روزنامه هفت صبح، تیمور مستور | در سال ۱۳۴۶ همه طرف‌های درگیر در فوتبال تهران دل خوشی از شاهینی‌ها نداشتند. حتی خود شاهینی‌ها هم درگیر اختلافات داخلی بودند که شماره قبل جزئیاتش را برایتان نوشتم. قهرمانی شاهین در جام حذفی ۱۳۴۲ و قهرمانی‌اش در لیگ تهران در سال ۱۳۴۴ اهمیت شاهین را بیش از پیش نشان داده بود. اما… رقبایش چشم دیدنش را نداشتند.

اول از تاج شروع کنیم. تیم پرطرفدار تهران که در دهه سی هفت بار قهرمان تهران شده بودند اما از سال ۴۱ هیچ مقام درخوری به‌دست نیاورده بودند. تاجی‌ها رقیب شاهین در محبوبیت میان تماشاگران بودند و به‌رغم برخی همکاری‌ها با شاهین به‌عنوان دو باشگاه بخش خصوصی، تاج و مدیرش تیمسار خسروانی همیشه دوست داشت تمایز خود را نسبت به شاهین نشان دهد؛ به‌عنوان تیمی نزدیک به دربار در مقابل چهره دموکراتیکی که شاهین از خود به نمایش می‌گذاشت.

پس تاج هر نشانه زوال شاهین را با لذت دنبال می‌کرد. به‌خصوص از وقتی که تاج با از دست دادن ستاره‌هایش مثل جدیکار و شرفی و کوزه‌کنانی و حبیبی و عارف قلی‌زاده به تیمی معمولی بدل شده بود. از آن‌سو دارایی که نزدیکی محسوسی با فدراسیون داشت، شاهین را بزرگ‌ترین مانع استیلا بر فوتبال ایران می‌دید. سرودی رئیس فدراسیون فوتبال به شکل علنی از شاهین دلخور بود. به‌خاطر همان ماجرای توهین غیرمستقیم طرفداران شاهین به شاه در بازی سال ۱۳۴۲ و گفتن شا…هین.

و دیگری طغیان شاهینی‌ها و قهر شش بازیکن کلیدی تیم ملی که موجب شد موفقیت بزرگ فدراسیون سرودی در راهیابی تیم ملی به المپیک به سقف ظرفیت خود نرسد. از آن‌سو مثلا حسین فکری به‌عنوان سرمربی تهرانجوان که به گرایشات چپگرایانه معروف بود هم دل خوشی از شاهینی‌ها نداشت. او تیم ملی را با حمایت سرودی به المپیک توکیو رساند اما بهانه‌گیری شاهینی‌ها موجب شد تا او تیم دست و پا بسته‌ای را در مسابقات المپیک داشته باشد.

مضاف برآن‌که فکری بدش نمی‌آمد پرچم تیم مردمی و مترقی پایتخت در دست او و شاگردانش در تهرانجوان باشد. همه این‌ها را داشته باشید تا همان تیرماه کذایی ۱۳۴۶٫ در بازی مشهور شاهین و تهرانجوان در هفته یازدهم. تنها دو هفته دیگر به پایان رقابت‌ها باقی مانده بود. شاهین به‌رغم همه اختلافات و مشکلات اول فصل، تا این هفته در صدر جدول قرار داشت و دارایی و پاس را در یک قدمی خود می‌دید. حالا در ملاقات حساس با تهرانجوان همه مقامات در امجدیه جمع شده‌اند.

در کنار ۱۲ هزار تماشاگر. شاگردان حسین فکری (تهرانجوان) تهاجمی بازی را شروع می‌کنند و خطای سخت تهرانجوانی‌ها همان ابتدای بازی روی فریدون ممبینی بازیکن جوان خوزستانی شاهین،‌ موجب به تشنج کشیدن بازی می‌شود. در همین فعل و انفعالات و در حالی‌که دو تیم بر اعصابشان مسلط نیستند، داور در دقیقه ۲۰ خطای ابراهیم آشتیانی دفاع راست جوان شاهین را مستحق کارت قرمز می‌داند. این اخراج چنان غیرمترقبه بود که شاهینی‌ها را از خشم دیوانه می‌کند. این تشنج به روی سکوها هم کشیده می‌شود.

مشخص نیست که داوود حیدری این اخراج را به‌خاطر کنترل بازی متشنج دو تیم انجام داد یا واقعا آن خطا مستحق اخراج مستقیم بوده و یا این‌که شایعات در مورد نزدیکی او به باشگاه دارایی درست بوده است! شکست احتمالی شاهین در این بازی هم به‌نفع تهرانجوان بود (قاعدتا) و هم به‌نفع نزدیک‌ترین رقیب و سوگلی فدراسیون یعنی دارایی. مضاف بر این‌که دقیقه ۳۲ تهرانجوان یک گل هم وارد دروازه شاهین ده نفره می‌کند و نیمه اول را پیروز به رختکن می‌روند.

بین دو نیمه امیرمسعود برومند سرپرست شاهین کاغذی را به خواجه نوری مدیرباشگاه می‌دهد که حاوی اعتراض به حضور یک بازیکن دو‌اخطاره در ترکیب تهرانجوان است. یعنی قاسم طیبی. خواجه نوری نامه را به دست سرودی که با لباس نظامی در جایگاه نشسته است می‌رساند و همراه هم به اتاق پشت جایگاه می‌روند و ناگهان مشخص نیست که چگونه سرودی به خواجه نوری که مرد بسیار محترمی بود حمله‌ور می‌شود و او را با یاری همراهانش به‌شدت کتک می‌زنند.

شاید همه یاغی‌گری‌های پیشین شاهینی‌ها در ذهن سرودی مجتمع می‌شوند و ناگهان چنین واکنش عجیبی را نشان می‌دهد. ماجرا از آنجا عجیب‌تر می‌شود که در نیمه دوم شاهین ده نفره با هت‌تریک ناظم گنجاپور سه بر یک شاگردان حسین فکری را شکست می‌دهند تا نشان دهند بخت اول قهرمانی هستند.

همین مسئله خشم سرودی را دو چندان می‌کند و با بهانه‌جویی‌های عجیب و همین‌طور توسل به رفیق دوران جوانی‌اش تیمسار خاتم که فرمانده نیروی هوایی بود، ‌فردای همان روز حکم انحلال باشگاه شاهین را (به بهانه غیرقابل کنترل بودن تماشاگران این تیم) به امضای قراگوزلو رئیس سازمان تربیت بدنی می‌رساند و تنها سه روز پس از بازی شاهین و تهرانجوان، شاهینی‌ها منحل می‌شوند! شاهین با ستارگانی مثل بهزادی و کلانی و گنجاپور و جاسمیان و وطنخواه و آشتیانی در دو هفته مانده به پایان بازی‌ها و در حالی‌که صدرنشین بازی‌هاست!

در نهایت دارایی از این اتفاق بیشترین استفاده را می‌کند و با تکیه بر دو گوش استثنایی خود یعنی جلال طالبی و اکبر افتخاری موفق می‌شود در رقابتی بسیار نزدیک با پاس، قهرمان شود. پاس با امتیاز مشابه دوم و تهرانجوان با شش امتیاز اختلاف نسبت به صدر جدول سوم می‌شود. تاج باز هم از قرار گرفتن در کورس ناکام می‌ماند. علی جباری بهترین بازیکن آنهاست و کامبیز جمالی پرتجربه‌ترین و غلامحسین فرزامی مطمئن‌ترین. رنسانس تاج از سال بعد شروع می‌شود. داستانش را می‌نویسم.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.