روزنامه هفت صبح، اشکان عقیلیپور| آقا بنده بارها و بارها از همین ستون وزین، خدمتتون عرض کردهام که کرونا خوبیهای بسیاری داشت و بارها و بارها هم مثالهای فراوانی خدمتتون عرض کردم. از کنسل شدن ختم و هفت و چهل و عروسی و پاتختی و حنابندون بگیر الی آخر…
یکی دیگه از محسنات این ویروس منحوس، این بود که خلق الله فهمیدن خیلی از کارها رو با تماس تصویری میشه انجام داد و اساسا نیازی نیست هِلِک هِلِک بلند شی بری فلان جا مثلا برای جلسه. با همون زیر شلواری تو خونه خودت هم میشه این کار رو انجام داد. یه پیراهن تنت میکنی و میری پشت میز کامپیوترت و تمام. یا خیلی از کلاسهای مدرسه، اساسا نیازی نیست حضور به هم برسانیم و توی تخت و در جوار بالشتِ ناز هم میشه علم آموخت و خیلی کارهای دیگه که خودتون بهتر از بنده میدونین…
امروز متوجه شدم که این داستان، طبق معمول دیگه شوریاش به کوری رسیده و داره مثل همه چیزهای دیگر که درش افراط میکنیم، داره گندش درمیاد.امروز صبح که بلند شدم و دیدم لوله ترکیده و کفِ آشپزخونه رو آب گرفته، از اونجایی که دانش فنیام در حد جلبک هست و فنیترین کاری که بلدم، تعویض لامپه، لذا بدون اینکه سرسوزنی به خودم فشار بیارم و کوچکترین کنجکاویای بکنم یا خدای نکرده به دنبال ریشه مشکل باشم، خیلی راحت ولو شدم روی کاناپه و با یک سرچ ساده، به آگهی بسیار جالب توجهِ «خدمات ترکیدگی لوله با رعایت کلیه موازین بهداشتی» برخوردم و تماس گرفتم. شرح واقعه و مصیبت را به آقای بسیار خونسردِ اون ور خط عرض کردم و ایشون فرمودن که با همین شماره میتونن تماس تصویری بگیرن یا نه…
خب، یه خورده برام اذیتکننده بود که یهو با شخصی که در محیط حقیقی، زیارت نکرده بودم، یه ضرب وارد فضای مجازی بشم… ولی چارهای نبود… تا به حال برای دوستان خدمات ترکیدگی لوله، موهایم را شانه نکرده بودم و الان هم برایم سواله که چرا سریع ریخت و قیافهام رو درست کردم. بگذریم…
استاد ترکیدگی لوله تماس گرفتند و بعد از آشنایی بیشتر و زیارت روی ماهشان، فرمودند که: « ببینم…»چند ثانیهای طول کشید تا تونستم بگم: « ببخشید… چیو؟» / « اونجا که میگی آب ریخته…» گوشی به دست، وارد آشپزخانه شدم و با همراهیِ حضور مجازی ایشان به زیرِ سینک ظرفشویی رفتیم که تجربه جدید و زیبایی بود. با راهنماییهایی که میفرمودن، گوشی را به چپ و راست میچرخاندم و کلیه زوایا را برایشان نشان میدادم…
و نهایتا ایشان عملیات را شروع کردند: - « ببین منو…» / « جان…» / « زانویی رو باز کن…» / « جااان؟…» استاد مجبور شد در ابتدا مفهوم زانویی را با سعه صدر برایم توضیح دهد و فهمیدم که قسمتی از لوله زیر سینک است و پس از آن با روش بازکردنش آشنا شدم… صبح زیبایی برایم بود که محتویات داخل زانویی را دیدم. بعد از بهبود حال تهوع، با معنی «واشر» آشنا شدم و استاد بعد از دیدن واشر از طریق تماس تصویری، فرمودن که باید عوض بشه.
- « پس تشریف میارین برای تعویض؟» / « نه دیگه…برات پیک میکنم و همینجوری بهت میگم چجوری تعویضش کنی. مبلغش هم قابل شما رو نداره… شماره کارت میفرستم، بیزحمت واریز کنین.» خب، البته من فکر میکنم انسانهای دیگر، استفادههای زیباتری از تماس تصویری میکنند ولی من با عزیزان متخصص ترکیدگی لوله روزگارِ امروزم گذشت و کلی هم کار یاد گرفتم… حالا من هی میگم کرونا خلاقیتها رو برده بالا شما بگو نه… دوست لولهکش، دراز کش در داخل منزل، مشغول پول درآوردن هستند.



