
هفت صبح | در میانه یکی از پرتنشترین بحرانهای ژئوپلیتیکی دهههای اخیر، عبور محدود چند کشتی از تنگه هرمز، بار دیگر اهمیت این گلوگاه حیاتی انرژی را در کانون توجه جهانی قرار داده است. در شرایطی که تنگه هرمز به طور عملی بهدنبال جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران مسدود شده، گزارشها حاکی از آن است که علاوه بر شناورهای چین، پاکستان و ترکیه، شماری از کشتیها، از جمله شناورهایی وابسته به عمان، فرانسه و ژاپن، توانستهاند از این آبراه استراتژیک عبور کنند؛ عبوری که همچنان در هالهای از ابهام و پیچیدگیهای امنیتی قرار دارد.
عبور محدود کشتیها از گذرگاه بحران
چند کشتی پاکستانی، یک کشتی کانتینری فرانسوی، سه نفتکش مرتبط با عمان، یک نفتکش متعلق به ترکیه و یک کشتی حامل گاز متعلق به ژاپن از تنگه هرمز عبور کردهاند؛ در حالی که تنها تعداد محدودی از شناورها در هفتههای اخیر جرأت نزدیک شدن به این مسیر پرخطر را داشتهاند. بر اساس دادههای ردیابی دریایی، کشتی کانتینری متعلق به شرکت فرانسوی «سیامای» نخستین شناور غربی محسوب میشود که پس از بسته شدن عملی تنگه از سوی ایران، موفق به عبور از این مسیر شده است. این کشتی با نام «کریبی» که تحت پرچم مالت فعالیت میکند، در ۱۳ فروردین از تنگه عبور کرده و اکنون در حال حرکت به سمت جنوب در امتداد سواحل عمان است.
با این حال، هنوز مشخص نیست این کشتی چگونه توانسته مجوز یا امنیت لازم برای عبور از آبهای سرزمینی و تحت کنترل ایران را به دست آورد. نکته قابل توجه آن است که دادههای حملونقل نشان میدهد این کشتی پیش از عبور، مقصد خود را به «فرانسه» تغییر داده، اقدامی که احتمالا برای اعلام هویت مالک به مقامات ایرانی و کاهش خطر هدف قرار گرفتن انجام شده است.همچنین گزارشها حاکی از آن است که برخی از این کشتیها هنگام عبور، سامانههای موقعیتیاب خودکار (AIS) را خاموش کردهاند؛ اقدامی که به طور معمول در شرایط پرریسک نظامی برای کاهش احتمال رهگیری انجام میشود.
بازیگران آسیایی در مسیر هرمز
در کنار کشتی فرانسوی، دو نفتکش بسیار بزرگ و یک کشتی حامل گاز طبیعی مایع متعلق به شرکت «عمان شیپینگ» نیز از خلیج فارس خارج شدهاند. از سوی دیگر، شرکت ژاپنی «میتسوی» اعلام کرده که کشتی «سهار الانجی» که بخشی از مالکیت آن را در اختیار دارد نیز از تنگه عبور کرده است. این شناور نخستین کشتی مرتبط با ژاپن و همچنین نخستین حامل گاز طبیعی مایع است که از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند، این مسیر را طی کرده است. طبق دادههای موسسه «لویدز لیست اینتلیجنس»، از اول مارس تاکنون تنها حدود ۱۵۰ کشتی شامل نفتکشها و کشتیهای کانتینری از تنگه هرمز عبور کردهاند که بیش از ۷۰ درصد آن متعلق به ایران و باقیمانده آن نیز متعلق به کشورهایی مانند چین، هند و پاکستان بوده است.
