هفت صبح| ظهر روز جمعه 22 اسفند ماه امسال در چهاردهین روز جنگ بود که صدای مهیبی در میان هیاهوی محله جوادیه تهران پیچید و خبر از یک فاجعه داد. تنها در عرض چند دقیقه این محله با خاک یکسان شد و حالا دیگر اذهان همه مردم آماده است که در یک تجزیه و تحلیل چند ثانیه‌ای متوجه شوند که قطعا محلی هدف حمله موشکی قرار گرفته است. هدف این حمله کلانتری محله جوادیه بود اما شدت تخریب در اثر این انفجار در ساختمان‌های مجاور و نزدیک به کلانتری در حدی بود که تعداد زیادی افراد غیرنظامی زیر آوار ماندند و به شهادت رسیدند.

 

  از جشن تا آوار


سعید میرزاییان نام یکی از اهالی محله است که خانه‌شان در نزدیکی کلانتری جوادیه واقع شده‌‌. او در گفت‌وگو با هفت‌صبح حال و هوای ساعتی پس از حمله موشکی به محله را روایت می‌کند:«خانه ما در نزدیکی کلانتری است اما زمان وقوع انفجار من در خانه نبودم. مادرم می‌گفت لرزش شدید و صدای مهیبی همزمان آمده ‌ که وقتی او در راهروی خانه ایستاده بود، چند بار تکان‌های شدیدی خورده بود.این لرزش‌ها اینقدر شدید بود که لوسترهای خانه‌مان به وضوح لرزیده بود. در دقایق ابتدایی آنتن‌دهی موبایل‌ها مختل شده بود اما چند دقیقه بعد توانستم با تلفن ثابت خانه‌مان تماس بگیرم.صدای مادرم هنوز می‌لرزید و وحشت‌زده گریه می‌کرد. می‌گفت هر لحظه منتظر بودم دیوارها ترک بخورد و سقف فرو بریزد.آن دقایق خیلی وحشتناک بود اما خانه ما به حدی به کلانتری نزدیک نبود که دچار تخریب شود.»


سعید ادامه می‌دهد:«اینقدر نگران خانواده‌ام شده بودم که فورا خودم را به خانه رساندم. نزدیک محله که شدم دیدم ‌‌جمعیت خیلی زیادی جمع شده‌اند.همه جا پر از خاک بود و خانه‌های تخریب شده تصاویر دردناکی بود که واقعا برایم شوکه‌کننده بود. من در این محله بزرگ شدم و تمام خاطرات زندگی‌ام اینجا رقم خورده است. دیدن این حجم از ویرانی و بی‌تابی همسایه‌هایی که سال‌هاست آنها را می‌شناختم واقعا برایم یک فاجعه بود.»


یکی از اماکنی که به کلی تخریب شد، یک تالار عروسی بود که درست در کنار کلانتری قرار دارد: «بچه محل‌های‌مان گفتند که کلانتری را زدند. نمی‌دانم هدف‌گیری آنها به خطا رفته بود یا چه اتفاق دیگری افتاده بود. فقط می‌دانم خود کلانتری چندان تخریب نشده بود.نه اینکه سالم مانده باشد اما می‌خواهم بگویم ‌ حجم تخریب در ساختمان مجاور آن که یک تالار عروسی بود، خیلی بیشتر بود.این تالار به نام قصر ماهان محل خاطرات خوش همه اهالی محل بود.جایی که در آن جشن عروسی و مراسم شادی‌مان را برگزار کرده بودیم.این تالار به صورت کامل تخریب شد و هنوز نمی‌دانم کسی در آنجا حضور داشت یا نه.البته قطعا به خاطر شرایط فعلی و همچنین ماه رمضان مراسمی در آنجا نبوده اما ممکن است از کارکنان آن کسی آنجا بوده باشد.»

 

  خانواده‌های‌شان زیر آوار بودند


یکی از اهالی محل در همان ساعات ابتدایی دنبال خانواده‌اش می‌گشت. میرزاییان در ادامه می‌گوید:«یکی از اهالی محله‌مان که مرد میانسالی است، در همان ساعت‌های ابتدایی که در محله می‌گشتم با چشم خودم دیدم که فریاد و ضجه می‌زد و می‌گفت خواهر و خواهرزاده‌هایم زیر آوار مانده‌اند. خانه آنها با خانه خودش کمی فاصله داشت و تا زمانی که من آنجا بودم، از زیر آوار بیرون آورده نشدند. غروب بود که در شبکه‌های مجازی دیدم فیلمی تکان‌دهنده و دردناک از بی‌قراری این همسایه‌مان منتشر شد.»


ساختمان دیگری در این محله تخریب شده که افراد زیادی آنجا زیر آوار مانده‌اند: «یک ساختمان پنج طبقه در نزدیکی کلانتری به کلی تخریب شده که اهالی محل می‌گفتند حدود 15 تا 20 نفر آنجا زیر آوار مانده‌اند. در نزدیکی آنجا وضعیت خیلی بدی به وجود آمده بود. افرادی که عزیزان‌شان زیر آوار مانده بود زاری می‌کردند و تماشای این صحنه‌ها واقعا دردناک بود.بعید می‌دانم تا آخر عمرم این لحظات تلخ اضطراب از ذهنم پاک شود.»

