
هفت صبح| چند ماه از روزهایی میگذرد که اختلالهای فنی در بانکهای سپه و پاسارگاد و فضای پرتنش منطقهای، مردم را نگران دسترسی به خدمات بانکی کرده بود. آن دوره گذشت، سامانهها پایدارتر شد و خبری از صفهای شلوغ آن روزها نیست. با این حال، اشتیاق مردم به نگهداشتن پول نقد، اخیرا دوباره بالا رفته است. اینبار خبری از جنگ نیست. تمایل به داشتن پول نقد، بیشتر شبیه یک تصمیم احتیاطی است. خیلیها میگویند «بد نیست چند میلیون پول نقد در خانه باشد»؛ همین جمله ساده، در روزهای اخیر منجر به افزایش مراجعه به خودپردازها و شعب بانکها شده است.
اقتصاد ایران سالهاست که با پول الکترونیکی میچرخد. بیشتر پول مردم، عددی است روی صفحه موبایل یا مانیتور بانک. کارتبهکارت، انتقال حسابی و پرداختهای آنلاین، جای اسکناس را گرفتهاند. با این حال، پول کاغذی هنوز جای خودش را دارد؛ مخصوصاً وقتی پای اطمینان خاطر وسط میآید. سهم اسکناس و ایرانچک از کل پول کشور کم است و به زیر دودرصد رسیده است اما اثر روانی آن بالاست. همین سهم کم، وقتی تقاضا ناگهان بالا میرود، شبکه بانکی را تحت فشار میگذارد. در هفتههای اخیر، این فشار دوباره خودش را نشان داده است.
خودپردازها محبوبتر از معمول
افزایش مراجعه به خودپردازها، اولین نشانه این تغییر رفتار بود. در برخی ساعات، مخصوصاً عصرها و آخر هفته، دستگاهها زودتر از معمول خالی میشدند. بعضیها مجبور بودند از یک خودپرداز به خودپرداز دیگر بروند یا سراغ شعب بانکها بروند.
این وضعیت، هرچند بحرانی نبود، اما نشان داد که شبکه پولرسانی برای موجهای ناگهانی تقاضای نقدی، چندان انعطافپذیر نیست.
سقف برداشت، مسئله همیشگی
یکی از موضوعاتی که دوباره به بحث روز تبدیل شد، «سقف برداشت نقدی» است. تا چند روز پیش، برداشت نقدی از شعب تا ۱۵ میلیون تومان هم ممکن بود. حالا این سقف بهطور محسوسی پایین آمده و سقف برداشت روزانه حولوحوش ۳ میلیون تومان میچرخد. البته به شرط آن که پول نقد کافی در شعبه وجود داشته باشد. این رقم شاید برای خریدهای روزمره کافی باشد، اما برای کسی که میخواهد «چند میلیون برای احتیاط» کنار بگذارد، محدودکننده است. نتیجهاش هم روشن است و شاهد مراجعههای مکرر، شلوغی شعب و فشار بیشتر بر سیستم هستیم.
بانکها یکسان عمل نکردند
در این میان، عملکرد بانکها یکدست نبود. برخی بانکها توانستند بهتر پاسخ بدهند و برخی دیگر با کمبود اسکناس روبهرو شدند اما بیشترین گلایهها متوجه بانک ملی است. بانک ملی، بهدلیل اندازه و گستره فعالیتش، نقش مهمی در پولرسانی دارد. همین موضوع باعث میشود هر ضعف یا تأخیر، بیشتر به چشم بیاید. تجربههای میدانی در برخی شهرها نشان میدهد که به رغم مسئولیت بانک ملی در تزریق اسکناس به شبکه بانکی کشور، در برخی استانها، اولویت توزیع پول نقد، بیشتر به شعب و خودپردازهای خود بانک ملی داده شده و سایر بانکها در مرحله بعد قرار گرفتهاند.
احساس بیعدالتی از کجا میآید؟
از نگاه مردم، پول نقد بخشی از نیاز عمومی شبکه بانکی است. وقتی احساس شود یک بانک بزرگ، منابع را بیشتر برای خودش نگه میدارد، حس بیعدالتی شکل میگیرد. حتی اگر در پشت صحنه، دلایل فنی یا مدیریتی وجود داشته باشد.البته باید گفت بقیه بانکها هم با محدودیتهای خاص خودشان روبهرو هستند. از مسائل امنیتی گرفته تا لجستیک توزیع اسکناس. اما در نهایت، آنچه در ذهن مردم میماند، تجربه شخصی است، نه توضیحهای فنی.
ایرانچک ۵۰۰ هزار تومانی در راه
صحبت از ورود ایرانچک ۵۰۰ هزار تومانی به چرخه پولی، همزمان با همین فضا اتفاق افتاد. اسکناسی درشت که هدفش سادهتر کردن مبادلات نقدی است. بهجای چند برگ اسکناس، یک برگ.برای برخی، این ایرانچک نشانه هماهنگی سیستم پولی با واقعیتهای امروز است. برای برخی دیگر، فقط راهی برای مدیریت موقت تقاضاست. در هر صورت، توزیع این ایرانچکها هم به همان مسئله قدیمی برمیگردد و امکان پولرسانی منظم و عادلانهتر را فراهم میکند. اما احتمالا به دلیل سهولت در گردش پول، اثر تورمی اندکی هم برجای میگذارد.
تجربهای که باقی میماند
افزایش اشتیاق به پول نقد، شاید پدیدهای مقطعی باشد. شاید هم نشانهای از احتیاط مزمن در جامعه. آنچه مهم است، آمادگی شبکه بانکی برای پاسخ به این رفتار است.در این میان، بانکهای بزرگ، بهویژه بانک ملی که به نیابت از بانک مرکزی مسئولیت پولرسانی به شبکه بانکی را برعهده دارد، بیش از دیگران زیر ذرهبین قرار دارند. چون هر تصمیم آنها، اثر وسیعتری دارد.
روایت زندگی روزمره
این گزارش قصد قضاوت ندارد. فقط آنچه در هفتههای اخیر در شعب و کنار خودپردازها دیده شده است را روایت میکند. نه بحران، نه صفهای طولانی. فقط افزایش آرام اما محسوس میل به پول نقد. سوالی که باقی میماند ساده است. اگر این میل دوباره اوج بگیرد، شبکه بانکی چقدر آماده است؟ آیا توزیع پول، اینبار عادلانهتر انجام میشود یا نه؟ اینها پرسشهایی است که پاسخ آنها، نه در آمارهای کلان، بلکه در تجربه روزمره مردم پیدا میشود.






