
هفت صبح| ساعت از ۹ شب گذشته است. صفحههای فردا یکییکی بسته میشوند، دبیران آخرین تیترها را جابهجا میکنند و خبرنگار، خبر تازهای را از پشت تلفن برای سرویس میخواند. در ظاهر همه چیز مثل سالهای قبل است. همان تحریریه، همان صفحهبندی و همان عجله همیشگی برای رساندن روزنامه به چاپخانه. اما چند کیلومتر آنطرفتر، نگرانی دیگری جریان دارد. چاپخانه منتظر کاغذ است، مسئول لیتوگرافی دنبال زینک میگردد و مدیر روزنامه حساب میکند که فردا، چاپ هر نسخه چند تومان گرانتر از امروز تمام خواهد شد.
بحران اقتصادی مطبوعات، فقط دردسر ارسال به شهرستانها، اولویت سیگارفروشی در دکهها یا کوچ مخاطبان به فضای مجازی نیست. روزنامه، پیش از آنکه روی دکه بنشیند، از دل یک کارخانه بیرون میآید. کارخانهای که برای تولید روزنامه به کاغذ، زینک و مرکب احتیاج دارد. همین سه قلم، امروز به بزرگترین دردسر ناشران تبدیل شدهاند. چاپخانهداران میگویند قیمت تولید زینک ۱۰۶۰ مخصوص روزنامه، از مرز یک میلیون تومان عبور کرده است.
زینکی که چند سال قبل بخش کوچکی از هزینه چاپ بود، امروز به یکی از سنگینترین ردیفهای هزینه تبدیل شده است. هر فرم چهاررنگ روزنامه، 8 برگ زینک مصرف میکند و با افزایش تعداد صفحهها، هزینه با سرعت بالا میرود. به گفته سادات اردستانی ناظر چاپ، تهیه زینک چهاررنگ برای چاپ یک فرم دوطرفه روی دستگاه اسپیدمستر با تیراژ ده هزار نسخه، حدود 8 میلیون تومان هزینه دارد. رقمی که کاغذ، دستمزد چاپ و سایر هزینهها را در بر نمیگیرد. برای روزنامهای که هر شب منتشر میشود، چنین اعدادی معنای دیگری دارند. یعنی هزینهای که هر شب تکرار میشود و فردا دوباره از نو آغاز خواهد شد.
از کیفیت تا موجود بودن
چند سال قبل مدیران چاپخانه میان چند برند زینک و مرکب انتخاب میکردند. اگر کیفیت رنگ مطلوب نبود، برند دیگری جای آن را میگرفت. اگر دوام زینک رضایتبخش نبود، سفارش بعدی از شرکت دیگری ثبت میشد. امروز این حق انتخاب تقریباً از بین رفته است. بازار بیش از هر چیز با کمبود روبهرو است. هر کالایی که به بازار برسد، شانس زیادی برای فروش دارد. رقابت بر سر کیفیت جای خود را به رقابت برای پیدا کردن کالا داده است. در چنین بازاری، افت کیفیت چاپ دور از انتظار نیست.
اپراتورهای چاپ میگویند بخشی از زینکهای موجود، دوام گذشته را ندارند. بعضی از آنها در تیراژهای بالا زودتر فرسوده میشوند و دقت انتقال تصویر کاهش پیدا میکند. مرکبها نیز یکدست نیستند. غلظت رنگ تغییر میکند، خشک شدن زمان بیشتری میخواهد و رسیدن به رنگ دلخواه، تنظیمهای بیشتری روی دستگاه طلب میکند. خواننده روزنامه شاید دلیل فنی این تغییر را نداند، اما تفاوت را میبیند. آبی صفحه اول مثل گذشته شفاف نیست، مشکی عمق سابق را ندارد و عکسها گاهی کدرتر از قبل چاپ میشوند. چاپخانه هم برای رسیدن به همان کیفیت گذشته، ناچار است زمان بیشتری صرف تنظیم دستگاه کند؛ یعنی مصرف بیشتر کاغذ، ضایعات بیشتر و هزینه بالاتر.