 

  حجم تخریب بالا بود


سعید در ادامه به هفت‌صبح می‌گوید: «از انبوه افرادی که مجروح شده بودند، هر چه بگویم قابل وصف نیست. یکی از دوستانم پیشانی‌اش شکافته بود. شیشه‌های پنجره‌های‌شان فروریخته و او را زخمی کرده بود. تلویزیون خانه‌شان هم خرد شده ‌ و بسیاری از اسباب و اثاثیه‌شان تخریب شده بود.اهالی محل به شدت ترسیده و وحشت‌زده بودند.با هر کسی حرف می‌زدم مجروح ‌‌یا اموال‌شان تخریب شده بود.»علاوه بر خانه‌های مسکونی، تعداد زیادی مغازه‌های مردم نیز تخریب شدند: «شب عید است و کاسبی کسبه محل از بین رفته.مغازه نجاری و جگرکی و کبابی که به کلانتری نزدیک‌تر بودند، تخریب شده‌اند.»

 

تخریب خانه مربی بوکس تیم ملی


در جریان این حمله نظامی یکی از خانه‌هایی که به کلانتری نزدیک بود و دچار تخریب شد، خانه سه طبقه اصغر اشرفی مربی تیم ملی بوکس کشورمان بود. آقای اشرفی در گفت‌وگو با خبرنگار ما جزئیات لحظه انفجار را روایت می‌کند: «ساعت 10صبح بود و من به همراه خانواده‌ام در حال صرف صبحانه بودیم که ناگهان صدای مهیبی آمد. در یک لحظه خانه تکان شدیدی خورد و شیشه‌های پنجره‌ها منفجر شد. میز صبحانه در صورت‌مان پاشید و دیوارها ترک خورد. همه اهل خانواده‌ام وحشت کرده بودند.شیشه‌های کل سه طبقه فرو ریخته و هر چقدر از حجم شیشه خرده بگویم کم گفته‌اند.الان یک روز کامل است که در حال جمع کردن شیشه هستیم و باز هم کامل جمع نشده است.»

 

مربی تیم ملی در ادامه می‌گوید:«هیچ کدام از اعضای خانواده‌ام دچار جراحت نشدند اما به شدت ترسیده‌اند و صدمه روحی خورده‌اند.پسرم یک فرزند خردسال دارد که این بچه به شدت وحشت کرده بود.همسر و فرزندانم از لحاظ روحی حال بسیار بدی پیدا کردند تا حدی که پسرم خانه را ترک کرده و می‌گوید اصلا نمی‌توانم حتی برای یک لحظه به این خانه برگردم.فعلا ساکن خانه خاله‌اش شده است.هر‌چند که گذشته از بحث ترس و صدمه روحی؛ خانه‌مان قابل سکونت هم نیست.چون بسیاری از اثاثیه‌مان تخریب شده و خانه پنجره ندارد.در این اوضاع کسی را هم پیدا نکردیم که برایم شیشه بیندازد. با پلاستیک هم خانه گرم نمی‌شود.فعلا فقط من در خانه مانده‌ام که مراقب باقی مانده اموال‌مان باشم. چند ساعت بعد از حادثه به پشت بام رفتم و دیدم که کولرهای آبی‌مان به کلی تخریب شده است.بسیاری از اثاثیه داخل خانه‌مان هم از بین رفته است.»

 

یکی از همسایه‌های آقای اشرفی فوت کرده است:«بعد از انفجار می‌دیدم که بسیاری از اهالی محل که خانه‌های‌شان تخریب شده، به سرعت محله را ترک می‌کردند. حتی ‌‌کسانی که خانه‌شان ‌‌تخریب نشده بود هم از محله می‌رفتند چون همه می‌ترسیدند که این منطقه دوباره هدف حمله موشکی قرار بگیرد. عملیات آواربرداری نیروهای امدادی هم آغاز شد و تعداد زیادی از همسایه‌های ما شهید شدند. یکی از قربانیان خانم حدودا 55 ساله‌ای است که خانه‌شان سر کوچه ما بود و با خانمم مراوده داشتند.او زیر آوار مانده بود و به شهادت رسید که برای ما بسیار متاثر‌کننده بود. به جز این خانم چند نفر دیگر هم در همان ساختمان فوت کردند و چند نفر هم مجروح شدند. نیروهای امدادی هنوز در حال خاکبرداری هستند و احتمال دارد افراد دیگری هنوز زیر آوار محبوس باشند.»

 

آقای اصغر اشرفی ادامه می‌دهد:«یک مغازه املاکی سرکوچه ما هست که به کلی تخریب شده ‌.بقیه مغازه‌ها تا حد زیادی خرابی داشته‌اند.کرکره‌های‌شان خراب شده و شیشه‌ها شکسته.برای همین مجبور شدند تعطیل کنند. یک مغازه بقالی هم سر کوچه است که خانه‌شان هم روی مغازه بود. هم خانه‌شان به کلی تخریب شد و هم مغازه‌شان.روبه‌روی آن هم نانوایی لواشی است که آن هم تخریب شد.» عملیات امداد و آواربرداری در این محله ادامه دارد. ساکنین از ترس حمله مجدد خانه‌های‌شان را ترک کرده‌اند و محله دیگر شور زندگی ندارد.