هفت صبح، فاطمه برزویی| راضیه تجار، نویسنده، پژوهشگر، مدرس و فعال ادبی برجسته ایرانی، در دهه‌های گذشته به عنوان یکی از صدا‌های ماندگار در ادبیات معاصر ایران شناخته شده است. متولد ۱۳۲۶ در تهران، دارای مدرک کارشناسی روانشناسی است و مجموعه‌ای از سوابق فعالیت در حوزه‌های ادبیات، آموزش، فرهنگ و انتشارات دارد. او از موسسین انجمن قلم ایران بوده و همکاری طولانی ‌مدتی با روزنامه جام جم داشته است. از جمله آثار او می‌توان به «نرگس‌ها»، «زن شیشه‌ای»، «هفت بند بندهای روشنایی»، «سفر به ریشه‌ها»، «شعله و شب»، «سنگ صبور»، «از خاک تا افلاک»، «ستاره من»، «جایی که آسمانش آینه کاریست»، «گمان مبر که شعله بمیرد»، «کوچه اقاقیا»، «فانوسی بیفروز»، «زندگینامه داستانی شهید شیرودی»، «زندگینامه داستانی شهید بابایی»، «مجموعه داستان آرام شب بخیر» و «جای خالی آفتابگردان» اشاره کرد. این آثار، نشان‌دهنده تنوع و عمق ادبی اوست، اینکه تجار در زمینه‌های مختلف ادبی، از رئالیسم تا داستان‌های تاریخی و اجتماعی، فعالیت می‌کند.

 

راضیه تجار در داستان‌هایش با نثری شاعرانه و احساسی به نقش زنان در مسائل مربوط به جبهه و جنگ می‌پردازد. از نظر عبدالعلی دستغیب، یکی از منتقدان ادبی، داستان کوتاه «گلریزان» بهترین داستان راضیه تجار و یکی از بهترین داستان‌های اخیر ایران است که مقام تجار را در هنر داستان کوتاه تثبیت می‌کند. این داستان، دلیل زیبایی نثر و تکنیک‌های نویسندگی و ارائه دیدگاهی عمیق از زندگی زنان در شرایط پیچیده، مورد تقدیر قرار گرفته است.

 

  تغییر از طریق واژه‌ها


تجار در گفت‌وگویی صمیمانه، درباره نقش ادبیات در جامعه این روزها و چالش‌های پیش روی نویسندگان صحبت می‌کند و با لحنی صمیمی و متفکرانه می‌گوید: «ادبیات می‌تواند به عنوان یک ابزار قدرتمند برای انتقاد، اعتراض و تغییر در جامعه عمل کند. این قدرت نه از طریق سلاح یا نیروی فیزیکی که از طریق کلمات و ایده‌ها سرچشمه می‌گیرد. کلمات، گرچه نرم و غیرفیزیکی به نظر می‌رسند، اما می‌توانند جوهر را تغییر دهند، ذهن‌ها را شکل دهند و جامعه را به تفکر واقعی و جدی بکشانند. در واقع ادبیات که اثری هنری محسوب می‌شود؛ ایده‌ای است که می‌تواند در برابر ناچاری‌ها و ستم‌ها بایستد.»


این نویسنده معتقد است که نویسندگان، بنا بر جهان‌بینی و بینش خود، در مسیری که دارند طی می‌کنند، حرف خود را می‌زنند و در حقیقت پیام خودشان را می‌رسانند. او تاکید می‌کند: «در فضایی که مقداری تیره و تار می‌شود و مه‌آلودگی به تدریج گسترش می‌یابد، شاید اثر برندگی کلام، در نگاه اول، کمتر به چشم بیاید. اما این دقیقا همان زمانی است که وظیفه نویسنده، با تمام وجود، خود را نمایان می‌کند. او باید بر اساس بینش و دیدگاه منحصر به فرد خود وسط این تاریکی بیاید و بیان خود را اعمال کند. هر چند کارش سخت‌تر می‌شود، هر چند عبور از این مه آلودگی نیازمند تلاش بیشتری است، اما تاثیر آن، به مراتب عمیق‌تر و ماندگارتر خواهد بود. سختگیری هم باب مه‌آلودگی است و همین سخت‌گیری، قدرت و عمق بیشتری به کلام و نوشته می‌بخشد.»

