
با اشاره به نقش خاله و عمه در دوره نوجوانی، اظهار کرد: از آنجا که خاله و عمه نه مسئول مستقیم تربیت هستند و نه معمولا در جایگاه رقابت با نوجوان قرار میگیرند، میتوانند به «پایگاه امنی» برای شکلگیری هویت مستقل او تبدیل شوند.
وی افزود: نوجوان به فضایی نیاز دارد که در آن بتواند بدون ترس از قضاوت یا طرد شدن، پرسشگری کند. در این میان، خاله یا عمهای که نقش «تسهیلگر» داشته باشد نه تصمیمگیرنده، میتواند با فراهم کردن فرصت گفتوگو و تفکر متفاوت، نیاز نوجوان به خودمختاری و ابراز وجود را پاسخ دهد.
رازگویی با خاله و عمه به معنای فاصلهگرفتن از والدین نیست
این روانشناس درباره رازدار دانستن خاله یا عمه از سوی نوجوان نیز گفت: انتخاب خاله یا عمه بهعنوان محرم راز، لزوما به معنای فاصله عاطفیبا والدین نیست. بسیاری از نوجوانانی که با والدین خود رابطهای ایمن دارند نیز ترجیح میدهند درباره برخی موضوعات با یک بزرگسال دیگر صحبت کنند.
نهضت ادامه داد: این انتخاب، در بسیاری از موارد، بخشی طبیعی از فرآیند مرزگذاری سالم است؛ فرآیندی که به نوجوان کمک میکند ضمن حفظ دلبستگی به خانواده، هویت مستقل خود را نیز شکل دهد. اگر خاله یا عمه بتوانند بدون تحمیل دیدگاه، بدون قرار دادن نوجوان در برابر والدین و بدون سلب مسئولیت از او، فضایی برای گفتوگو و تامل فراهم کنند، نقش مهمی در رشد هویت، افزایش خودآگاهی و شکلگیری استقلال روانشناختی نوجوان خواهند داشت.
وی تاکید کرد: گاهی نوجوان بهدنبال کسی نیست که مشکلش را حل کند، بلکه بهدنبال بزرگسالی است که شاهد شکلگیری هویت او باشد، تغییراتش را ببیند و بدون عجله برای اصلاح یا قضاوت، این فرآیند را همراهی کند.
وابستگی به خاله و عمه، همیشه نشانه مشکل خانوادگی نیست
این روانشناس با بیان اینکه نباید وابستگی کودک یا نوجوان به خاله و عمه را بهسرعت نشانه کمتوجهی والدین دانست، گفت: در برخی خانوادهها، بهدلیل اشتغال والدین، بیماری، استرسهای مزمن یا تعارضهای خانوادگی، بخشی از نیازهای هیجانی کودک کمتر پاسخ داده میشود. در چنین شرایطی، خاله یا عمه میتوانند با حضوری گرم و پاسخگو، بخشی از این خلأ را جبران کنند و در کنار والدین، نقش منابع حمایتی مکمل را بر عهده بگیرند.
نهضت افزود: وابستگی بیشتر به خاله یا عمه، بهخودیخود نشانه وجود مشکل در خانواده نیست. بسیاری از کودکانی که دلبستگی ایمن با والدین خود دارند نیز روابط عمیق و معناداری با خاله یا عمه برقرار میکنند. آنچه اهمیت دارد این است که این رابطه به رشد کودک کمک کند، مرزهای سالم را حفظ کند و بهجای تضعیف رابطه والد و کودک، آن را تکمیل و غنیتر سازد.
وی با اشاره به تفاوت رابطه نوجوان با خاله یا عمه اظهار کرد: آنچه بیش از نسبت فامیلی اهمیت دارد، کیفیت رابطه است. به بیان دیگر، کیفیت ارتباط از اینکه فرد خاله باشد یا عمه، تعیینکنندهتر است. البته تفاوتهای فرهنگی و بافت خانوادگی نیز میتوانند بر این موضوع اثر بگذارند. در دوران نوجوانی، این تفاوتها بیش از هر چیز تحت تاثیر جو خانواده، نزدیکی عاطفی و سبک ارتباطی قرار میگیرند، نه صرفا عنوان خاله یا عمه بودن.
