
هفت صبح، زهرا ابراهیمیان| شبِ مهمانی هنوز نرسیده، اما حسابوکتابش از مدتها قبل شروع شدهاست. فهرست مهمانها روی کاغذ میآید، منو بالا و پایین میشود، تعداد پرسها اصلاح میشود و در نهایت، عددی روی صفحه گوشی ظاهر میشود که کمی مکث میطلبد. ۹ میلیون، ۱۰ میلیون، گاهی هم بیشتر. این فقط قیمت غذاست، آن هم بدون دسرهای خاص یا پذیرایی تجملی. در چنین لحظهای، یک گزینه تازه وارد تصمیمگیری میشود که پرداخت قسطی است. این گزارش، روایت همین لحظههاست. لحظههایی که قیمت غذا، بخشی از معادله پیچیده معیشت شده است.
تفریح به تصمیم مالی تبدیل میشود
تا همین چند سال پیش، سفارش غذا بیشتر بهعنوان یک انتخاب راحت یا حتی تفریحی دیده میشد. روزی که حوصله آشپزی نبود یا قرار بود جمعی دور هم بنشینند. اما حالا، سفارش غذا به یک تصمیم جدی مالی تبدیل شده است. تصمیمی که باید با دخلوخرج ماهانه هماهنگ باشد.
امروز قیمت هر پرس غذای ساده، بهراحتی از ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان عبور میکند. اگر غذا کمی رسمیتر باشد یا ترکیبهایی مثل کباب، خوراکهای گوشتی یا غذاهای فرنگی در منو قرار بگیرد، این عدد به ۷۰۰ هزار تومان یا یکمیلیون و 300 هزار تومان هم میرسد. حالا این عدد را در ۱۰ یا ۱۵ نفر ضرب کنید. نتیجه، فاکتوری است که برای بسیاری از خانوادهها شوکآور است.
قسط برای دوام آوردن
برخلاف تصور رایج، استقبال از پرداخت قسطی غذا، الزاماً از سوی افراد کمدرآمد نیست. اتفاقاً بخش زیادی از متقاضیان، همان طبقه متوسطی هستند که درآمد دارند اما دخل و خرجشان بهشدت به هم نزدیک شده است.وقتی هزینه یک مهمانی معادل نیمی از حقوق ماهانه میشود، تقسیم آن در چند قسط، منطقی به نظر میرسد.
برای مثال، یک سفارش ۱۲ میلیون تومانی اگر در چهار قسط پرداخت شود، به ماهی ۳ میلیون تومان میرسد. عددی که هرچند هنوز سنگین است، اما قابل مدیریتتر از پرداخت یکجای کل مبلغ است. البته سقف قسطی کردن مستقیم در سکوهای سفارش برخط غذا، برای کاربرهای مختلف از 1 تا 4 میلیون تومان است و برای قسطی کردن ارقام بالاتر، باید از ترکیب خدمات این سکوها با سکوهای BNPL استفاده کرد.
قسط، تصمیم را آسانتر میکند
بسیاری از کسانی که از این روش استفاده کردهاند، از یک حس مشترک صحبت میکنند: «آرامش در تصمیم.» آرامش از اینکه مجبور نیستند برای مهمانی، یا کیفیت غذا را پایین بیاورند یا تعداد مهمانها را خیلی کم کنند. آرامش از اینکه هزینه، یکباره روی سرشان آوار نمیشود.
برای بعضیها، این امکان حتی باعث شده دوباره به مهمانیدادن فکر کنند؛ چیزی که در ماههای اخیر، بهدلیل گرانی، بهتدریج از سبک زندگی حذف شده بود.
تغییر الگوی مصرف
قسطی خریدن، زمانی فقط برای کالاهای بزرگ مانند یخچال، ماشین لباسشویی و گوشی موبایل معنا داشت. اما حالا، خدمات روزمره هم وارد این چرخه شدهاند. غذا، سفر، آموزش و حتی درمان. این تغییر، یک پیام روشن دارد. هزینههای جاری زندگی آنقدر بالا رفتهاند که پرداخت نقدیِ بسیاری از خدمات، از توان بخش بزرگی از جامعه خارج شده است. قسطیشدن غذا، شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد، اما در واقع ادامه همان مسیری است که سالها پیش آغاز شده بود.
