
هفت صبح | ۱۴۰۴ برای ایرانیان قطعا به عنوان یکی از تلخترین سالهای تاریخ به ثبت خواهد رسید. سالی سرشار از بغضهای فروخورده، سوگ و درد و بوی باروت و صدای موشک و تصویر ویرانی.سالی که وطن به خاک و خون کشیده شد و هموطنان زیادی به شهادت رسیدند.
در آخرین روزنامهای که امسال منتشر میکنیم، برخی جنایتها و حوادث را بازخوانی میکنیم.امید که کشور هرگز چنین روزهای تلخی را بار دیگر به خود نبیند.
قتلعام ۱۰ نفر در آمل
شامگاه ۲۳ مردادماه خیابان اندیشه ۲۳ آمل به صحنه یکی از هولناکترین جنایتهای سالهای اخیر بدل شد.صدای شلیک گلولههای پیدرپی از خانهای بلند شد و دقایقی بعد داماد خانواده با در دست داشتن اسلحه از خانه خارج شد.او که قصد فرار داشت وقتی اهالی محل را مقابل خود دید، با همان اسلحه خودکشی کرد.در مجموع، ۶ جسد در خانه کشف شد؛ اجسادی که با دستور بازپرس کشیک قتل، به سردخانه پزشکی قانونی منتقل شدند تا معاینات دقیقتر انجام شود.
اما هنوز شوک ماجرا تمام نشده بود. ساعاتی بعد روشن شد که داماد خانواده، پیش از آمدن به آمل، در شهر محل سکونتش مینودشت گلستان نیز دست به جنایتی مشابه زده بود. او در آنجا همسرش و دو پسر خود را به قتل رسانده بود. با این کشف تکاندهنده، شمار قربانیان به ۹ نفر رسید و با خودکشی عامل جنایت، این پرونده درنهایت ۱۰ کشته برجای گذاشت. آماری که این پرونده را به یکی از خونینترین جنایات خانوادگی سالهای اخیر در کشور تبدیل کرد.
از همان دقایق نخست، گمانهزنیها و شایعات گوناگونی در شبکههای اجتماعی و محافل محلی به راه افتاد. برخی نوشتند انگیزه عامل جنایت به دلیل زندانی شدن او و اختلاف با همسرش برسر وثیقه آزادی بوده است. طبق این روایت، او مدتی قبل به زندان رفته بود و وقتی همسرش حاضر نشد برای آزادی او وثیقه بگذارد، کینهای عمیق در دل گرفت و تصمیم به انتقام گرفت.
با این حال، بازمانده خانواده قزلسفلی تأکید میکرد که بسیاری از این شایعات، بهویژه داستان وثیقه زندان، ساخته و پرداخته فضای مجازی است. او میگفت اصل ماجرا چیزی جز سالها اختلاف و درگیری خانوادگی میان داماد و همسرش نبوده است. بازمانده خانواده گفت: «دامادمان و خواهرم از سالها قبل همیشه با هم اختلاف داشتند. درگیریهای آنها خیلی زیاد بود. بارها خواهرم میخواست از او جدا شود اما شوهرش به هیچ وجه حاضر به طلاق نمیشد. میگفت باید بین ادامه زندگی مشترک و مرگ یکی را انتخاب کنی. خواهرم چندین بار از خانهاش قهر کرده و به خانه پدرم آمده بود.بارها این رفت و آمد به خانه پدری و خانه شوهرش تکرار شده بود.»
بازداشت پژمان جمشیدی
پاییز امسال خبر بازداشت پژمان جمشیدی بازیگر سرشناس سینما و تلویزیون و انتقالش به زندان قزلحصار، تبدیل به یک بمب خبری شد.
ماجرا برمیگشت به اردیبهشت ماه که دختر جوانی شکایت خود را از جمشیدی با موضوع تجاوز به عنف به ثبت مراجع انتظامی و قضایی رساند. این دختر ۲۳ ساله که خود را از بازیگران جوان و تازهکار سینما معرفی کرد، با مراجعه به پلیس ادعای عجیبی مطرح کرد.او گفت: «چندی قبل سر یک پروژه سینمایی با پژمان جمشیدی آشنا شدم.