این روانشناس درباره عوامل ایجاد صمیمیت یا فاصله میان کودک و نوجوان با خاله و عمه نیز اظهار کرد: حضور پایدار و قابل پیشبینی، گوش دادن فعال، پذیرش بدون مقایسه و تحقیر، بازی و فعالیت مشترک و حمایت در بحرانها، از عوامل ایجادکننده صمیمیت هستند. در مقابل، انتقاد مداوم، مقایسه با دیگران، دخالت بیش از حد، افشای رازها، بیثباتی رفتاری، پیشبینیناپذیر بودن و درگیر شدن در تعارضهای خانوادگی، از عوامل ایجاد فاصله بهشمار میروند.
نهضت درباره تفاوت دلبستگی کودک به والدین با دلبستگی به خاله و عمه گفت: دلبستگی به والدین معمولا دلبستگی اصلی کودک است؛ دلبستگیای که نیازهای اساسی بقا و امنیت را تامین میکند، در سالهای اولیه زندگی حیاتی است و پایه الگوهای ارتباطی آینده را شکل میدهد. در مقابل، دلبستگی به خاله یا عمه اغلب فرعی یا مکمل است و بیشتر نقش حمایتی و غنیکننده دارد. این نوع دلبستگی میتواند در هر سنی اهمیت پیدا کند و الگوهای روابط آینده را تقویت یا تا حدی ترمیم کند.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا وابستگی زیاد کودک یا نوجوان به خاله یا عمه نشانه کمبود توجه والدین است؟ تصریح کرد: این وابستگی میتواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از جمله رابطه گرم و جذاب با خاله یا عمه، ویژگیهای شخصیتی کودک، زمان بیشتری که با آنها سپری میشود، نقش مراقبتی آنها و در برخی موارد، کمبود توجه یا درگیری هیجانی والدین.
این روانشناس ادامه داد: زمانی این وابستگی میتواند نگرانکننده باشد که کودک بهطور مداوم از والدین دوری کند، در حضور آنها احساس ناامنی نشان دهد، فقط در کنار خاله یا عمه آرام شود یا با والدین دچار تعارض شدید باشد.
نقش خاله و عمه در تقویت تابآوری کودک
نهضت با اشاره به نقش این رابطه در تقویت تابآوری کودک عنوان کرد: کودک در کنار بزرگسالی که بدون قضاوت به احساسات او گوش میدهد، یاد میگیرد هیجانهایش را بپذیرد، آنها را نامگذاری کند و بهجای اجتناب، ارتباط سالمتری با تجربههای درونی خود برقرار کند. بنابراین، آنچه نقش خاله یا عمه را ارزشمند میکند، صرفا نسبت خانوادگی نیست، بلکه کیفیت رابطه، احساس امنیت و حمایت ادراکشدهای است که در ذهن کودک شکل میگیرد. این احساس میتواند در کنار رابطه ایمن با والدین، به یکی از مهمترین منابع تابآوری کودک تبدیل شود.
پیامدهای روانی یک رابطه حمایتگر
وی درباره تاثیر رابطه خوب با خاله یا عمه بر سلامت روان کودک نیز بیان کرد: وجود یک بزرگسال حمایتگر در زندگی کودک میتواند به تامین نیازهای اساسی او، از جمله دلبستگی ایمن، پذیرش، همدلی و حمایت هیجانی کمک کند. همچنین این رابطه میتواند پیامدهای مثبتی مانند کاهش اضطراب و احساس تنهایی، افزایش عزتنفس، بهبود توانایی تنظیم هیجان، افزایش تابآوری در برابر استرس و کاهش برخی مشکلات رفتاری به همراه داشته باشد. در خانوادههایی که والدین از دلبستگی ایمنتری برخوردارند، حضور نفر سوم، مانند خاله یا عمه، تهدید تلقی نمیشود. از سوی دیگر، هرچه فضای خانواده حمایتگرتر باشد، احتمال شکلگیری رابطه مثبت با خاله یا عمه نیز بیشتر خواهد بود.
وی در پایان درباره اینکه وابستگی کودک به خاله بیشتر است یا عمه؟ گفت: براساس مطالعات جهانی، نمیتوان در این زمینه به نتیجه مشخصی رسید. این موضوع بیش از هر چیز به تفاوتهای فرهنگی و کیفیت روابط خانوادگی بستگی دارد.







