روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری| سالهاست که با حالتی عادی تلفن را برمیداریم، شماره شرکتی را میگیریم و از آنها میخواهیم کسی را برای تمیز کردن خانه یا راهپلهها بفرستند و چرک مزمن لای کاشیها را بسابد. مدتهاست که استخدام پرستار چیز عجیبی نیست و خیلی از ما برای مراقبت از پدر و مادر پیر و بیمارمان، غریبهای را به خانه میآوریم تا حمامش کند و قاشق قاشق غذا در دهانش بگذارد.
خیلیوقت است که کارهای روزانهمان را تقسیم کردهایم و به آدمهای مختلفی پول میدهیم تا نیازهایمان را رفع کنند. ماشین گِلیمان را بشویند، پاشنه پاهایمان را تمیز کنند و پوستهای مردهاش را بکنند، برای مهمانیهایمان غذا بپزند و سینی چای را بچرخانند، از روز نسبتاً بزرگ و مهممان فیلم بسازند، کمر شلوارمان را تنگ کنند، پوشال کولرمان را عوض کنند و غیره. اما هنوز شغلهایی وجود دارند که تا اطلاع ثانوی «عجیب» بهنظر میرسند.
میدانستید آدمهایی هستند که پول میگیرند و بهجای شما در صفهای طولانی میایستند؟ تصور کنید یک نفر را استخدام کردهاید تا قابلمه در دست در صف قیمه بایستد، یا در روزهای جشنواره فیلم آرامآرام به سمت باجه فروش بلیت جلو برود.یکی دیگر از شغلهای عجیب دنیا (البته نه در کشور ما) «بغلکن» است.
خیلیها معتقدند یک بغل گرم و صمیمی میتواند از سنگینی وزن مشکلات بکاهد. آدمهایی هستند که آن آغوش گرم رایگان را ندارند، پس در ازایش پول میدهند تا متخصص بغل از راه برسد و آغوش اجارهایش را بگشاید.در لیست شغلهای عجیب، ساقدوش مخفی هم وجود دارد. ساقدوش مخفی کسی است که پول میگیرد تا شکیل و آراسته در کنار عروس باشد و اعمال ناتمام جشن عروسی را به او یادآوری کند و در زمان خستگی و اضطراب و حملات عصبی و میل به فرار، به او دلداری بدهد و مشکلات احتمالی را حل کند.
اما «پری دریایی حرفهای» در مقام اول عجیبترین مشاغل قرار دارد. آدمهایی هستند (همچنان نه در کشور ما) که برای مهمانیهایشان پری دریایی استخدام میکنند. جمله عجیبی است اما حقیقت دارد. باید گوشی را بردارید، شمارهای بگیرید و به کسی که آن سوی خط است بگویید: «سلام، برای آخر هفته یک پری دریایی حرفهای میخوام.» و کسی با دم درخشان ماهی، دقایقی طولانی در آکواریومتان شنا خواهد کرد. البته در صورتی که آنطور که رزومهاش نشان میدهد «حرفهای» باشد و وسطهای نمایش خفه نشود و جنازهاش روی آب نیاید.