بحران انرژی؛ هرمز بهمثابه گلوگاه جهان
تا پیش از آغاز جنگ، تنگه هرمز مسیر عبور حدود یکپنجم از عرضه جهانی نفت و گاز طبیعی مایع بود، نسبتی که اهمیت حیاتی این آبراه را در امنیت انرژی جهان نشان میدهد. با مسدود شدن این مسیر، قیمت سوخت در سطح جهانی بهشدت افزایش یافته و یکی از بزرگترین بحرانهای انرژی دهههای اخیر شکل گرفته است. افزایش قیمت نفت، بهسرعت به سایر بخشهای اقتصادی سرایت کرده و از هزینه حملونقل تا قیمت مواد غذایی را تحت تأثیر قرار داده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مدعی شده است که با پایان جنگ، قیمت بنزین بهسرعت کاهش خواهد یافت؛ با این حال، او هیچ راهکار مشخصی برای بازگشایی تنگه ارائه نکرده و حتی از متحدان آمریکا خواسته خود برای این کار اقدام کنند؛ موضعی که بهنوعی اعتراف ضمنی به محدودیتهای نظامی واشنگتن در این منطقه تلقی میشود. در مقابل، امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، تأکید کرده که بازگشایی تنگه از طریق عملیات نظامی «غیرواقعبینانه» است و تنها راهحل، مسیر دیپلماتیک خواهد بود. او همچنین از تلاش برای تشکیل ائتلافی بینالمللی جهت تضمین عبور آزاد کشتیها پس از پایان درگیریها خبر داده است.
تنگه هرمز؛ اهرم ژئوپلیتیکی ایران در برابر فشار غرب
تحولات اخیر در تنگه هرمز نشاندهنده تغییر موازنه قدرت در منطقه است. برخلاف روایت سنتی که بر برتری مطلق نظامی آمریکا تأکید داشت، اکنون این ایران است که با تکیه بر موقعیت جغرافیایی و توانمندیهای نامتقارن، یکی از حیاتیترین شریانهای انرژی جهان را تحت کنترل مؤثر خود درآورده است. بستن عملی تنگه هرمز حتی بهصورت محدود و کنترلشده، نهتنها فشار اقتصادی قابل توجهی بر غرب وارد کرده، بلکه نشان داده که در معادلات جدید، ابزارهای ژئوپلیتیکی کلاسیک مانند جغرافیا همچنان تعیینکنندهاند.
این وضعیت، آمریکا و متحدانش را در موقعیتی دشوار قرار داده است. حال، یا باید هزینههای سنگین یک درگیری گستردهتر را بپذیرند، یا به سمت مذاکره و به دنبال آن، پذیرش واقعیتهای میدانی حرکت کنند. از این منظر، عبور محدود کشتیها، آن هم با هماهنگیهای خاص و کسب مجوز عبور از ایران، بیانگر مدیریت هوشمندانه یک اهرم فشار است؛ اهرمی که میتواند در آینده امتیازات قابل توجهی برای ایران به همراه داشته باشد.
به بیان دیگر، ایران توانست با این ابتکار، نشان دهد که قدرت فقط با جنگافزارهایی مانند بمبهای هستهای و سلاحهای استراتژیک تعریف نمیشود، بلکه ابزارهای ژئوپلیتیک و استراتژیکی مانند تسلط بر تنگهای که محل عبور و مرور بخش قابلتوجهی از انرژی جهان است، میتواند بزرگتر و تاثیرگذارتر از هر سلاحی عمل کند. از این رو، عبور معدود کشتیها از تنگه هرمز، در دل یک بحران گسترده، بیش از آنکه نشانه بازگشت به وضعیت عادی باشد، بازتابی از پیچیدگیهای یک نبرد چندلایه است؛ نبردی که در آن، اقتصاد، سیاست و جغرافیا بهطور همزمان نقشآفرینی میکنند.
در چنین شرایطی، تنگه هرمز نهفقط یک مسیر دریایی، بلکه به صحنهای تعیینکننده برای بازتعریف موازنه قدرت در جهان تبدیل شده است؛ جایی که هر عبور، پیامی سیاسی و هر توقف، هشداری ژئوپلیتیکی در خود دارد.