بعد از مدتی او به من وعده داد که میتواند با استفاده از روابطش من را به یک پروژه سینمایی مهم معرفی کند. من به حرفهای او دل خوش کرده بودم تا اینکه یک شب از من خواست تا مرا به خانه برساند، من سوار ماشینش شدم اما او مرا به خانهاش برد و به زور به من تعرض کرد؛ حالا هم از او شاکی هستم.» با شکایت زن جوان، پرونده از حیث بررسی ادعای تجاوز به عنف به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و تحقیقات اولیه در پرونده کلید خورد.
با طی روال قانونی در پرونده، متهم و شاکی روز ۲۸ مهر ماه بعد از گذشت چند ماه از ثبت شکایت و بعد از طی روند قضایی در جلسهای که جهت مواجهه حضوری و تکمیل تحقیقات تعیین شده بود، روبهروی هم قرار گرفتند.در تحقیقات ابتدایی آقای سوپراستار اتهام خود را قویا انکار کرد و اظهار داشت که شکایت شاکی را قبول ندارد. در این مرحله از تحقیقات، قضات دادگاه قرار وثیقه را به قرار بازداشت تبدیل کرده و تشخیص دادند که متهم تا تکمیل تحقیقات در زندان بماند که متهم و وکلایش به این تبدیل قرار اعتراض کردند.
اعتراض وکلا در دادگاه تجدیدنظر بررسی و مورد قبول واقع شد؛ به این ترتیب جمشیدی با تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه، از زندان آزاد و منتظر فرا رسیدن روز دادگاه شد.متهم در اولین جلسه دادگاه ادعا کرد که شب حادثه شاکی چند ساعتی در خانهاش مهمان بوده اما ارتباطی بین آنها برقرار نشده است.در آخر گفت: «به خاک مادرم من بیگناهم.» قرار بود دومین جلسه دادگاه جهت ثبت اظهارات شاهدان صبح روز نهم اسفندماه برگزار شود اما درست دقایقی قبل از شروع محاکمه، آژیر خطر در مجتمع دادگاه کیفری به صدا درآمد و با اعلام شروع جنگ، دادگاه تعطیل و محاکمه پژمان برگزار نشد.
قتل مبینا به دست شوهر سابق
قتل مبینا زارع یکی از پر سروصداترین اخبار جنایی امسال بود. مبینا دختر 20ساله مسلط به پنج زبان زنده دنیا، مدرس زبانهای انگلیسی و ترکی استانبولی و همچنین مترجم هتل اسپیناس بود. این جوان متولد 84 به دست شوهر سابق خود کشته شد که حدود یک سال قبل صیغه طلاق بین آنها جاری شده بود. مرد جنایتکار بعد از قتل، جسد مبینا را سوزانده و در باغ پدربزرگ خود رها کرده بود.
پدر مبینا درباره این حادثه گفته بود:«حدود چهار سال قبل بود که م.م به خواستگاری مبینا آمد. او از دخترم 15 سال بزرگتر بود.از حدود شش هفت ماه بعد از عقد بود که انگار شوهر مبینا کمکم خودش را نشان داد. خشونتهای شوهر مبینا بالاخره باعث شد که حدود یک و نیم سال قبل او به فکر طلاق بیفتد. اما آزارهای شوهر مبینا حتی بعد از طلاق او نیز ادامه داشت.ظاهرا روز حادثه شوهر سابقش به بهانه اینکه قصد مهاجرت دارد، از او خواسته بود برای خداحافظی سر قرار برود که این قتل را رقم زد و بعد از آن خودش از کشور گریخت.»
این پرونده مفتوح باقی مانده به دلیل اینکه تنها مظنون قتل پس از جنایت متواری شد.
خودسوزی پسر اهوازی
پاییز امسال جوان اهوازی به نام احمد بالدی در جریان درگیری با ماموران شهرداری اهواز، به خاطر اقدام آنها برای تخریب دکه اغذیهفروشی پدر احمد؛ دست به خودسوزی زد و جان سپرد. پدر احمد در روایت ماجرا گفت: «۲۱ سال است که این مغازه را دارم. ملک متعلق به شهرداری است و ساختمان مال من است که با شهرداری قرارداد دارم.