دنیا راه دیگری رفت
بازار جهانی چاپ، طی 10سال گذشته مسیر متفاوتی را پشت سر گذاشته است. در اروپا، ژاپن، کره جنوبی و بخش بزرگی از آسیا، تولیدکنندگان بزرگ زینک روی فناوریهای تازه سرمایهگذاری کردهاند. پلیتهای حرارتی نسل جدید، زینکهای بدون ظهور و محصولاتی با دوام بالاتر، جای نمونههای قدیمی را گرفتهاند. این زینکها تعداد چاپ چند صدهزار نسخهای را که زمانی به ورقه مسی احتیاج داشت تحمل میکنند، دقت انتقال تصویر بالاتری دارند و مواد شیمیایی کمتری مصرف میکنند. قیمت آنها هم البته افزایش یافته است.
رشد بهای آلومینیوم، انرژی و حملونقل، هزینه تولید را بالا برد، اما چاپخانهها در مقابل، کالایی با کیفیت بهتر دریافت میکنند. در ایران، داستان شکل دیگری پیدا کرد. بخش زیادی از برندهای شناختهشده بازار از دسترس خارج شدند و سهم زینکهای ارزانتر چینی بیشتر شد. بعضی از این محصولات کیفیت قابل قبولی دارند، اما فعالان صنعت چاپ معتقدند ثبات کیفیت آنها با برندهای قدیمی آلمانی، کرهای و ژاپنی قابل مقایسه نیست.
هر محموله، تجربه تازهای برای چاپخانه است. یک بار کیفیت رضایتبخش است و بار دیگر اپراتور ساعتها برای تنظیم رنگ و فشار دستگاه وقت میگذارد. همین وضعیت درباره مرکب نیز دیده میشود. چاپخانهداران میگویند کیفیت بعضی از مرکبهای موجود، از نظر تطبیق با جدول رنگ، شفافیت رنگ، چسبندگی، سرعت خشک شدن و ثبات، با نمونههایی که چند سال قبل مصرف میشد فاصله دارد.
بحران، فقط گرانی نیست
در صنعت چاپ، افزایش قیمت همیشه به معنای افت کیفیت نیست. در بسیاری از کشورها، چاپخانهها امروز برای خرید زینک، کاغذ و مرکب پول بیشتری نسبت به 10سال قبل میپردازند، اما در مقابل، کالایی با کیفیت بالاتر تحویل میگیرند.زینکهای حرارتی نسل جدید عمر بیشتری دارند، جزئیات تصویر را دقیقتر منتقل میکنند و کیفیت خود را در تیراژهای بالا حفظ میکنند. مرکبهای جدید نیز ثبات رنگ بالاتری دارند، سریعتر خشک میشوند و مصرف کمتری روی ماشین چاپ دارند.
همین تغییرها باعث شده بسیاری از روزنامههای اروپایی و آسیایی با وجود گرانی مواد اولیه، کیفیت چاپ خود را حفظ کنند و حتی ارتقا دهند. در ایران اما ناشران از تجربه دیگری حرف میزنند. افزایش قیمت با کاهش تنوع بازار همراه شده است و بسیار بیشتر از تحولات جهانی بوده است. انتخابها محدودتر شده و هر بار که محمولهای تازه وارد بازار میشود، چاپخانه دوباره باید کیفیت آن را محک بزند.
رنگهایی که آرامآرام تغییر کردند
شاید کمتر خوانندهای هنگام ورق زدن روزنامه به کیفیت رنگ فکر کند، اما چاپخانهداران تفاوت را خوب میبینند. مشکی، دیگر آن تیرگی گذشته را ندارد. رنگهای آبی و قرمز گاهی کدرتر دیده میشوند. در بعضی عکسها، سایهها زودتر از حد معمول در هم میروند و جزئیات تصویر از بین میرود..رسیدن به همان کیفیتی که چند سال قبل با چند دقیقه تنظیم دستگاه به دست میآمد، امروز زمان بیشتری میخواهد.
بخش مهمی از این تغییر، به کیفیت مرکب موجود در بازار ایران برمیگردد و بخشی دیگر به زینک، لاستیک چاپ و حتی نوع کاغذ. وقتی همه این حلقهها همزمان افت کنند، خروجی نهایی هم تغییر میکند. تغییری که شاید برای خواننده نامحسوس باشد، اما برای کسی که هر روز کنار ماشین چاپ میایستد، کاملاً آشکار است.
