
هفت صبح| دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده روز چهارشنبه ایران را تهدید کرد که این کشور را به «عصر حجر» بازخواهد گرداند. دقایقی بعد، پیت هگست، وزیر دفاع او نیز با انتشار پیامی کوتاه در شبکه اجتماعی ایکس، همین موضع را تکرار کرد و نوشت: «بازگشت به عصر حجر.» اصطلاح «بمباران تا بازگشت به عصر حجر» که ترامپ آن را به کار برد، بهطور معمول به معنای بمباران فرشی است؛ یعنی تخریب گسترده و سیستماتیک تمام زیرساختهای مدرن یک کشور، بهگونهای که آن جامعه به طور عملی از سطح توسعهیافتگی خود سقوط کرده و به وضعیت ابتدایی بازگردد.
با این حال، تهدیدهای اخیر ترامپ و مقامهای آمریکایی، پدیدهای جدید نیست؛ بلکه ادامه و بازتولید میراثی است که واشنگتن در دهههای گذشته در جریان عملیاتهای نظامی خود شکل داده؛ میراثی که در آن، تهدید به بمباران فرشی بارها مطرح شده و در مواردی نیز به اجرا درآمده است. کارشناسان معتقدند بمباران فرشی کشورها میتواند مصداق جنایت جنگی باشد. با این حال، چنین تهدیدهایی و حتی اجرای عملی آنها در سیاست نظامی ایالات متحده سابقهای طولانی دارد و به دورههای مختلف جنگی این کشور بازمیگردد.
ترامپ در سخنرانی خود درباره ایران چه گفت؟
ترامپ در سخنرانی سراسری خود در ساعات پربیننده تلویزیونی، با اشاره به ایران گفت: «ما در دو تا سه هفته آینده ضربات بسیار شدیدی به آنها وارد خواهیم کرد و آنها را به عصر حجر بازخواهیم گرداند، جایی که به آن تعلق دارند.» او در عین حال تأکید کرد که «گفتوگوها همچنان ادامه دارد» و افزود که این درگیری میتواند در همین بازه زمانی به پایان برسد؛ اظهاراتی که نشاندهنده همزمانی تهدید نظامی و ادعای پیگیری مسیر دیپلماتیک است. جنگ کنونی علیه ایران از ۹ اسفند و با حملات ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران آغاز شد. در پاسخ، تهران نیز اهدافی در اسرائیل و پایگاهها و منافع آمریکایی در برخی کشورهای خلیج فارس را هدف قرار داد.
تا لحظه تنظیم این گزارش، بیش از دو هزار ایرانی در این جنگ شهید شدهاند. همچنین هزاران هدف غیرنظامی از جمله بیمارستانها، مدارس، دانشگاهها و کارخانههای دارویی، در حملات آمریکا و اسرائیل مورد اصابت قرار گرفتهاند؛ موضوعی که از منظر حقوق بینالملل، نگرانیهای گستردهای را برانگیخته است. جانینا دیل در گفتوگو با الجزیره تأکید کرد که اگر منظور ترامپ از «بازگرداندن به عصر حجر»، نابودی ساختارها و ساختمانهایی باشد که یک جامعه مدرن را شکل میدهند، «این اقدام غیرقانونی خواهد بود، زیرا به معنای هدف قرار دادن مستقیم اهداف غیرنظامی است.»
به گفته او، زیرساختهایی که یک جامعه مدرن را تعریف میکنند شامل شبکههای انرژی، تأسیسات ارتباطی، صنایع غیرنظامی و مراکز آموزشی، فرهنگی و درمانی هستند. او افزود: «اعلام اینکه این اهداف بهطور گسترده مورد حمله قرار خواهند گرفت، در واقع اعلام نقض سیستماتیک و جدی قوانین دیرینه جنگ است.» بر اساس حقوق بشردوستانه بینالمللی، هدف قرار دادن عمدی اهداف غیرنظامی در جریان جنگ ممنوع است؛ اصلی که «کمیته بینالمللی صلیب سرخ» نیز بر آن تأکید دارد. گفتنی است ایران یکی از کهنترین تمدنهای انسانی را در خود جای داده و امپراتوریهای آن، قرنها پیش از شکلگیری ایالات متحده، در حوزههایی مانند مهندسی آب، راهسازی، نظامهای پولی و پیشرفتهای علمی و پزشکی نقش مهمی ایفا کردهاند.
جنایت جنگی علیه ایران
کارشناسان حقوق بینالملل نسبت به تهدیدهای دونالد ترامپ علیه ایران هشدار دادهاند و میگویند چنین اظهاراتی میتواند آمریکا را در مسیر تبدیل شدن به یک «دولت یاغی» قرار دهد؛ مسیری که در ادبیات حقوقی بینالمللی، به معنای فاصله گرفتن از قواعد الزامآور جنگ و مسئولیتگریزی در قبال غیرنظامیان است. استیون جی. رَپ، سفیر پیشین آمریکا در امور جنایات جنگی، روز چهارشنبه هشدار داد که تهدیدهای ترامپ برای بمباران نیروگاههای برق و تأسیسات آبشیرینکن در ایران، نشانهای نگرانکننده از بیاعتنایی به حقوق بشردوستانه است.