حدود سه ماه قبل بود که قرارداد من با شهرداری تمام شد. مدتی قبل برای تجدید قرارداد رفتیم ولی شهرداری با تجدید قرارداد موافقت نمیکرد. این دکه تنها ناندانی من برای خانواده هشت نفرهمان است.روز حادثه وقتی احمد متوجه شد ماموران برای تخریب دکه آمدهاند، داخل آنجا رفت و در را قفل کرد. او با تحریک ماموران اقدام به خودسوزی کرد.» پس از این حادثه دادستان اهواز اعلام کرد دستور رسیدگی همهجانبه به موضوع صادر شده است.
گم شدن دختران آبادانی
ستاره حیدری و مرضیه آلبوغبیش نام دو دختر آبادانی است که پاییز امسال به نامی آشنا در میان اخبار حوادث تبدیل شدند.
این دو دختر جوان به فاصله 50 روز به طرز مرموزی در یک نقطه مشخص از شهر آبادان ناپدید شدند و با وجود تلاشهایی که انجام شد اما هنوز هیچ ردی از آنها به دست نیامده است. پارکی که مرضیه و ستاره آنجا گم شدند پارک شاپور نام دارد و در نقطهای که در آنجا دوربین مدار بسته نصب نیست، هر دو دختر ناگهان ناپدید شدهاند. همین نقطه اشتراک بین این دو پرونده فقدانی کافی است که فرضیه سریالی بودن یک پروژه آدمربایی در ذهن مخاطبان فضای مجازی رقم بخورد.
تکرار سناریوی الهه حسیننژاد
ملیکا، طراح جوان یکی از شرکتهای مواد غذایی، هفتم بهمن پس از پایان ساعت کاری، در مسیر بازگشت به خانه ناپدید شد. او پس از پیاده شدن از مترو و ناکامی در یافتن خودروی اینترنتی، سوار یک خودروی عبوری شد و دقایقی بعد با ارسال موقعیت زنده برای دوستش نسبت به تغییر مسیر و رفتار راننده ابراز نگرانی کرد. تماس بعدی، فریاد و درخواست کمک بود؛
ارتباطی که ناگهان قطع شد و تلفن همراه خاموش ماند. دو روز بعد، جسد دختری جوان با آثار متعدد ضربات چاقو از کانال آبی در محدوده فشافویه کشف شد. بررسیهای اولیه نشان داد قتل در محل دیگری رخ داده و جسد برای از بین بردن آثار جرم به کانال آب منتقل شده است. پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی و شناسایی توسط خانواده، مشخص شد قربانی همان دختر گمشده است؛ پروندهای با شباهتهای بسیار به قتل الهه حسیننژاد.
متهم 39 ساله که ابتدا منکر جنایت بود در تحقیقات گفت: «سه فرزند دارم ولی مدتی است که با همسرم دچار مشکل شدم و در حال متارکه هستم. دیپلم ردیام اما کارم بلاگری است.» او در ادامه ادعا کرد به طمع سرقت گوشی و طلاهای ملیکا با او درگیر شده و با چاقو او را از پای درآورده است.
دی ماه خونین
در پی افزایش قیمت دلار در بازار و اعتراض بازاریان در اوایل دی ماه؛ موج این اعتراضات گسترده و منجر به بروز ناآرامیها در کشور شد.در این میان هزاران نفر از هموطنان ما به دست عوامل تروریست به شهادت رسیدند.
شروع جنگ و شهادت رهبر
نهم اسفند ماه امسال نیروهای نظامی اسرائیل و آمریکا با حمله به بیت رهبری جنگی را علیه کشورمان آغاز کردند که هنوز ادامه دارد. نخستین روز این حملات موشکی با شهادت رهبر انقلاب اسلامی همراه شد و در ادامه بسیاری از افراد نظامی و غیرنظامی در جریان حملات به شهادت رسیدند. حالا در آستانه نوروز کشورمان همچنان درگیر جنگ است.سالی که بهارش نیز با جنگ همراه بود حالا دارد با جنگ به پایان میرسد.