صنعتی که دیده نمیشود
مشکلات صنعت تولید روزنامهها و مجلات کاغذی، روزافزون است. صنعتی که بدون کاغذ، زینک، مرکب، قطعات یدکی، برق و ماشین چاپ، هیچ خبری را به دست مخاطب نمیرساند. سالها پیش، تهیه این اقلام دغدغه اصلی مدیران رسانه نبود. امروز اما تماس با فروشنده کاغذ، پیگیری ترخیص یک محموله زینک یا پیدا کردن مرکب مناسب، بخشی از برنامه روزانه بسیاری از ناشران شده است.
ادامه این روند، نفس رسانههای خصوصی را به شماره میاندازد. روزنامهای که هر شب با هزار زحمت منتشر میشود، باید پیش از رقابت با شبکههای اجتماعی، از سد بازار آشفته مواد اولیه عبور کند. اگر قرار است رسانههای کاغذی همچنان بخشی از حافظه جمعی جامعه باقی بمانند، نخستین گام، بازگرداندن ثبات به بازار ملزومات چاپ است. بازاری که امروز بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای روشن، واردات روان، رقابت سالم و دسترسی پایدار نیاز دارد.
مخاطب فردا صبح، هنگام خرید روزنامه، تیترها و قیمت روی جلد را میبیند. اما پشت همان چند برگ کاغذ، زنجیرهای از نگرانی، انتظار و هزینه پنهان شده است. زنجیرهای که از انبارهای کاغذ آغاز میشود، از گمرکها و چاپخانهها میگذرد و سرانجام به دکه روزنامهفروشی میرسد. اگر یکی از این حلقهها از هم بگسلد، زیان آن منحصر به یک ناشر یا یک چاپخانه نخواهد بود و در عمل، بخشی از جریان اطلاعرسانی کشور، آرام و بیصدا، کوچکتر میشود.
سرمایهای برای فرهنگ عمومی
امیر تاجیک مدیرمسئول روزنامه هفتصبح در این خصوص میگوید: «روزنامه کاغذی، بخشی از حافظه زنده جامعه است. هر شماره روزنامه، حاصل ساعتها گفتوگو، تحقیق، شنیدن صدای مردم و تبدیل دغدغههای آنان به مطالبهای قابل طرح در برابر مسئولان است. مطبوعات طی دهههای گذشته، مسیر انتقال بسیاری از خواستهها، انتقادها و پیشنهادهای شهروندان را هموار کردهاند و در شکلگیری گفتوگویی سازنده میان جامعه و مدیران کشور سهمی ارزشمند داشتهاند.
امروز این مسیر بیش از هر زمان دیگری زیر فشار هزینههای سنگین تولید قرار گرفته است. رشد قیمت کاغذ، زینک، مرکب، چاپ و سایر ملزومات، ادامه انتشار روزنامههای کاغذی را با دشواری فراوان همراه کرده است. در چنین شرایطی، بخشی از جریان ارتباطی میان مردم و مسئولان آسیب میبیند.»
در روزهایی که همه از گسترش فضای مجازی سخن میگویند، واقعیتی مهم از نگاهها دور میماند. تاجیک معتقد است:«همه شهروندان دسترسی یکسان و آسان به رسانههای دیجیتال ندارند. سالمندان همچنان با روزنامه کاغذی انس گرفتهاند و آن را رسانهای قابل اعتماد میدانند. برای بسیاری از سربازان و زندانیان نیز نسخه چاپی، در دسترسترین راه ارتباط با اخبار، تحلیلها و مسائل روز کشور است. اگر چراغ مطبوعات کاغذی کمفروغ شود، این گروهها بیش از دیگران از جریان گفتوگوی عمومی فاصله خواهند گرفت.»
حمایت از روزنامههای کاغذی، حمایت از یک بنگاه اقتصادی یا یک صنعت چاپ نیست. سخن از پاسداری از نهادی فرهنگی است که سالها میان مردم و مسئولان پل ارتباطی ساخته و صدای جامعه را با دقت، مسئولیت و امانتداری منتقل کرده است. هر اندازه انتشار مطبوعات دشوارتر شود، همین پل نیز باریکتر خواهد شد. در حقیقت حفظ روزنامه کاغذی، پاسداری از فرهنگ گفتوگو و تقویت سرمایه اجتماعی کشور است.
