهان فرو می‌ریزد. بهمن داستان دقیقا همین است، حاصل جمع چیزهایی که روی هم تلنبار شده‌اند. این شکل نوشتاری کمک می‌کند اسم از حالت عادی خارج شود و تبدیل به مفهومی شود بین اسم، نشانه و وضعیت روانی.»


نویسنده تاکید می‌کند که این دوگانگی در ذات واژه بهمن (که هم می‌تواند ویران کند و هم زیر خودش دفن کند) دقیقا با شخصیت اصلی داستان هم‌خوانی دارد؛ شخصیتی که هم میل به تخریب دارد و هم مدام در حال فروپاشی است. یکی از چالش‌های اصلی رمان، حبس شدن خواننده در ذهن راوی است.

 

امیری دلیل این انتخاب را اولویت «ذهن» بر «ماجرا» می‌داند. او نمی‌خواسته داوری بیرونی وجود داشته باشد یا خواننده بتواند راحت قضاوت کند. به اعتقاد نویسنده، انسان‌ها جهان را آنطور که هست نمی‌بینند، آنطور که «زخمی‌شان کرده» می‌بینند و در این باره توضیح می‌دهد: «روایت محدود به ذهن بهمن، به من اجازه داد ناامنی، توهم، تردید و آشفتگی درونی او را بی‌واسطه منتقل کنم. اگر راوی دانای کل می‌آمد وسط، این فروپاشی کنترل و تمیز می‌شد. من نمی‌خواستم تمیز بنویسم. می‌خواستم خواننده هم مثل خود بهمن، مطمئن نباشد کجای واقعیت ایستاده است.»


«بَه‌من» را می‌توان پاسخی ادبی به آلبر کامو دانست؛ تلاشی برای یافتن پاسخ این پرسش که آیا طغیان در جهان امروز ممکن است؟ امیری رمان خود را روایتی از مردی می‌داند که در ویرانه‌های خانواده، ایمان، عشق و تاریخ شخصی‌اش قدم می‌زند و مدام میان گذشته و اکنون سر می‌خورد. انسانی معاصر که نه توان ماندن دارد و نه جرأت رفتن، اما درست در همین تعلیق، آرام‌آرام می‌فهمد که جز حرکت کردن، هیچ چیز نجاتش نخواهد داد. رمان ۳۲۵ صفحه‌ای «بَه‌من» اکنون توسط انتشارات صاد به بازار آمده و علاقه‌مندان می‌توانند با خواندن این کتاب خود را در معرض این بهمن ذهنی قرار دهند.