
هفت صبح| مجید قیصری، نامی آشنا در عرصه ادبیات داستانی و روایتگری سالهای دفاع مقدس است. نویسندهای که جنگ را زیسته و سالها تلاش کرده تا زوایای پنهان و انسانی آن دوران را در قالب کلمات و داستانها به تصویر بکشد. اما جهان تغییر کرده و به تبع آن، چهره جنگها نیز دگرگون شده است. دیگر از آن نبردهای کلاسیک و رویاروییهای مستقیم خبری نیست؛

امروز با شکل جدیدی از مخاصمات روبهرو هستیم که تعریف روایت و راوی را نیز دستخوش تغییر کرده است. به بهانه جنگ و تغییر شکل نبردها، با این نویسنده نامآشنا همکلام شدیم تا نگاه او را به تفاوت جنگهای دیروز و امروز، و رسالت روایتگران در عصر تسلط فضای مجازی جویا شویم. آنچه میخوانید ماحصل گفتوگوی روزنامه «هفت صبح» با این نویسنده است.
جناب قیصری؛ شما که سالها راوی روزهای دفاع مقدس بودهاید و آن فضا را بهخوبی میشناسید، جنگهای امروزی را چقدر متفاوت با جنگهای آن زمان میبینید؟
جنگ کاملا تغییر کرده است. چیزی که امروز شاهد آن هستیم را واقعا نمیدانم چه باید نامید، اما میدانم که دیگر «جنگ» به آن معنای کلاسیکی که ما در گذشته شاهدش بودیم، آن را دیدیم، تجربه کردیم و یا حداقل دربارهاش خواندیم، نیست. ما با شکل کاملا جدیدی از نبرد روبهرو هستیم که بسیار متفاوت است و اصلا نمیدانم چطور میشود به آن نگاه کرد.
خلاصه بگویم، این شکل از نبرد بسیار بیرحمانه و به نوعی ناجوانمردانه است. بیشتر شبیه یک تجاوز کور است. در جنگهای مدرن، شما هیچ نیروی خارجی را بهصورت فیزیکی در مقابل خود نمیبینید که با او بجنگید، اما مورد تعرض قرار میگیرید. مردم عادی کشته میشوند، نظامیان جان میبازند، تأسیسات زیربنایی نابود شده و آسیب میبینند، در حالی که شما دشمن را نمیبینید. فقط یک صدا میشنوید و بعد ناگهان همهچیز نابود میشود. این شکل جدیدی از نبرد در دنیای امروز است.
با توجه به این تغییر ماهیت، رسالت نویسندهها و راویان در این دوران چیست؟
وقتی جنگ تغییر میکند، شیوه و نحوه روایت آن هم در این عصر مدرن تغییر میکند. در زمان گذشته، مثلا ۴۰ سال پیش، ما با کتاب و مجله وقایع را روایت میکردیم. نویسنده مینشست، مینوشت و کتاب یا مجلهای چاپ میشد. اما امروز فرم روایت تغییر کرده است. الان «تصویر» است که بیشتر حرف میزند و فضای مجازی است که این روایتها را گسترش میدهد.
نتیجه این تغییر آن است که انگار هر نفر در حال روایت کردن قصه خودش است. روایتگری دیگر صرفا متکی به نویسندگان و هنرمندان نیست. هنرمندان بخش کوچکی از این جمعیتی هستند که مورد هجمه قرار گرفتهاند. در گذشته، اگر فرم نوشتن بلد بودید، میتوانستید صدای خود را منعکس کنید. اما الان هر شهروند بهراحتی با عکسی که میگیرد، فیلمی که ثبت میکند، صوت یا یادداشتی که منتشر میکند، به یک «راوی» تبدیل میشود. ما الان در لحظه شاهد اتفاقات هستیم. نیازمند این هستیم که کسانی که در لحظه آنجا حضور دارند و شاهد ماجرا هستند، مشاهدات خود را بیان کنند تا ما ابعاد ماجرا را بهتر بفهمیم. هدف همین است که بدانیم در گوشه و کنار این کشور چه اتفاقی در حال افتادن است.
در این بحث روایتگری نوین که بیشتر مبتنی بر مستندات، تصویر و فیلم شهروندان است، به نظر شما تمرکز باید روی کدام ابعاد باشد تا روایتها دچار تحریف نشوند؟
به نظرم در لحظه وقوع بحران، ما اصلا نیازی به «تحلیل» نداریم. تحلیل دادن از یک واقعه در دل بحران، کار دیگری است. مهمترین چیز این است که شما بتوانید همان لحظه را دقیق ثبت کنید. اینکه شهروندان بتوانند شرایط خود و مکانی که واقعه در آن اتفاق افتاده را درست منعکس کنند، خودش گویای همهچیز است. تحلیلها برای بعدهاست.
بگذارید مثالی بزنم؛ وقتی ما سفرنامه ناصرخسرو را میخوانیم، میبینیم که او درباره دروازههای ورودی یک شهر، وضعیت برف، یا مختصات شهری که امروز شاید اصلا وجود نداشته باشد، صحبت میکند. اینکه ناصرخسرو با چه انگیزهای سفر کرده یا تحلیل سیاسیاش چه بوده یک بحث است، اما «مشاهدات عینی» او برای ما امروز بسیار ارزشمندتر است؛ اینکه مردم آن زمان چگونه برخورد میکردند و خلقوخوی آنها چه بوده است.
امروز هم دقیقا همینطور است. در برابر اخبار جعلی و دروغهایی که ممکن است به خورد مردم داده شود، «روایت درست و عینی» کفایت میکند. ما الان در لحظه نبرد هستیم و در لحظه نبرد واقعا نمیتوان تحلیل جامعی از قبل و بعد ماجرا ارائه داد. فقط میتوانیم لحظه را ثبت کنیم. اینکه منِ شهروند الان در چه شرایطی هستم؟ چقدر عصبانیام؟ چقدر ناراحتم؟ چقدر دلواپس همسایهام هستم؟ این گزارشهای لحظه به لحظه و واقعی، همان چیزی است که میتواند حقیقت را از تحریف مصون نگه دارد.
بهعنوان سوال پایانی، اگر نکتهای ناگفته مانده که دوست دارید با مخاطبان روزنامه در میان بگذارید، میشنویم.
فقط میتوانم بگویم این است که واقعا ای کاش هیچوقت جنگ نمیشد. هرچه فکر میکنم و هر جور حساب میکنم، میگویم ای کاش میشد جلوی جنگها را گرفت تا این همه آسیب به انسانها وارد نشود. ما که در شرایط جنگی زندگی کردهایم، میدانیم که سختیهای اصلی تازه بعد از پایان جنگ از راه میرسند. زمان جنگ سختیها و مسائل خاص خودش را دارد، اما تازه بعد از آن است که مصائب اصلی شروع میشود و تبعات تلخ جنگ تا سالها گریبان جامعه را میگیرد. فقط آرزو میکنم که همگی سلامت باشند و از این روزهای سخت به سلامت عبور کنیم.