وقتی کیفیت از فهرست خرید حذف میشود
نکیسا خدیشی، مدیرمسئول روزنامه پیام ما، معتقد است بازار امروز دیگر شباهتی به یک بازار رقابتی ندارد. او میگوید: «واقعیت این است که امروز دیگر بحث کیفیت، عملاً از دستور کار مدیران رسانههای کاغذی خارج شده است. وقتی در بازار با کمبود کاغذ، زینک و سایر اقلام مصرفی روبهرو هستیم، اولویت انتخاب کالای باکیفیت نیست. اول باید کالایی پیدا شود که انتشار روزنامه را متوقف نکند.»او از تغییری حرف میزند که شاید در نگاه اول دیده نشود، اما همه ناشران آن را لمس کردهاند. «بازار از حالت رقابتی خارج شده است. عرضهکننده قیمت را تعیین میکند و ناشر ناچار است همان قیمت را بپذیرد.»
به گفته خدیشی، بحران امروز با سالهای قبل تفاوت دارد. «این وضعیت در سالهای گذشته هم وجود داشت، اما در سال ۱۴۰۴ به مرحله بحرانی رسید. تأمین مواد اولیه چاپ هر روز دشوارتر، زمانبرتر و پرهزینهتر شده است.» نتیجه این بیثباتی، از نگاه او، از بین رفتن امکان برنامهریزی است. «اگر پیشتر برنامهریزی بلندمدت دشوار بود، امروز حتی برای سه ماه آینده هم نمیتوان تصمیم مطمئنی گرفت. قیمت و میزان دسترسی به مواد اولیه مدام تغییر میکند.»
او اعتقاد دارد رسانههای خصوصی بیشترین فشار را تحمل میکنند. «بخش زیادی از رسانهها به شکل مستقیم یا غیرمستقیم از حمایت دولت یا نهادهای عمومی برخوردارند، اما رسانههای مستقل با هزینه واقعی بازار زندگی میکنند. طبیعی است که صدای آنها کمتر شنیده شود.»
خدیشی راه نجات را در بازنگری قوانین میبیند. «وقتی حمایت موثری از تأمین کاغذ و زینک وجود ندارد، قانون هم باید خودش را با واقعیت اقتصادی امروز هماهنگ کند. این بازنگری باید با حضور رسانههای مستقل انجام شود. چون بیش از همه با مشکلات این حوزه زندگی کردهاند.»
چرا هند و پاکستان هنوز روزنامه چاپ میکنند؟
کافی است نگاهی به دکههای روزنامهفروشی دهلی، بمبئی، کراچی یا لاهور بیندازید. صدها روزنامه محلی و سراسری، هر صبح روی پیشخوان میآیند. در کشورهایی که درآمد سرانهشان از بسیاری از کشورهای جهان پایینتر است. دلیل این تفاوت، ثروتمند بودن ناشران نیست. هند طی دو دهه گذشته سرمایهگذاری بزرگی روی صنعت کاغذ، مرکب و چاپ انجام داده است. بخش زیادی از کاغذ روزنامه در داخل تولید میشود. دهها شرکت خصوصی در بازار زینک، مرکب و مواد شیمیایی رقابت میکنند و ناشر برای خرید، حق انتخاب دارد. اگر قیمت یک شرکت بالا برود، رقیب دیگری در بازار حضور دارد.
پاکستان نیز با وجود بحرانهای اقتصادی، مسیر واردات مواد اولیه چاپ را باز نگه داشته است. نوسان قیمت وجود دارد، اما چاپخانهها معمولاً با کمبود طولانیمدت زینک یا مرکب روبهرو نمیشوند. فعالان صنعت چاپ میگویند تفاوت اصلی همینجاست. ناشر هندی یا پاکستانی وقتش را صرف تولید محتوا میکند، اما ناشر ایرانی بخش مهمی از انرژی خود را برای پیدا کردن کاغذ، زینک و مرکب میگذارد.
