
هفت صبح| زمستان سال 99 گزارش قتل زن جوانی به نام پروانه با اعلام از سوی کادر درمان یکی از بیمارستانهای جنوب شهر تهران در دستور کار ماموران جنایی قرار گرفت.
بلافاصله تیم کارآگاهان برای رسیدگی به موضوع در محل حادثه حاضر شدند و مشخص شد که حدود بیست روز قبل از مرگ پروانه، او در حالی که به شدت دچار سوختگی شده بود به بیمارستان منتقل شد اما به رغم تلاش کادر درمان برای نجات جان پروانه او بالاخره به دلیل شدت جراحات بالا تسلیم مرگ شد.
در اولین تحقیقات مشخص شد که پروانه در خانهاش به آتش کشیده شده و سپس جانش را از دست داده است .در همین حال شوهرش همچنان در همان خانه ساکن بود. به این ترتیب ماموران در خانه زن واقع در پاکدشت حاضر شدند و تحقیقات در این خصوص آغاز شد.پلیس شوهر پروانه به نام حامد را بازداشت کرد. او به آتش زدن خانه اعتراف کرد و گفت: قصدم کشتن همسرم نبود و فقط میخواستم او را تهدید کنم. با توجه به مدارک موجود در پرونده، کیفرخواست علیه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 13 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی کیفرخواست علیه متهم خوانده شد. سپس با توجه به اینکه اولیایدم در دادگاه نبودند وکیل آنها درخواست قصاص را مطرح کرد و گفت: اولیایدم قبول کردند سهم صغیر را هم بپردازند.
در ادامه متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من مواد غذایی توزیع میکردم و وانت یخچالدار داشتم. شبها یخچال وانت را به برق میزدم و تا صبح در برق میماند. همسایهها نسبت به این مسئله اعتراض میکردند. من دو مغازه هم خریده بودم و همین حسادت همسایهها را بیشتر کرده بود. این اواخر درگیری ما شدت گرفته بود. من برای اینکه از دست همسایهها راحت شوم ماشینم را جای دیگری میبردم. محل پارک ماشین، نزدیک خانه خواهرم بود. روز حادثه خیلی خسته بودم و این وضعیت حالم را بدتر کرده بود. چون خیلی عصبی و خسته بودم تصمیم گرفتم خانه را بفروشم. به خانه رفتم و به همسرم گفتم باید رضایت بدهی خانه را بفروشیم اما او قبول نکرد.
این مرد گفت: زنم وسایلمان را خیلی دوست داشت و به آنها خیلی رسیدگی میکرد. من روی تخت بنزین ریختم و گفتم اگر قبول نکنی آن را آتش میزنم. شیشه بخاری شکسته بود یکدفعه گر گرفت و همه جا شعله گرفت. همسرم که آتش گرفته بود، خودش را به پایین رساند. همسایهها سریع از راه رسیده و آتش او را خاموش کردند و من هم خودم را خاموش کردم و بعد که آتش نشانی آمد به آنها کمک کردم تا خانه را خاموش کنیم. همسرم که خیلی شدید سوخته بود جانش را از دست داد.
من اصلا قصد آتش زدن او را نداشتم و فقط خانه را آتش زدم. در ادامه وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: موکل من قصد قتل نداشته و حتی تهدید به قتل هم نکرده است. او فقط قصد داشته همسرش را تهدید کند. بنزین را هم روی تخت ریخته است. ضمن اینکه همسایهها به جای اینکه زن را با پتو خاموش کنند با لباسهای نایلونی خاموش کردند که همین هم باعث شدت سوختگی شده است.
در ادامه، با دختر مقتول که در دادگاه حاضر نشده بود، تماس گرفته شد. این دختر گفت: ما در خانه بودیم که پدرم آمد. خیلی عصبانی و ناراحت بود.با مادرم درگیر شد و تخت را آتش زد. همین هم باعث شد که مادرم آتش بگیرد. من در طبقه پایین بودم و فرار کردم. بعد از اینکه خانه خاموش شد پدرم میخواست فرار کند که ما به پلیس گزارش دادیم.دختر درباره اینکه حالا کجا زندگی میکند، گفت: ما چهار خواهر و برادر هستیم که فعلا در خانه مادربزرگمان زندگی میکنیم و او از ما نگهداری میکند.
در پایان متهم برای بیان آخرین دفاع در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من اتهام را قبول ندارم. چون قصد کشتن همسرم را نداشتم. فقط از وضعیتی که همسایهها درست کرده بودند خسته شدم. حالا هم هرچه دارم از دست دادم. دارایی من توقیف شده و بچههایم جواب تلفنهای من را نمیدهند. درخواست دارم دادگاه به من کمک کند. در پایان قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند. قضات بعد از مشورت قتل را شبه عمد تشخیص دادند و متهم را محکوم به تحمل حبس و پرداخت دیه کردند اما رای صادر شده از سوی شکات مورد اعتراض واقع شد. در حال حاضر پرونده در دیوانعالی کشور در حال رسیدگی است و به زودی رای قضات عالی رتبه تکلیف نهایی پرونده را مشخص خواهد کرد.