دشواری مهمانیهای کاری
در مهمانیهای خانوادگی، شاید بتوان سادهتر تصمیم گرفت. اما در مهمانیهای کاری یا جلسات رسمی، داستان فرق میکند. شرکتها، تیمهای کاری و حتی کسبوکارهای کوچک، ناچارند برای جلسات، پذیرایی درخور تدارک ببینند. در چنین شرایطی، حذف غذا یا کاهش شدید کیفیت، میتواند به تصویر حرفهای لطمه بزند. پرداخت قسطی، این امکان را میدهد که هزینهها مدیریت شود، بدون آنکه ظاهر ماجرا به هم بریزد.
منتقدان چه میگویند؟
بهرغم استقبال، این روند بدون منتقد هم نیست. برخی کارشناسان هشدار میدهند که قسطیشدن غذا، افراد را به خرجکردن بیش از توان واقعیشان سوق میدهد. وقتی پرداخت به آینده موکول میشود، تصمیمهای هیجانی راحتتر گرفته میشوند. آنها میگویند ممکن است کسی مهمانی بزرگتری برگزار کند یا منوی گرانتری انتخاب کند، فقط به این دلیل که فشار مالی فوری احساس نمیشود. نتیجه، چند ماه تعهد مالی اضافه است. تعهدی که شاید در کنار اقساط دیگر، به مشکل تبدیل شود.
مردم چه میکنند؟
اما پاسخ بسیاری از مصرفکنندگان به این انتقاد، ساده است: «انتخاب دیگری نداریم.» در شرایطی که قیمتها مدام بالا میروند، حذف کامل مهمانی، دورهمی یا حتی پذیرایی کاری، همیشه ممکن نیست. قسطیبودن، از نگاه آنها، انتخابی است برای حفظ حداقلی از سبک زندگی.
آینهای از فشار اقتصادی
قسطیشدن غذا نشانهای است از فشار اقتصادی که تا جزئیترین بخشهای زندگی نفوذ کرده است. جایی که حتی خوراک که باید روزمره و ساده باشد، به تصمیمی نیازمند برنامهریزی مالی تبدیل شده است. این تغییر، شاید در کوتاهمدت به مدیریت هزینهها کمک کند، اما در بلندمدت، سوالهای جدیتری را پیش میکشد. آیا زندگی روزمره در حال تبدیل شدن به مجموعهای از اقساط است؟ و اگر چنین است، خط قرمز کجاست؟
حسابوکتاب مهمانی ادامه دارد
شب مهمانی بالاخره میرسد. غذا سرو میشود، خندهها بلند میشود و برای چند ساعت، عددها و قسطها فراموش میشوند. اما بعد از رفتن مهمانها، فاکتور همچنان باقی است. البته نه بهصورت یک عدد بزرگ، بلکه در چند قسط کوچکتر.
شاید همین کوچکشدن عددهاست که به بسیاری اجازه میدهد هنوز مهمانی بگیرند، هنوز دور هم جمع شوند و هنوز، با وجود همه فشارها، بخشی از زندگی اجتماعیشان را حفظ کنند. قسطیبودن غذا، نشانهای است از تلاش مردم برای دوام آوردن.
عددها حرف میزنند
برای درک بهتر ماجرا، کافی است یک مهمانی کوچک را تصور کنیم
۱۲ نفر، بدون تجمل خاص
غذای اصلی
میانگین هر پرس ۶۵۰ هزار تومان
مجموعا حدود ۷.۸ میلیون تومان پیشغذا
نوشیدنی و مخلفات
حداقل ۱.۵ تا ۲ میلیون تومان
جمع کل
حدود ۹.۵ تا ۱۰ میلیون تومان
اگر تعداد مهمانها بیشتر شود یا کیفیت غذا کمی بالاتر برود، عدد نهایی بهراحتی از ۱۲ یا حتی ۱۵ میلیون تومان عبور میکند. اینجاست که پرداخت یکجای مبلغ، برای بسیاری سخت یا حتی غیرممکن میشود






