هفت صبح، زهرا مهدور | در سالی که جهان بیش از هر زمان دیگری زیر سایه بی‌ثباتی حرکت می‌کند، طلا دوباره به قهرمان خاموش اقتصاد جهانی تبدیل شده است. هر بار که تنش‌های سیاسی شعله می‌کشد چه در قالب جنگ تجاری میان قدرت‌ها، چه در قالب تهدیدهای ژئوپلیتیک؛ سرمایه‌ها بی‌درنگ مسیر خود را عوض می‌کنند و به سمت طلا به عنوان امن‌ترین دارایی شناخته‌شده بشر می‌روند. موج جدید هجوم به ذخایر طلا، تنها یک رفتار سرمایه‌گذاری نیست، بلکه نشانه‌ای از نگرانی عمیق اقتصاد جهانی بوده که از بازارهای مالی فراتر رفته و حتی بر صنعت، اشتغال و تورم جهانی سایه انداخته است.

 

درواقع افزایش ذخایر طلا توسط دولت‌ها و سرمایه‌گذاران بزرگ، به معنای خروج نقدینگی از بخش‌های مولد اقتصاد است که می‌توانست در کارخانه‌ها، خطوط تولید، پروژه‌های اشتغال‌زا و نوآوری‌های صنعتی جریان پیدا کند اما اکنون در گاوصندوق‌ها و خزانه‌ها حبس می‌شود و همین تغییر مسیر سرمایه، دیر یا زود اثر خود را بر رشد اقتصادی، هزینه تولید و سطح عمومی قیمت‌ها نشان خواهد داد.بررسی بازارهای مالی صحنه‌ای را ترسیم می‌کند که در آن طلا دوباره به بازیگر اصلی اقتصاد جهانی تبدیل شده که هر حرکتش می‌تواند موج تازه‌ای  ایجاد کند و آینده اقتصاد کشورها از آمریکا و اروپا گرفته تا ایران را تحت تأثیر قرار دهد.

 

نوسان قیمت جهانی طلا


قیمت جهانی طلا در آخرین روزهای دی‌ماه ۱۴۰۴ همچنان در نزدیکی قله‌های تاریخی خود حرکت می‌کند؛ گویی بازار در برابر هر خبر تازه‌ای از تنش‌های سیاسی و تجاری، یک‌بار دیگر به طلا پناه می‌برد. اونس 4700 دلار نشان می‌دهد بازار هنوز در فضای پرتنش فعلی، تمایلی به عقب‌نشینی ندارد. در پشت این پایداری کم‌سابقه، دو نیروی اصلی یعنی تشدید اختلافات تجاری میان آمریکا و اتحادیه اروپا و افزایش تنش‌های ژئوپلیتیک قرار دارد. تهدید اخیر رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر اعمال تعرفه ۱۰ درصدی بر کالاهای هشت کشور اروپایی از ابتدای فوریه، بازارها را دوباره در وضعیت دفاعی قرار داده است.

 

اگر اروپا با درخواست آمریکا درباره گرینلند همراهی نکند، ممکن است تعرفه علیه اروپا در تابستان به ۲۵ درصد برسد. اتحادیه اروپا نیز قرار است در نشست فوق‌العاده‌ای درباره واکنش احتمالی تصمیم‌گیری کند. همزمان، دانمارک برای مقابله با فشارهای واشنگتن، حضور نظامی خود را در گرینلند افزایش داده است که به‌خودی‌خود پیام روشنی از بالا گرفتن تنش‌ها دارد. در چنین فضایی، سرمایه‌گذاران چشم به انتشار شاخص مخارج مصرف شخصی آمریکا دوخته‌اند که می‌تواند مسیر آینده نرخ بهره فدرال رزرو را روشن‌تر کند و به‌طور مستقیم بر بازار طلا اثر بگذارد.

 

طلا در سال جاری همان روند قدرتمند سال ۲۰۲۵ را ادامه داده چون تنش‌های ونزوئلا و ایران و نگرانی‌ها درباره استقلال فدرال رزرو، موج تازه‌ای از تقاضای امن را به بازار تزریق کرد.اکنون نیز به نظر می‌رسد طلا در کوتاه‌مدت بیش از هر چیز به تحولات سیاسی میان آمریکا و اروپا و همچنین سیگنال‌های تورمی فدرال رزرو حساس است. هر نشانه‌ای از تشدید تنش یا ابهام اقتصادی، می‌تواند این فلز گرانبها را یک گام دیگر به سمت رکوردهای تازه سوق دهد.

