روزنامه هفت صبح، ‏‏مهدی بذرافکن | تمامِ ناتمام… ‏پرچمدارِ «تمام شد» ‏شیرین‌ترین و دلنشین‌ترین جمله‌ای که فروشنده روزنامه می‌تواند در پاسخ به سوالم درباره موجود بودن روزنامه موردنظرم حواله‌ام کند این است:«تمام شده.» این تمام شدن به معنای ناتمامی است؛ روزنامه آنقدر خوب بوده، محتوایش آنقدر خوب بوده که خریدار داشته، در نتیجه تمام شده.

‏تمام شده اما در اصل تمام نشده؛ تمام شده‌ها آنهایی هستند که هستند و خریداری ندارند نه آنهایی که نیستند! احتمالا کمی فلسفی شد؛ نشد؟!‏عادت دارم هر وقت پیش می‌آید و به کشوری سفر می‌کنم سراغ بهترین روزنامه‌های آنجا می‌روم و احوالشان را می‌پرسم، ببینم تمام شده‌اند یا نه!

‏زمانی در استانبول ترکیه احوال «صباح» و «حریت» را گرفتم؛ تمام شده بودند. ‏در دوبی امارات احوال «گلف نیوزِ» ۱۵۰ صفحه‌ایِ تمام گلاسه را گرفتم؛ تمام شده بود. ‏در مسقط عمان احوال «مسقط دیلی» را گرفتم؛ گرفتم اما در حال تمام شدن بود. ‏در آلماتی قزاقستان سراغ «یگمن» را گرفتم در حال تمام شدن بود.

‏در ایران اما سال‌ها پیش ما اوایل دهه شصتی‌ها که روزنامه‌خوان ورزشی بودیم هروقت دنبال «ابرار ورزشی» می‌گشتیم اگر دیر می‌جنبیدیم این جمله آشنا را از فروشنده روزنامه می‌شنیدیم:«تمام شده.» ‏بعد از ابرار ورزشی این «خبر ورزشی» بود که زود تمام می‌شد. ‏از روزنامه‌های غیر ورزشی هم هر وقت احوال همشهری را می‌گرفتیم تمام شده بود.

‏چند سال بعدش صبح امروز، جامعه، نشاط و… هم زود تمام می‌شدند. ‏بعدترش «شرق» تمام می‌شد. واقعیتش از بعد روزنامه شرق دیگر در خاطرم نیست روزنامه‌ای زود تمام شود؛بعضی اوقات«اعتماد.» ‏دیگر کمتر این جمله دلنشین را از فروشندگان روزنامه می‌شنیدیم.
‏دیگر روزنامه‌ها معمولا همیشه موجود بودند و تمام نمی‌شدند.

‏با این حال و در بحرانی‌ترین سال‌های مطبوعات ایران «هفت صبح» پرچمدار «تمام شدِ» روزنامه‌های ایران است. ‏هنوز هم معمولا اگر دیر بجنبیم این جمله دلنشین را از فروشندگان روزنامه می‌شنویم: «هفت صبح تمام شده.» ‏ برایت آرزو می‌کنم همیشه زود تمام شوی تا همیشه ناتمام بمانی هفت صبح….

* ‏نکته: مطلب من درباره روزنامه‌های سراسری است وگرنه در باب روزنامه‌های استانی و منطقه‌ای «خبرجنوب» و «خراسان» هم در مناطق خود زود تمام می‌شدند و می‌شوند.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - تک نگاریاینجا کلیک کنید.