روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | آیت‌الله خمینی هوش و قدرت رهبری خود را در حوادث ۲۰ تا ۲۲ بهمن به تمامی نشان داد. تزلزل رژیم پهلوی را به طور کامل درک کرده و از پشتیبانی بزرگ مردم هم بعد از استقبال ۱۲ بهمن مطمئن بودند. پس وقتی داستان زدوخورد پادگان دوشان تپه را شنیدند و در حالیکه فرمانده نظامی تهران ساعت حکومت نظامی را ساعت ۴ بعد از ظهر اعلام کرده بود و برخی روحانیون مثل آیت‌الله طالقانی هم درصدد دعوت مردم به آرامش بودند، این امام خمینی بود که با همان ذکاوت همیشگی‌شان حکم حکومت نظامی را بی‌ارزش دانستند و از مردم خواستند در خیابان‌ها حضور داشته باشند.

ماجرا از جمعه بیست بهمن شروع شد. وقتی تلویزیون بعد از اخبار شبانگاهی فیلم کامل ورود امام به تهران را پخش کرد. صبح روز دوازدهم پخش مستقیم این فیلم از میانه قطع شده بود و با اصرار تماشاگران تلویزیون به پخش کامل آن تن داده بود. در خوابگاه دانشجویان همافری پادگان دوشان تپه در اولین تصویری که ازآیت‌الله خمینی روی صفحه تلویزیون می‌رود صدای صلوات همافرها بلند می‌شود. این صلوات‌ها و ابراز احساسات همافران جوان و کارآموزان همافری موجب خشم اعضای گارد سلطنتی می‌شود که چند روزی بود در پادگان مستقر بودند.

حضور یک افسر گارد در خوابگاه و جرو بحث با همافرها و سپس تیراندازی با کلت کمری به سوی همافرها جرقه یک شعله بزرگ را زد. سپس بقیه اعضای گارد هم به خوابگاه و رستوران هجوم بردند. زد و خورد بالا می‌گیرد و اهالی خیابان فرح آباد (خیابان پیروزی)متوجه این اتفاق می‌شوند و در بیرون پادگان تجمع می‌کنند. آیت‌الله قدوسی از طرف امام در بین تظاهرات کنندگان ظاهر می‌شود و در حالیکه به نظر می‌رسید مردم کم کم متفرق شوند پیامی از داخل پادگان پیچیده شده روی یک سنگ به بیرون پرتاب شد که روی آن نوشته شده بود:‌۹ کارآموز همافری و سه کارآموز درجه‌داری شهید شده‌اند و چهل نفر هم زخمی شده‌اند که جانشان در خطر است‌. اجتماع مردم اطراف پادگان ادامه پیدا می‌کند.

ساعت سه صبح تانک‌های گارد جاویدان در خیابان فرح‌آباد پدیدار می‌شوند و به سوی مردم تیراندازی می‌کنند. همافرها و کارآموزهای داخل پادگان بعد از غافلگیری اولیه خودرا سازماندهی کرده و شروع به مقاومت کردند. صبح روز شنبه ۲۱ بهمن مردم در میدان ژاله و خیابان فرح‌آباد تجمع کرده بودند و به نوعی پادگان را تحت محاصره خود داشتند. کم کم برخی شجاعت پیدا کردند که برای دفاع از همافرها وارد پادگان شوند.

وقتی اطلاعیه برقراری حکومت نظامی خوانده می‌شود آیت‌الله خمینی تاکید می‌کنند که مردم در خیابان‌ها بمانند. مینی‌بوس‌ها و ماشین‌های وابسته به ستاد کمیته امام خمینی، با بلندگو، لغو اعلامیه فرماندار نظامی را در سطح تهران اعلام کردند. آیت‌الله‌‌خمینی مثل همیشه در تحلیل دورنمای اتفاقات از همه جلوتر بودند. به نظر می‌رسید ارتش به ابتکار رحیمی فرماندار نظامی تهران درصدد تبدیل این اتفاقات به یک کودتای خونین به نفع حکومت باشد. اما این بار همه چیز متفاوت بود.

در همین روز است که بختیار سعی می‌کند اوضاع را تحت کنترل نشان دهد و در مورد مقدمات برگزاری انتخابات و رفراندوم حرف‌هایی می‌زند. اما دیگر کار از کار گذشته است. کم کم سنگربندی در خیابان‌های مرکز و شرق تهران شکل می‌گیرد. سیدخندان‌،‌ مجیدیه‌، ‌میدان فوزیه، ‌خیابان شهباز شاهد این سنگربندی‌‌هاست‌. سلاح‌هایی هم بین مردم توزیع می‌شود. شاخه‌های نظامی گروه‌های چریکی هم وارد کارزار می‌شوند. جو الکس موریس خبرنگار لس آنجلس تایمز در درگیری‌های ۲۱ بهمن تیر می‌خورد و کشته می‌شود.

در نیمه شب بیست و یک بهمن سرلشگر ریاحی از فرماندهان گارد به همراه دو تن از خدمه یک تانک به چنگ مردم می‌افتند. سربازها کشته می‌شوند و ریاحی در حالیکه گلوله خورده و در حال ناسزا گفتن به محمدرضا پهلوی بود به چنگ مردم می‌افتد‌. تیپ زرهی قزوین که برای کمک به گارد در حال حرکت به سمت شرق تهران بود در عصر بیست و یک بهمن گیر ازدحام مردم می‌افتد و مورد حمله مسلحانه قرار می‌گیرد و در خیابان سپه زمینگیر می‌شود.

یک واحددیگر گارد هم در حوالی خیابان سبلان به محاصره می‌افتد. کلانتری‌های تهران هم یک به یک سقوط می‌کنند. بیشترین مقاومت از سوی کلانتری شش در میدان گرگان است. پادگان جی در غرب تهران، پادگان عشرت آباد و دیگر پادگان‌های تهران سقوط می‌کنند. در شب بیست و یک بهمن مردم به سمت انبار تسلیحات حمله می‌کنند. در خیابان فرح‌آباد. یک واحد گارد مامور دفاع از این انبار است. نبرد سختی شکل می‌گیرد و بالاخره این انبار فتح می‌شود و صدها قبضه کلت و تیربار و نارنجک و مسلسل به دست مردم عادی می‌افتد‌…این داستان تا روز بیست و دوم بهمن ادامه پیدا می‌کند.

زندان اوین، ساواک سلطنت آباد، مجلسین سنا و شورا،‌ رادیو و تلویزیون، نخست وزیری، ژاندارمری و شهربانی، به دست مردم تصرف می‌شود. در کمتر از ۳۶ ساعت و در جنگ‌های شدید خیابانی که حداقل ۲۳۵ شهید برجای گذاشت (برخی ارقام معتبر دیگر این رقم را بیش از ۴۰۰ نفر گزارش کرده‌اند‌) حکومت ۵۳ ساله پهلوی به پایان خود می‌رسد. ایران از یک نقطه عطف بزرگ تاریخی با سرعت و شتابی خیره کننده عبور می‌کند.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - تک نگاریاینجا کلیک کنید.