او که بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۵ در این سمت فعالیت داشت، گفت از تهدیدهای رئیسجمهور آمریکا در صورت باز نشدن تنگه هرمز و پایان نیافتن جنگی که ایالات متحده و اسرائیل یک ماه پیش آغاز کردهاند، به طور عمیق، نگران شده است. رپ که پیشتر ریاست دادستانی در «دادگاه کیفری بینالمللی برای رواندا» و نیز دادستان ارشد «دادگاه ویژه سیرالئون» را برعهده داشته، همراه با دو کارشناس دیگر حقوق بینالملل به شبکه خبری انبیسی گفته است که حتی صرفِ این تهدیدها میتواند مصداق بالقوهای از جنایت جنگی تلقی شود؛ چراکه در حقوق بینالملل، «نیت» و «اعلام قصد» نیز واجد اهمیت کیفری است.
رپ تأکید میکند حتی حمله به نیروگاههای برق هم میتواند مصداق جنایت جنگی باشد. او توضیح داد که شبکه برق ایران یکپارچه است و بخش نظامی از همان برق مورد استفاده غیرنظامیان بهره میبرد؛ بنابراین هرگونه حمله، آسیب گسترده و نامتناسبی به مردم عادی وارد میکند، آسیبی که بهوضوح با هر منفعت نظامی احتمالی« نامتناسب» است. براساس حقوق بشردوستانه بینالمللی، اهداف غیرنظامی نباید موضوع حمله یا اقدامات تلافیجویانه قرار گیرند، مگر آنکه بهطور مستقیم در خدمت اهداف نظامی باشند؛ آن هم مشروط به رعایت اصولی چون «تناسب» و «تفکیک». به بیان ساده، حتی در صورت استفاده نظامی از یک تأسیسات، حمله نباید به گونهای باشد که خسارت آن به غیرنظامیان از منفعت نظامی پیشی بگیرد.
نگاهی دوباره به غزه
سه مقام پیشین آمریکایی که در اعتراض به حمایت دولت جو بایدن از جنگ رژیم اسرائیل در غزه استعفا دادهاند، میگویند نباید تهدیدهای ترامپ را دستکم گرفت. جاش پال، انل شیلاین و هالا رهریت معتقدند نوعی «تمایل فزاینده به ارتکاب جنایات جنگی»، چه از سوی آمریکا و چه متحدانش، در حال شکلگیری است. شیلاین با اشاره به ویرانی گسترده زیرساختهای غیرنظامی در غزه گفت: «وقتی همه زیرساختهای غیرنظامی نابود شده، طبیعی است که چنین تهدیدهایی عادیسازی شود.» رهریت نیز افزود: «وقتی بیمارستان پس از بیمارستان، مدرسه پس از مدرسه بمباران میشود و خبرنگار پس از خبرنگار کشته میشود، این خشونت بهتدریج عادی میشود تا جایی که امروز، تهدید به حمله به زیرساختهای غیرنظامی حتی تعجبی برنمیانگیزد.»
آیا آمریکا پیشتر نیز چنین تهدیدهایی مطرح کرده است؟
عبارت «بمباران تا بازگشت به عصر حجر» بهطور گسترده با نام کرتیس لو می، ژنرال ارتش آمریکا شناخته میشود. او در کتاب خود در سال ۱۹۶۵، در اشاره به ویتنام شمالی نوشت: «ما آنها را به عصر حجر بمباران خواهیم کرد.» لو می پیشتر نقش کلیدی در اجرای بمبارانهای فرشی شهرهای ژاپن در جریان «جنگ جهانی دوم» داشت؛ حملاتی که بین ۲۴۰ تا ۹۰۰ هزار کشته بر جای گذاشت. او تا زمان جنگ ویتنام به بالاترین سطوح فرماندهی نظامی رسیده بود و در همان سال انتشار کتابش بازنشسته شد. هرچند او در برخی از خونینترین مراحل جنگ ویتنام دیگر در سمت رسمی نبود اما به نظر میرسد رهبران آمریکا در عمل، رویکردی مشابه توصیههای او را دنبال کردند.
جنگ ویتنام
جنگ ویتنام ریشه در تلاش فرانسه پس از جنگ جهانی دوم برای بازپسگیری مستعمره خود در هندوچین داشت. ملیگرایان ویتنامی به رهبری هو شی مین با نیروهای فرانسوی جنگیدند و در سال ۱۹۵۴ آنها را شکست دادند. پس از آن، ویتنام بهطور موقت در مدار ۱۷ درجه تقسیم شد: ویتنام شمالی تحت حکومت کمونیستی به رهبری هو شی مین و ویتنام جنوبی بهعنوان دولتی ضدکمونیست با حمایت آمریکا. ایالات متحده از کمکهای مالی و مستشاران نظامی در دهه ۱۹۵۰ تا مداخله کامل نظامی در اواسط دهه ۱۹۶۰، شامل اعزام گسترده نیرو و اجرای بمبارانهای وسیع، بهتدریج حضور خود را افزایش داد.