مجبور شدیم چاپخانه را عوض کنیم
حجت طهماسبی، مدیر اجرایی روزنامه اعتماد و سردبیر روزنامه تعادل میگوید بحران زینک به اندازهای جــدی شده که روزنامه ناچار به تغییر چاپخانه شده است. او در گفتوگو با هفت صبح میگوید: «مشکل ما این است که در ماههای اخیر، برخی از زینکها به شدت نایاب شدند و بنابراین مجبور شدیم چاپخانه را تغییر بدهیم.» پیش از آن نیز راهحل موقتی دیگری پیدا کرده بودند. راهحلی که هزینه خودش را داشت. طهماسبی میگوید: «در مقطعی مجبور شدیم از زینکهای برشزده استفاده کنیم که هم برای دستگاه چاپ مضر است و هم کیفیت چاپ را پایین میآورد.»
او دلیل کمبود را در بازار واردات جستوجو میکند. «تأمینکنندگان میگویند بارهای وارداتی خوابیده و ترخیص سخت شده است.» نگرانی او فقط امروز نیست بلکه آیندهای است که هر روز مبهمتر از قبل به نظر میرسد. «نسبت به آینده خیلی نگرانیم. توجیه اقتصادی انتشار روزنامه از بین رفته است و دخل و خرج با هم نمیخواند.» همین مسئله باعث شده تا برخی روزنامهها، تیراژ خود را به شدت کاهش دهند یا پنجشنبهها و بینالتعطیلین، نسخه کاغذی را حذف کنند.
کاغذی که دیگر کالای عادی نیست
چند سال قبل مدیر یک روزنامه، هر چند ماه، سفارش کاغذ مورد نیاز ماههای آتی را میداد و دغدغهاش، فقط پرداخت هزینه بود. امروز حتی اگر پول آماده باشد، تضمینی برای پیدا شدن کاغذ وجود ندارد. بازار به اندازهای کوچک و بیثبات شده که بسیاری از خریدها با تماسهای پیاپی، واسطهگری و انتظار برای رسیدن یک محموله انجام میشود.
ناشران میگویند مشکل فقط گرانی نیست و مشکل مهمتر، نداشتن چشمانداز است. وقتی کسی نمیداند یک ماه دیگر کاغذ با چه قیمتی پیدا خواهد شد، برنامهریزی برای انتشار روزنامه هم معنای خود را از دست میدهد. امیر اقتناعی، مدیرمسئول روزنامه سازندگی، از آخرین روزهای دریافت کاغذ حمایتی یاد میکند. او به هفتصبح میگوید: «سال گذشته آخرین کاغذهای سهمیهای و یارانهای به ما اختصاص یافت که بخشی از نیاز را پوشش میداد.»
به گفته او، فاصله قیمت کاغذ حمایتی با بازار آزاد بسیار زیاد بود و همین اختلاف، بخش مهمی از هزینه انتشار را کاهش میداد. «کاغذ سهمیهای در سال ۱۴۰۴ کیلویی 8 تا ۹ هزار تومان بود. در بازار آزاد بین ۲۵ تا ۳۰ هزار تومان خرید و فروش میشد. الان اگر هم پیدا شود، قیمتها از ۱۸۰ هزار تومان بالاتر است. از کاغذ دولتی و حمایتی هم خبری نیست.»
اقتناعی میگوید فشار هزینه فقط از سمت کاغذ وارد نشده است. «امسال به دلیل تحریمها و محاصره دریایی، قیمت زینک چند برابر شده است. هزینه برق، اینترنت و سایر مخارج دفتر هم به شدت بالا رفته است.» او از بیتوجهی مسئولان هم گلایه دارد. «بعد از جنگ ۱۲ روزه و همچنین جنگ ۴۰ روزه، هیچ خبری از مسئولان دولتی در حمایت نبود. دریغ از حتی یک سرکشی و دلجویی.» به اعتقاد او، مشکل فقط افزایش هزینه انتشار نیست. « بعد از دو جنگ اخیر، خیلی از اهالی رسانه بیکار شدند.»
اقتناعی از فشارهای حقوقی هم میگوید. فشاری که به باور او، همزمان با بحران اقتصادی سنگینتر شده است.« در حوزه امنیتی، سیاسی و قضایی تعداد شکایتها بیشتر شده و همین مسئله، محافظهکاری را تشدید کرده و مرجعیت رسانه داخلی را تضعیف کرده است.»