 

بازار طلای ایران متفاوت از سایر کشورها


وقتی پای بازار جهانی طلا به ایران می‌رسد، داستان شکل دیگری پیدا می‌کند. طلا در اقتصاد ایران تنها یک دارایی سرمایه‌ای نیست، بلکه پناهگاه روانی برای سرمایه مردم است، به ویژه در شرایط بی‌ثبات کنونی طلا شاخصی از بی‌اعتمادی به سیاست‌های ارزی و آینه‌ای از انتظارات تورمی است. به همین دلیل کوچک‌ترین تغییر در سیاست‌های ارزی حتی یک تصمیم اداری یا یک جمله مبهم می‌تواند موجی تازه در بازار طلا ایجاد کند و قیمت‌ها را به حرکت درآورد.


در ایران برخلاف بسیاری از کشورها، قیمت طلا بیش از آنکه تابع بازار جهانی باشد، به نرخ ارز داخلی گره خورده است. حتی اگر قیمت جهانی طلا ثابت بماند، یک جهش کوچک در دلار می‌تواند قیمت سکه را چند میلیون تومان بالا ببرد. همین وابستگی شدید باعث شده سیاست‌های ارزی دولت و بانک مرکزی از مدیریت بازار حواله گرفته تا مداخله در بازار نقدی نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری یا تخلیه حباب طلا داشته باشند. اما پرسش مهم این است که آیا بانک مرکزی می‌تواند جلوی شکل‌گیری حباب‌های جدید را بگیرد؟ به طور قطع موضع گیری عبدالناصر همتی برای ایجاد ثبات کافی نیست و  به مجموعه‌ای از عوامل بستگی دارد.


نخستین عامل، ثبات ارزی است. تجربه سال‌های اخیر نشان داده هر زمان بازار ارز بی‌ثبات شده، طلا بدون توجه به قیمت جهانی جهش کرده است. اگر بانک مرکزی بتواند نرخ ارز را در یک دامنه قابل پیش‌بینی نگه دارد، بخش بزرگی از هیجان بازار طلا فروکش می‌کند. اما در شرایطی که سیاست‌ها ناپایدار باشد یا چند نرخ مختلف در بازار وجود داشته باشد، طلا به‌سرعت به پناهگاه سرمایه تبدیل می‌شود و حباب شکل می‌گیرد.


عامل دوم، مدیریت انتظارات است. بازار طلا در ایران بیش از آنکه به واقعیت‌های اقتصادی واکنش نشان دهد، به آینده واکنش نشان می‌دهد. شایعه یک تحریم جدید، زمزمه تغییر سیاست ارزی یا حتی یک اظهارنظر مبهم کافی است تا قیمت‌ها بالا برود. اگر بانک مرکزی نتواند پیام‌های شفاف، هماهنگ و قابل اعتماد به بازار بدهد، عملاً ابزار کنترل طلا را از دست می‌دهد.
سومین عامل، رفتار تقاضای داخلی است. در دوره‌هایی که مردم نسبت به آینده نگران می‌شوند، تقاضا برای خرید طلا ناگهان افزایش می‌یابد. برخلاف برخی کشورها، بانک مرکزی ایران ذخایر طلای خود را برای تنظیم بازار عرضه نمی‌کند؛ بنابراین تنها ابزار واقعی‌اش کنترل نرخ ارز است.

 

در چنین شرایطی، هر موج نگرانی اجتماعی می‌تواند به جهش قیمت طلا منجر شود. بنابراین بانک مرکزی می‌تواند شدت نوسانات طلا را کاهش دهد، اما نمی‌تواند به‌طور کامل مانع شکل‌گیری حباب شود، مگر اینکه سیاست ارزی یکپارچه و قابل پیش‌بینی باشد، چندنرخی بودن ارز حذف شود، پیام‌های اقتصادی شفاف و بدون تناقض منتشر شود، انتظارات تورمی مدیریت شود و بازار ارز از شوک‌های سیاسی و خارجی مصون بماند. در غیر این صورت، طلا همچنان پناهگاه امن سرمایه باقی خواهد ماند و هر موج کوچک در سیاست ارزی می‌تواند موج بزرگی در بازار طلا ایجاد کند.