 

 اهمیت کلمه در انتقال پیام


تجار در ادامه توضیح می‌دهد که در شرایط مختلف، نوع کلمات و لحن صحبت‌ها نیز با هم تغییر می‌کنند. گاهی اوقات، نیاز به استفاده از شعارهایی است که به سرعت توجه را جلب می‌کنند، گاهی عقل و منطق باید درگیر شود تا واقعیت‌ها روشن شوند و گاهی احساسات تنها راه بیان یک حس عمیق است. اما در هر صورت، کسانی که اهل اندیشه و فکر هستند، به کمک کلمات، منظور خود را می‌رسانند، نه به کمک ضربات یدی و چیزهایی که نباید. تجار با اشاره به این موضوع، تاکید می‌کند که نویسنده باید با ظرافت و دقت کلمات خود را بیان کند تا پیام او به درستی درک شود. ظرافت و دقت، کلید عبور از هر مه‌آلودگی و تاریکی است و راهی است که می‌توان با آن به قلب مخاطب نفوذ کرد.


این نویسنده همچنین به اهمیت سکوت و خلوت در فرایند نوشتن اشاره می‌کند. او می‌گوید: «من برای نوشتن به جاهای مشخص و زمان مشخص نیاز ندارم، اما سکوت و خلوت خیلی برایم مهم است و جایی که هستم، محراب قلم من است.» این جمله، گواهی از یک درون‌گرایی عمیق و آگاهی از ماهیت هنر نوشتن است. او معتقد است که نوشتن نیازی به شرایط خارجی ندارد؛ چون هر فضا می‌تواند محرابی باشد، هر لحظه می‌تواند مبدأ آفرینش باشد. اما آنچه حیاتی است، فضای درونی است؛ سکوتی که درونش را پر می‌کند و خلوتی که از آن می‌تواند احساسات و اندیشه‌ها به سرعت به بیرون بیایند. تجار تاکید می‌کند این مسئله‌ای نیست که خودش درگیر کند و فرصت این را دارد که خلوت خود را داشته باشد و بنویسد، بخواند و کارهای تدریس و شاگردانش را انجام دهد چرا که او معلم است و شاگردهایش اولویت زندگی‌اش هستند.

 

  زنان نمادی از تمام چالش‌ها


در مجموعه آثار راضیه تجار، زنان نقش بسیار مهمی دارند. آنها فقط شخصیت‌های اصلی داستان نیستند و نمادی از چالش‌های خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی هستند. این زنان در موقعیت‌های دشوار قرار دارند و به سرنوشتی که تقدیر، زمان و دیگران برایشان رقم زده‌اند، تسلیم می‌شوند. تجار با نثری شاعرانه و عاطفی، زندگی و مشکلات این زنان را به تصویر می‌کشد. او در پایان گفت‌وگو به ما می‌گوید:«آرزومندم که وطن عزیز ما و ملت عزیز ما از هرگونه آسیب در امتداد زمان مصون باشد.» این جمله امید به آینده‌ای است که در آن ادبیات می‌تواند فراتر از یک هنر، ابزاری برای بقا و بیداری باشد. این آرزو، بیانگر باور عمیق راضیه تجار به قدرت کلام و نقش آن در حفظ هویت و امید در شرایط سخت است.»

 

 

قدرت ادبیات  در شرایط بحران


ادبیات در روزگارهای امروز ایران، همانند گذشته، یکی از قدرتمندترین ابزارهای ارتباط و انتقال فکر، احساس و خاطره است. از زمان‌های قدیم، ادبیات به عنوان راهی برای روایت داستان‌ها، نگهداری فرهنگ و انتقال دغدغه‌های نسل به نسل عمل کرده است. در شرایط جنگ، بحران و ناامنی، اهمیت ادبیات دوچندان می‌شود، چرا که در این مواقع، کلمات می‌توانند بیش از سلاح، مهارت بیداری، مقاومت و امید را منتقل کنند.

 

در ایران، ادبیات در دوران‌های مختلف، از جنگ ایران و عراق تا تحولات اجتماعی و سیاسی در زمان‌هایی که جامعه در سکوت، تاریکی و ناامیدی غرق شده، می‌تواند صدا بزند؛ یعنی بیانگر دغدغه‌ها، احساسات و حقایق باشد و از بین تاریکی، نوری از امید، هوشیاری و مقاومت ایجاد کند. ادبیات، درست است که بازتابی از زندگی است اما همچنین ابزاری برای انتقاد، اعتراض و ایجاد تغییر است. در جامعه‌ای که اطلاعات سریع و پراکنده شده، ادبیات با نثری عمیق و احساسی، می‌تواند مسیری برای فکر عمیق‌تر و تفکر مجدد ارائه دهد. گفتنی است این هنر هم خاطرات را نگه می‌دارد و هم در میان تاریکی‌ها، نوری از امید و بیداری می‌سازد.