در دسامبر ۱۹۷۲، ریچارد نیکسون، دستور اجرای یک کارزار گسترده بمباران علیه ویتنام شمالی، بهویژه شهرهای هانوی و هایفونگ را صادر کرد؛ حملاتی که در آمریکا به «بمبارانهای کریسمس» معروف شد. ایالات متحده همچنین بمبارانهای سنگینی در ویتنام جنوبی، کامبوج و لائوس انجام داد و مدعی بود که پایگاهها و مسیرهای تدارکاتی دشمن را هدف قرار میدهد. در مجموع، این جنگ میلیونها کشته و زخمی، اعم از نظامی و غیرنظامی، بر جای گذاشت و به یکی از مرگبارترین درگیریهای قرن بیستم تبدیل شد.
جنگ اول خلیج فارس
در اوت ۱۹۹۰، صدام حسین، رئیسجمهور عراق، دستور حمله به کویت را صادر کرد. او رهبران کویت را به تولید بیش از حد نفت و کاهش قیمتها متهم میکرد؛ اقدامی که به گفته او، اقتصاد آسیبدیده عراق پس از جنگ طولانی با ایران را تضعیف کرده بود. عراق همچنین با استناد به ادعاهای تاریخی مربوط به مرزهای دوران عثمانی و بریتانیا، این حمله را توجیه کرد. ارتش عراق بهسرعت کویت را اشغال کرد و امیر این کشور، شیخ جابر الاحمد الجابر الصباح، به عربستان سعودی گریخت و دولت در تبعید تشکیل داد.
در ژانویه ۱۹۹۱، آمریکا ائتلافی از دهها کشور را برای بیرون راندن نیروهای عراقی تشکیل داد. این عملیات با نام «طوفان صحرا» شناخته شد. در همین زمان، جیمز بیکر، فرمانده آمریکایی، در دیدار با «طارق عزیز» در ژنو هشدار داد که اگر عراق عقبنشینی نکند، آمریکا آن را «به عصر حجر بازخواهد گرداند.» برخی تحلیلگران معتقدند که از این جنگ به بعد، آمریکا بهطور فزایندهای از تسلیحات دقیق استفاده کرده اما در مقابل، گروهی دیگر استدلال میکنند که استفاده گسترده از بمبهای غیرهدایتشونده، در عمل به تخریب وسیع زیرساختها و مناطق شهری انجامید، چیزی که شباهت زیادی به بمباران فرشی داشت.
پس از ۱سپتامبر
در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، ۱۹ هواپیماربای وابسته به القاعده چهار هواپیمای مسافربری آمریکایی را ربودند. دو هواپیما به برجهای مرکز تجارت جهانی در نیویورک برخورد کردند، یکی به پنتاگون اصابت کرد و چهارمی پس از مقاومت مسافران در پنسیلوانیا سقوط کرد. این حملات نزدیک به ۳ هزار کشته بر جای گذاشت و به آغاز «جنگ جهانی علیه تروریسم» از سوی آمریکا انجامید. در این میان، پرویز مشرف، نخستوزیر وقت پاکستان، بعدها روایت کرد که ریچارد آرمیتاژ، فرمانده نظامی آمریکا، به او هشدار داده بود در صورت عدم همکاری، کشورش «به عصر حجر بمباران خواهد شد.» به علاوه، در جریان جنگ جهانی دوم، ایالات متحده شهرهای ژاپن و مناطق تحت کنترل آن در آسیا، از جمله فیلیپین را بهطور گسترده بمباران کرد. در «جنگ کره» نیز بمبارانهای شدید آمریکا بهگفته برخی مقامات، تقریبا تمامی شهرهای کره شمالی را ویران کرد. این حملات ۹۵ درصد ظرفیت تولید برق و بیش از ۸۰ درصد ساختمانهای این کشور را نابود کرد.
جهان بر مدار قانون؟
مرور این نمونهها نشان میدهد که تهدید «بازگرداندن به عصر حجر»، تنها یک عبارت سیاسی تند نیست، بلکه ریشه در یک الگوی تاریخی در سیاست نظامی آمریکا دارد، الگویی که در آن، تهدید و اجرای بمباران گسترده زیرساختها، بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار و پیشبرد اهداف نظامی به کار گرفته شده است. در این چارچوب، اظهارات اخیر درباره ایران، بیش از آنکه یک استثنا باشد، ادامه همان روندی است که بارها در نقاط مختلف جهان تجربه شده، روندی که پیامدهای انسانی و زیرساختی آن، همواره فراتر از میدان جنگ گسترش یافته است. این مجموعه تحولات، از نگاه بسیاری از ناظران، تنها یک جدال نظامی نیست؛ بلکه آزمونی تعیینکننده برای اعتبار حقوق بینالملل و مرز میان «قدرت» و «قانون» است، مرزی که اگر فرو بریزد، پیامدهای آن نهفقط برای ایران، که برای کل نظم جهانی سنگین خواهد بود.






